مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين (ساعت پاسخگوي احكام شرعي 20 الي 21:30 شب10 صبح الي 11:30 ظهر)

چه اديان و عقائدي در جامعه قبل از بعثت پيامبر(ص)وجود داشت؟

درباره اديان و مذاهب عرب و غير عرب در عصر جاهليّت و قبل از بعثت پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) آن طور که مورّخان و محقّقان نوشته اند نه تنها در دنيا عقائد و اديان بى شمارى بود و انحرافات فراوان، بلکه در ميان عرب نيز عقايد گوناگون بسيارى بود.

ابن ابى الحديد مفسّر معروف نهج البلاغه درباره اديان عرب جاهلى مى گويد: آنها نخست به دو گروه تقسيم شدند معطِّله و غير معطِّله. گروهى از معطِّله اصلا اعتقادى به خدا نداشتند و همان گونه که قرآن مى گويد، مى گفتند: «ما هِىَ اِلاّ حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيى وَ ما يُهْلِکُنا اِلاَّ الدَّهْرُ»; (چيزى جز زندگانى دنيا وجود ندارد، گروهى مى ميرند و گروه ديگرى به جاى آنها مى آيند و تنها طبيعت است که ما را مى ميراند.
گروه ديگري از آنان خدا را قبول داشتند ولي منکر معاد و رستاخيز بودند و مي گفتند: « مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَميم» (چه کسي مي تواند استخوانهاي پوسيده را زنده کند)؟
گروه سوّمى، خداوند و رستاخيز را قبول داشتند ولى منکر بعثت پيامبران بودند و تنها به سراغ پرستش بتها مى رفتند.
بت پرستان نيز مختلف بودند بعضى بت ها را شريک خداوند مى دانستند و همين واژه (شريک) را بر آنها اطلاق مى کردند و به هنگام حج مى گفتند: «لَبَّيْکَ اللّهُمَّ لَبَّيْکَ لا شَريکَ لَکَ اِلاّ شَريکاً هُوَ لَکَ».
امّا گروه ديگرى بتها را شفيعان درگاه خدا مى دانستند و مى گفتند: «وَما نَعْبُدُهُمْ اِلاّ لِيُقَرِّبُونا اِلَى اللهِ زُلْفى»; (اينها را پرستش نمى کنيم مگر براى اين که ما را به پيشگاه خدا نزديک کنند)!
گروه ديگرى قائل به تشبيه و تجسّم بودند و براى خدا جسم و اعضاء و صفاتى شبيه انسانها قائل بودند.
بعضى از آنها مانند اميّة بن ابى الصّلت مى گويد: خداوند بر فراز عرش نشسته و پاهاى خود را به سوى کرسى دراز کرده است! (آثار اين افکار و رسوبات آن متأسفانه در بعضى از افراد عقب مانده و ناآگاه از اسلام نيز، بعد از اسلام وجود داشت تا آن جا که بعضى بر اين باور بودند که خداوند از آسمان نازل مى شود بر مرکبى سوار است و به صورت جوان امردى است، در پاى او کفشهايى از طلا وجود دارد و برگرد صورتش پروانه اى طلايى حرکت مى کند و امثال اين خرافات و موهومات).
امّا غير معطِّله، گروه اندکى بودند که اعتقاد به خداوند داشتند و پارسايى و پرهيزکارى را پيشه خود نموده بودند مانند عبدالمطلب و فرزندش عبدالله و فرزند ديگرش ابوطالب و قُسّ بن ساعده و بعضى ديگر.
بعضى ديگر از شارحان نهج البلاغه، دانشمندان عرب را نيز به گروه هاى زير تقسيم کرده اند: آنهايى که تنها در علم انساب آگاهى داشتند، گروه ديگرى تعبير رؤيا مى کردند و بعضى داراى علم «انواء» بودند (نوعى ستاره شناسى آميخته با خرافات) و گروهى کاهنان بودند که به گمان خود از امور پنهانى و حوادث آينده خبر مى دادند.
در ميان غير عرب نيز «برهماييها» در هند زندگى مى کردند که جز احکام عقليه چيزى را قائل نبودند و تمام اديان را انکار مى کردند.
گروهى ديگر ستاره پرستان بودند و خورشيدپرستان و ماه پرستان که اشکال ديگرى از بت پرستى بود.
علاوه بر اينها يهود و نصارا و مجوس بودند که هر کدام گرفتار نوعى انحراف شده بودند. مذهب مجوس سر از دوگانه پرستى و خداى خير و خداى شر درآورده بود. اين مذهب ـ که شايد در آغاز از سوى بعضى انبيى الهى عرضه شده بود ـ چنان با خرافات آميخته شده بود که به گفته بعضى از محقّقان، آنها معتقد بودند خداى خير و خداى شر ـ جنگ سختى با هم داشتند تا اين که فرشتگان ميانجيگرى کردند و اصلاح ذات البين حاصل شد به اين شرط که عالم پايين، هفت هزار سال در اختيار خداى شر باشد (و عالم بالا در اختيار خداى خير).
مسيحيان در چنگال تثليث (خدايان سه گانه) گرفتار شده بودند و يهود، با تحريفات عجيبى که در تورات واقع شده بود گرفتار خرافات زيادى شد که شرح آن در اين مختصر نمى گنجد.
امام(عليه السلام) در عبارتي زيبا در خطبه اول نهج البلاغه در فرازي که درباره پيامبر اکرم (ص) سخن گفته است ، تمام اين گروه ها را در سه طايفه جاى داده است: گروه اوّل آنهايى که قائل به تشبيهند و براى خدا شريک قائلند مانند مجوس و مسيحيان، يا براى خداوند صفات مخلوقات را قائلند مانند بسيارى از يهود. گروه دوّم کسانى که نام او را بر غير او مى نهند مانند بسيارى از بت پرستان که نام خدا را بر بتها مى نهادند و آنها را واسطه ميان خود و خدا مى پنداشتند و گروه سوّم کسانى که به غير خدا اشاره مى کردند مانند دهريه که طبيعت را خالق هستى مى پنداشتند و يا بت پرستان و ماه پرستان و ستاره پرستان که براى بتها و کواکب آسمان، اصالت قائل بودند يعنى همانها را خداى خود مى دانستند.

منبع:

 پيام امام علي ، جلد 1، ص 231.

  

Parameter:2322!model&78 -LayoutId:78 LayoutNameالگوي داخلي+تاريخ+++++++