مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين (ساعت پاسخگوي احكام شرعي 20 الي 21:30 شب10 صبح الي 11:30 ظهر)

عزير كيست؟

«عُزَيْر» در لغت عرب همان «عِزرا» در لغت يهود است، و از آنجا که عرب به هنگامى که نام بيگانه اى را به کار مى برد، معمولاً در آن تغييرى ايجاد مى کند، مخصوصاً گاه براى اظهار محبت آن را به صيغه «تصغير» در مى آورد، «عِزرا» را نيز تبديل به «عزير» کرده است، همان گونه که نام اصلى «عيسى» که «يَسُوع» است و «يحيى» که «يُوحَنّا» است، پس از نقل به زبان عربى دگرگون شده و به شکل «عيسى» و «يحيى» در آمده است.
به هر حال «عُزير» يا «عزرا» در تاريخ يهود موقعيت خاصى دارد تا آنجا که بعضى اساس مليت و درخشش تاريخ اين جمعيت را به او نسبت مى دهند.
او خدمت بزرگى به اين آئين کرد; زيرا به هنگامى که به وسيله «بُخْتَ النصر» پادشاه «بابِل» وضع يهود به کلى در هم ريخته شد، شهرهاى آنها به دست سربازان «بُخْتَ النصر» افتاد، معبدشان ويران، کتاب آنها «تورات» سوزانده شد، مردانشان به قتل رسيدند و زنان و کودکانشان اسير و به «بابِل» انتقال يافتند، و حدود يک قرن در آنجا بودند. و سپس «کوروش» پادشاه «ايران»، «بابِل» را فتح کرد.
«عزرا» ـ که يکى از بزرگان يهود در آن روز بود ـ نزد وى آمده، براى آنها شفاعت کرد، و «کوروش» موافقت کرد که يهود به شهرهايشان باز گردند و «تورات» از نو نوشته شود.
در اين هنگام او طبق آنچه در خاطرش از گفته هاى پيشينيان يهود باقى مانده بود «تورات» را از نو نوشت.
به همين دليل، يهود او را يکى از نجات دهندگان و زنده کنندگان آئين خويش مى دانند و به همين جهت براى او فوق العاده احترام قائلند.
اين موضوع، سبب شد که گروهى از يهود لقب «ابن اللّه» (فرزند خدا) را براى او انتخاب کنند، هر چند از بعضى از روايات مانند روايت «احتجاج» «طبرسى» استفاده مى شود که: آنها اين لقب را به عنوان احترام به «عُزَير» اطلاق مى کردند.
ولى در همان روايت مى خوانيم: هنگامى که پيامبر(صلى الله عليه وآله) از آنها پرسيد: «شما اگر عُزَير را به خاطر خدمات بزرگش احترام مى کنيد و به اين نام مى خوانيد پس چرا اين نام را بر موسى(عليه السلام) که بسيار بيش از عُزَير به شما خدمت کرده است، نمى گذاريد؟ آنها از پاسخ فرو ماندند و جوابى براى اين سؤال نداشتند».
هر چه بود اين نامگذارى در اذهان گروهى از صورت احترام بالاتر رفته بود و آن چنان که روش عوام است، آن را طبعاً بر مفهوم حقيقى حمل مى کردند و او را به راستى فرزند خدا مى پنداشتند; زيرا هم آنها را از در به درى و آوارگى نجات داده بود، و هم به وسيله بازنويسى «تورات»، به آئينشان سر و سامانى بخشيد.
البته همه آنها چنين عقيده اى را نداشته اند، ولى از قرآن استفاده مى شود: اين طرز فکر در ميان گروهى از آنها که مخصوصاً در عصر پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى زيسته اند، وجود داشت.

منبع:

تفسير نمونه، جلد 7، صفحه 433.

 

Parameter:2363!model&78 -LayoutId:78 LayoutNameالگوي داخلي+تاريخ+++++++