مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين (ساعت پاسخگوي احكام شرعي 20 الي 21:30 شب10 صبح الي 11:30 ظهر)

پيامبر(ص)بعداز كدام جنگ مامورشد به سراغ يهودبني قريظه برود وماجرا چگونه بود؟

پيامبر(صلى الله عليه وآله) بلافاصله بعد از پايان «جنگ احزاب»، از طرف خداوند مأمور شد، حساب يهود «بنى قريظه» (كه تنها گروه باقيمانده از طوائف يهود بودند) را روشن سازد، مى نويسند: آن چنان مسلمانان براى حضور در منطقه دژهاى «بنى قريظه» عجله كردند كه حتى بعضى، از نماز عصرشان غافل شدند و به ناچار آن را بعداً قضا كردند، پيامبر(صلى الله عليه وآله) دستور محاصره دژهاى آنها را صادر كرد، بيست و پنج روز محاصره به طول كشيد، خداوند رعب و وحشت شديدى ـ همان گونه كه قرآن مى گويد ـ در دلهاى آنها افكند.

«كعب بن اسد» كه از سران يهود بود، گفت: من يقين دارم كه محمّد(صلى الله عليه وآله) ما را رها نخواهد كرد، تا با ما پيكار كند، من به شما يكى از سه پيشنهاد را مى كنم، هر كدام را خواستيد برگزينيد:
پيشنهاد اوّلم اين است كه: دست در دست اين مرد بگذاريم، و به او ايمان بياوريم، و پيروى كنيم، زيرا براى شما ثابت شده است كه او پيامبر خدا است، و نشانه هاى او را در كتب خود مى يابيد، در اين صورت جان و مال و فرزندان و زنان شما محفوظ خواهد بود.
گفتند: ما هرگز دست از حكم «تورات» بر نخواهيم داشت، و چيزى به جاى آن نخواهيم پذيرفت.
گفت: اكنون كه اين پيشنهاد را نپذيرفتيد، بيائيد كودكان و زنان خود را با دست خود به قتل برسانيد، تا فكر ما از ناحيه آنها راحت شود! سپس شمشير بر كشيد و با محمّد(صلى الله عليه وآله) و يارانش بجنگيم، تا ببينيم خدا چه مى خواهد؟ اگر كشته شديم، از ناحيه زن و فرزند نگرانى نداريم، و اگر پيروز شويم، زن و فرزند بسيار است!
گفتند: ما اين بيچاره ها را با دست خود بقتل برسانيم؟! بعد از اينها زندگى براى ما ارزش ندارد.
«كعب بن اسد» گفت: حال كه اين را هم نپذيرفتيد، امشب شب شنبه است محمّد و يارانش گمان مى كنند، امشب حمله اى نخواهيم كرد، بيائيم و آنها را غافلگير كنيم، شايد پيروز شويم.
گفتند: اين كار را هم نخواهيم كرد، ما هرگز احترام شنبه را ضايع نمى كنيم.
«كعب» گفت: هيچ يك از شما از آن روزى كه از مادر متولد شده حتى يك شب آدم عاقلى نبوده است!
بعد از اين ماجرا، آنها از پيامبر(صلى الله عليه وآله) تقاضا كردند «ابو لبابه» را نزد آنان فرستد، تا با او مشورت كنند.
هنگامى كه «ابو لبابه» نزد آنان آمد، زنان و بچه هاى يهود در مقابل او به گريه افتادند، او تحت تأثير قرار گرفت، مردان گفتند: صلاح مى دانى ما تسليم حكم محمّد شويم؟
«ابو لبابه» گفت: آرى، ولى در همين حال اشاره به گلوى خود كرد، يعنى همه شما را خواهد كشت!
«ابو لبابه» مى گويد: همين كه از آنجا حركت كردم، به خيانت خود متوجه شدم، به سوى پيامبر(صلى الله عليه وآله) نيامد، مستقيماً به مسجد رفت، و خود را به يكى از ستونهاى مسجد بست و گفت: از جاى خود حركت نمى كنم تا خداوند توبه مرا بپذيرد.
سرانجام، خداوند گناه او را به خاطر صداقتش بخشيد و آيه (وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ...) در اين باره نازل شد.(1)
سرانجام، يهود «بنى قريظه» ناچار، بدون قيد و شرط تسليم شدند، پيامبر(صلى الله عليه وآله)فرمود: آيا راضى هستيد هر چه «سعد بن معاذ» درباره شما حكم كند، اجرا نمايم؟ (آنها راضى شدند).
«سعد بن معاذ» گفت: اكنون موقعى رسيده كه «سعد» بدون در نظر گرفتن ملامتِ ملامت كنندگان، حكم خدا را بيان كند.
«سعد» هنگامى كه از يهود مجدداً اقرار گرفت كه هر چه او حكم كند، خواهند پذيرفت، چشم خود را بر هم نهاد و رو به سوى آن طرف كه پيامبر(صلى الله عليه وآله)ايستاده بود كرده، عرض كرد: شما هم حكم مرا مى پذيريد؟ فرمود: آرى.
گفت: من مى گويم آنها كه آماده جنگ با مسلمانان بودند (مردان بنى قريظه) بايد كشته شوند، و فرزندان و زنانشان اسير و اموالشان تقسيم گردد.
اما گروهى از آنان اسلام را پذيرفتند و نجات يافتند.
پيروزى بر اين گروه ستمگر و لجوج، نتائج پر بارى براى مسلمانان داشت از جمله:
الف ـ پاك شدن جبهه داخلى «مدينه» و آسوده شدن خاطر مسلمانان از جاسوسهاى يهود.
ب ـ فرو ريختن پايگاه مشركان عرب در «مدينه» و قطع اميد آنان از شورشى از درون.
ج ـ تقويت بنيه مالى مسلمين به وسيله غنائم اين جنگ.
د ـ هموار شدن راه پيروزيهاى آينده، مخصوصاً فتح «خيبر»!
هـ ـ تثبيت موقعيت حكومت اسلامى، در نظر دوست و دشمن در داخل و خارج «مدينه».(2)

منبع:

1 ـ توبه، آيه 102.
2. تفسير نمونه، جلد 17، صفحه 292.

 

Parameter:2544!model&78 -LayoutId:78 LayoutNameالگوي داخلي+تاريخ+++++++