مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين (ساعت پاسخگوي احكام شرعي 20 الي 21:30 شب10 صبح الي 11:30 ظهر)
0.0 (0)

فايده وجود امام در عصر غيبت چيست؟

/UploadedData/1/Contents/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%20%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%8610_1.jpg

امامى كه غايب است و مردم به او دسترسى ندارند تا مشكلات خودشان را با او در ميان بگذارند چگونه مى ‏تواند حجّت خدا بر مردم باشد؟ فايده‏ وجود چنين امامى در عصر غيبت چيست؟


در ابتدا لازم است به چند نكته اشاره كنيم:
1. مفهوم غايب بودن امام به اين معنا نيست كه وجود ناپيدا و رؤيايى دارد! بلكه آن حضرت مانند ساير انسان‏ها از يك زندگى طبيعى، عينى و خارجى برخوردار است، به طورى كه آن حضرت در ميان مردم و در دل جامعه رفت و آمد دارد و گفتار مردم را مى‏ شنود و بر اجتماعات آنها وارد مى ‏شود و بر امورات آنها نظارت دارد. او مردم را مى ‏بيند، ولى مردم او را نمى ‏شناسند.
به عبارتى ديگر هرچند امام مهدى (عج) ظهور ندارند ولى حضور دارند، و اساسا غيبت به معناى عدم حضور نيست بلكه به معناى از نظرها مخفى بودن است؛ به عبارت دقيق‏تر اين اجتماع و مردم هستند كه از امام خويش غايب است. چنانكه مولاى متّقيان امام على عليه السّلام در اين‏ باره مى‏ فرمايد:
 «هنگامى كه امام غايب از نسل من، از ديده ‏ها پنهان شود و مردم با غيبت او از حدود شرع بيرون روند، و توده مردم خيال كنند كه حجت خدا از بين رفته و امامت باطل شده است! سوگند به خداى على [عليه السّلام] در چنين روزى حجت خدا در ميان آنهاست، در كوچه و بازار آنها گام بر مى ‏دارد، و در خانه‏ هاى آنها وارد مى ‏شود، و در شرق و غرب جهان به سياحت مى ‏پردازد و گفتار مردم را مى ‏شنود، و بر اجتماعات آنها وارد مى ‏شود، و سلام مى ‏كند، او مردم را مى‏ بيند، ولى مردم تا روز معيّن و وقت معيّن او را نمى ‏بينند، تا جبرئيل ميان آسمان و زمين بانگ برآورده و ظهور را اعلام كند.[1]


2. از آنجا كه بشر داراى علم محدودى است لذا نمى‏ تواند به اسرار خداوند پى ببرد و عجولانه در مورد قضاياى الهى قضاوت مى‏ نمايد. چنانكه مى ‏فرمايد: («... وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا»)[2]؛ «از دانش، جز اندكى به شما داده نشده است».
اين آيه نشان مى ‏دهد كه مجهولات بشر به مراتب بيشتر از معلومات او مى ‏باشد. بنابراين اگر علم هزارها بلكه ميليون ‏ها سال ديگر هم جلو برود هنوز معلومات او در برابر مجهولاتش بسيار مختصر و ناچيز است و تنها خداوند است كه به همه چيز علم دارد و علم او ذاتى بوده و بى‏ نهايت است. لذا كسى نمى ‏تواند نسبت به وجود امرى (مانند غيبت امام زمان" عج") به علّت عدم كشف سرّ اين امر به آن اعتراض  كند و آن را بى ‏فايده و بى ‏مصلحت بداند. هم‏چنان كه در روايتى نيز به اين حقيقت اشاره شده است و در روايتى كه غيبت را از اسرار الهى مى‏ داند آمده است.


3. غيبت امام زمان (عج) يك امر اتفاقى و بى ‏سابقه نيست بلكه غيبت‏ حجت ‏هاى الهى در مقطعى از زمان در سنّت الهى يك امر معمولى بوده است چنانكه گروهى از پيامبران و اولياى الهى (مانند حضرت خضر، موسى، يونس، عزير، ابراهيم، صالح، ذوالقرنين و ...) از ديدگان پنهان بوده ‏اند ولى هرگز از حوادث و اوضاع زمان غفلت نداشتند بلكه به جهت ولايت و اختياراتى كه از جانب خدا به آنها داده شده بود، پيوسته در اموال و نفوس تصرّف مى‏ كرده و اوضاع را طبق مصالحى رهبرى مي ‏نمودند. اگرچه تصرفات آنها نيز از ديدگان مردم عادى پنهان بود.


4. گفتنى است كه اين سؤال تازگى نداشته و تنها در عصر ما مطرح نشده است، بلكه از روايات اسلامى چنين برمى ‏آيد كه حتّى پيش از تولّد حضرت مهدى (عج) نيز اين سؤال مطرح بوده و هنگامى كه پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و اله) و ائمه پيش از حضرت ولي عصر(عج)، از غيبت طولانى آن حضرت سخن به ميان مى ‏آوردند، با چنين سؤالى روبرو مى‏ شدند و به آن پاسخ مى ‏گفتند.
به عنوان نمونه:
الف) پيامبر اسلام در پاسخ اين پرسش كه آيا شيعه در زمان غيبت، از وجود قائم فايده‏ اى مى‏ برد؟ فرمود: بلى، سوگند به پروردگارى كه مرا به پيامبرى برانگيخت، در زمان غيبتش از او نفع مى ‏برند و از نور ولايتش بهره مى‏ گيرند، همانگونه كه از خورشيد به هنگام قرار گرفتن در پشت ابرها استفاده مى ‏كنند.[3]
ب) امام صادق (عليه السّلام) فرمود: از روزى كه خداوند حضرت آدم را آفريده تا روز رستاخيز، زمين هيچ‏گاه خالى از حجت نبوده و نخواهد بود، يا حجت ظاهر و آشكار و يا غايب و پنهان، و اگر حجت خدا نباشد، خدا ستايش نمى ‏شود. راوى پرسيد: مردم چگونه از امام غايب و پنهان استفاده مى ‏كنند؟ حضرت فرمود: آن‏چنان كه از خورشيد پشت ابر استفاده مى ‏كنند.[4]
ج) خود حضرت مهدى (عج) نيز روى اين معنا تكيه كرده است. در توقيعى كه آن حضرت در پاسخ به سؤالات «اسحاق بن يعقوب» صادر فرمود و توسط محمد بن عثمان تحويل اسحاق گرديد، چنين نوشت: اما چگونگى استفاده مردم از من همچون استفاده آنهاست از خورشيد، هنگامى كه در پشت ابرها پنهان مى ‏شود.[5]


با توجه به مقدمه ‏ى فوق اينك برخى از فوايد وجود امام عصر(عج) در عصر غيبت را به اختصار مورد بررسى قرار مى ‏دهيم:
1. امام قلب عالم امكان و واسطه‏ ى فيض الهى است:‏
طبق احاديث فراوانى كه در موضوع امامت وارد شده، و براساس دلايلى كه دانشمندان ارائه كرده ‏اند، در بينش اسلامى امام، جان جهان است و جهان به وجود او بستگى دارد. امام قلب عالم وجود، هسته ‏ى مركزى جهان هستى و «واسطه‏ ى فيض» بين عالم و آفريدگار عالم است. و اگر او - و لو به صورت ناشناس - در جهان نباشد، جهان هستى درهم فرو مى ‏ريزد. چنانكه امام صادق (ع) مي فرمايد: اگر زمين بدون وجود امام بماند، ساكنان خود را در كام خود فرو مى ‏برد.[6]
امام چهارم فرمود: در پرتو وجود ماست كه خداوند آسمان را از فروپاشى- جز به اذن او- نگه مى‏ دارد. در پرتو وجود ماست كه خداوند زمين را از لرزش و سلب آرامش ساكنانش، نگه مى ‏دارد، به واسطه‏ ى ماست كه خداوند باران نازل مى‏ كند و رحمت خود را مى‏ گستراند و بركات و نعمت‏ هاى زمين را بيرون مى‏ آورد. و اگر آن‏كس از ما كه در زمين است نبود، زمين اهل خود را فرو مى ‏برد. [7]


2. اميدبخشى‏:
در ميدان‏ هاى نبرد، تمام كوشش سربازان زبده و فداكار معطوف اين امر است كه پرچم سپاه، در برابر حملات دشمن همچنان در اهتزاز باشد، و متقابلا سربازان دشمن دايما مى‏ كوشند پرچم آنها را سرنگون سازند، چرا كه برقرار بودن پرچم مايه ‏ى دلگرمى سربازان و تلاش و كوشش مستمر آنها است.
همچنين وجود فرمانده‏ لشكر در مقرّ فرماندهى- هرچند ظاهرا خاموش و ساكت باشد- خونگرمى و پرحرارتى در عروق سربازان به گردش در مى‏ آورد و آنها را به تلاش بيشتر وا مى ‏دارد كه فرمانده ما زنده است و پرچم‏مان در اهتزاز! اما هرگاه خبر قتل فرمانده در ميان سپاه پخش شود، يك لشكر عظيم با كارآيى فوق ‏العاده، يك مرتبه روحيه ‏ى خود را مى‏ بازد و متلاشى مى‏ گردد. رييس يك جمعيت يا يك لشكر، مادام كه زنده است، هرچند مثلا در سفر يا فرضا در بستر بيمارى باشد، مايه حيات و حركت و نظم و آرامش آنهاست، ولى شنيدن خبر از دست رفتن او گرد و غبار يأس و نوميدى را بر سر همه مى ‏پاشد.
جمعيت شيعه طبق عقيده ‏اى كه به وجود امام زنده دارد هرچند او را در ميان خود نمى ‏بيند، اما خود را تنها نمى ‏داند، و اثر روانى اين عقيده در روشن نگه‏داشتن چراغ اميد در دل‏ها و وادار ساختن افراد به خودسازى و آمادگى براى آن قيام بزرگ جهانى، كاملا قابل درك است.
پرفسور «هانرى كربن» استاد فلسفه در دانشگاه سورين (فرانسه) و مستشرق نامدار فرانسوى، درباره مفهوم امامت و ولايت - نه صرف موعود گرايي- مى‏ گويد:
 «به عقيده  من مذهب تشيّع تنها مذهبى است كه رابطه هدايت الهى را ميان خدا و خلق براى هميشه نگه داشته است و به طور مستمر و پيوسته ولايت را زنده و پابرجا مى ‏دارد. مذهب يهود، نبوت را كه رابطه ‏اى است واقعى ميان خدا و عالم انسانى در حضرت كليم ختم كرده، و پس از آن به نبوت حضرت مسيح عليه السّلام و حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و اله اذعان ننمود و رابطه ‏ى مزبور را قطع‏ مى‏ كند، همچنين مسيحيان در حضرت مسيح متوقّف شدند، اهل سنّت از مسلمانان نيز در حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و اله توقّف كرده و با ختم نبوّت در ايشان، ديگر رابطه ‏اى ميان خالق و مخلوق، موجود نمى ‏دانند، تنها مذهب تشيّع است كه «نبوّت» را با حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و اله ختم شده مى‏ داند، ولى «ولايت» را كه همان رابطه هدايت و تكميل مى ‏باشد، بعد از آن حضرت و براى هميشه زنده مى ‏داند.».[8] 

 

پي نوشت:

 [1] يوم الخلاص، ص 139.

[2] سوره اسرا، آيه ‏ى 85.

 [3] مجلسي، بحار الانوار، ج 52، ص 92.

[4]  همان، ص 92.

[5] طوسى، الغيبة، ص 177؛ اربيلى، كشف الغمّة، ج 3، ص 322.

[6] صدوق، كمال الدين، باب 21.

[7] صدوق، آمالى، ص 112؛ جوينى خراسانى، فرائد السبطين، ط 1، ص 45 و 46.

[8] سالنامه 2، مكتب تشيّع، مصاحبات مرحوم علّامه طباطبايى قدّس سرّه با پروفسور هانرى كربن، درباره ‏ى شيعه (1339 ه. ش)، ص 20؛ به نقل از سيره ‏ى پيشوايان، تأليف مهدى پيشوايى

 جعفر موسوي نسب، دويست پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان(عليه السلام)، ج1، ص 211-215.

 

كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
Parameter:20424!model&76 -LayoutId:76 LayoutNameالگوي داخلي+++++++اعتقادات