آيا آيه31سوره مائده مردم را به گناهان صغيره تشويق نمي كند؟
(إِن تجْتَنِبُوا كبَائرَ مَا تُنهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سيِّئَاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكم مُّدْخَلاً كَرِيماً)
ممكن است گفته شود كه اين آيه مردم را به گناهان صغيره تشويق مى نمايد و مى گويد: با ترك گناهان كبيره ، ارتكاب گناهان كوچك مانعى ندارد!
از تـعـبـيـرى كـه در آيـه ذكر شده پاسخ اين ايراد روشن مى شود زيرا قرآن مى گويد:(نـكـفـر عـنـكـم سـيئاتكم )؛گناهان كوچك شما را مى پوشانيم يعنى پرهيز از گناهان بـزرگ خصوصا با فراهم بودن زمينه هاى آنها، يك نوع حالت تقواى روحانى در انسان ايـجـاد مى كند كه مى تواند آثار گناهان كوچك را از وجود او بشويد و در حقيقت آيه فوق هـمـانـنـد آيـه (ان الحـسـنـات يـذهبن السيئات ؛ حسنات ، سيئات را از بين مى برند)مى بـاشـد، و در واقـع اشـاره بـه يـكـى از آثـار واقـعـى اعمال نيك است و اين درست به اين مى ماند كه مى گوييم اگر انسان از مواد سمى خطرناك پرهيز كند و مزاج سالمى داشته باشد مى تواند آثار نامطلوب بعضى از غذاهاى نامناسب را بواسطه سلامت مزاج از بين ببرد.و يا به تعبير ديگر:بخشش گناهان صغيره يك نوع پاداش معنوى براى تاركان گناهان كبيره است،و اين خود اثر تشويق كننده اى براى ترك كبائر دارد.كجا صغيره تبديل به كبيره مى شود؟.ولى نـكـتـه مـهـمـى كـه در اينجا بايد به آن توجه داشت اين است كه گناهان صغيره،در صورتى صغيره هستند كه تكرار نشوند و علاوه بر آن به عنوان بى اعـتـنـايـى و يـا غـرور و طـغـيـان انـجـام نگيرند زيرا صغاير طبق آنچه از قرآن و روايات اسلامى استفاده مى شود در چند مورد تبديل به كبيره مى گردد:
1 -در صـورتـى كـه تـكـرار گـردد، هـمـانـطـور كـه از امـام صـادق (عـليـه السـلام ) نقل شده كه فرمود: (لا صغيرة مع الاصرار؛ هيچ گناهى با تكرار صغيره نيست ).
2 -(در صورتى كه گناه را كوچك بشمرد و تحقير كند) در نهج البلاغه مى خوانيم : (اشد الذنوب ما استهان به صاحبه ؛ شديدترين گناهان آن است كه مرتكبش آن را كوچك بشمرد).
3 -(در صورتى كه از روى طغيان و تكبر و گردنكشى در برابر فرمان پروردگار انـجـام شود) اين موضوع را از آيات مختلفى اجمالا مى توان استفاده كرد از جمله آيه 37 نـازعـات : (امـا آنـهـا كه طغيان كنند و زندگى دنيا را مقدم بشمرند جايگاهشان دوزخ است .)
4 -در صورتى كه از افرادى سر بزند كه موقعيت خاصى در اجتماع دارند و لغزشهاى آنـهـا بـا ديـگـران بـرابر محسوب نمى شود، چنانكه قرآن درباره همسران پيامبر (صلى الله عـليـه وآله ) در سـوره احـزاب آيه 30 مى گويد: (اگر شما كار زشتى انجام دهيد مجازات آن را دو برابر خواهيد ديد).
و از پـيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله ) نقل شده كه فرمود:(من سن سنة سيئة فعليه وزرهـا و وزر مـن عمل بها لا ينقص من اوزارهم شيئا؛هر كس سنت بدى بگذارد گناه آن بر او است و همچنين گناه تمام كسانى كه به آن عمل كنند، بدون اينكه از گناه آنها چيزى كاسته شود).!
5 -در صورتى كه از انجام گناه خوشحال و مسرور باشد و به آن افتخار كـنـد چـنـانـكـه از پـيـغـمـبـر اكـرم (صـلى الله عـليـه وآله) نـقـل شـده كـه فـرمـود:(مـن اذنـب ذنـبـا و هـو ضـاحـك دخـل النار و هو باك ؛ هر كس گناهى كند درحالى كه خندان باشد در آتش وارد مى شود در حالى كه گريان است ).
6 - در صـورتـى كـه عـدم مـجـازات سـريـع خـداونـد را در بـرابـر گـنـاه خـود دليـل بـر رضـايـت خـدا بـشـمرد و خود را مصون از مجازات و يا محبوب در نزد خدا بداند، چـنـانـكـه قـرآن در آيـه 8 سـوره (مـجـادله) از زبـان بـعـضـى از گـنـاهـكـاران مـغرور نقل مى كند كه آنها در پيش خود مى گويند: (چرا خداوند ما را مجازات نمى كند) و سپس قرآن اضافه مى كند كه : (آتش دوزخ براى آنها كافى است ).
منبع:
تفسير نمونه ج3ص400تا402