سران قريش چرا نماينده اي به سوي احبار وعلماي يهودفرستادند؟نتيجه مذاكره آنهاباعلماي يهودچه شد؟
قريش كه سخنان نضر بن حارث را شنيدند، او را باعقبة بن ابى معيط به نمايندگى خود به مدينه نزد احبار و علماى يهود فرستادند و گفتند درباره محمد و ادعاى پيغمبرى او و صفاتى كه دارد و سخنانى كه مىگويد از آنها پرسش كنيد. چون يهود داراى كتاب آسمانى مىباشند، و از علوم انبيا آگاهى دارند و ما از آن بىخبريم.
نضربن حارث و عقبة بن ابيمعيط به مدينه آمدند و درباره پيغمبر با علماى يهود به گفتگو پرداختند. علماى يهود به آنها گفتند برويد و سه مطلب را از او سؤال كنيد، اگر درست جواب داد بدانيد كه پيغمبر و فرستاده خداست وگرنه گزاف گوئى بيش نيست.
1- از وى پرسيد: جوانانى كه در روزگاران پيشين ناپديد شدند چه كسانى بودند؟ چون آنها داستانى عجيب دارند.
2- از وى بپرسيد: مرد جهانگشائى كه شرق و غرب دنيا را فتح كرد كى بود؟
3- از وى بپرسيد: روح چيست؟
اگر به اين پرسشها پاسخ درستى داد از وى پيروى كنيد كه پيغمبر است.(بايد دانستيهود مدينه پس از آگاهى از پاسخ درست پيغمبر به اين پرسشها، و هنگامى كه حضرت وارد مدينه شد، با اينكه يقين كردند او همان پيغمبر موعود است مع الوصف حاضر نشدند مسلمان شوند، و با تعصب و لجاجت، در يهوديت باقى ماندند.)و چنانچه جواب درستى نداد گزاف گوست و هر طور مىخواهيد با او رفتار كنيد.
منبع:
تاريخ اسلام ازآغاز تا هجرت علي دواني ص158