سران قريش براي از بين بردن پيامبر(ص)چه پيشنهادي به ابوطالب كردند وپاسخ اوچه بود؟
پشت كار پيغمبر درراه تامين منظور و ابلاغ رسالتخويش، دشمنى و عداوت روزافزون قريش را به دنبال داشت. آنها چون ديدند نمىتوانند پيغمبر را با مال و ثروت از كارى كه پيش گرفته بود بازدارند، و ابوطالب را از حمايت وى منصرف سازند، بارديگر به ملاقات ابوطالب رفتند وگفتند: ايابوطالب! اين «عمارة بن وليد» جوان نمونه قريش را كه از همه داناتر و زيباتر است به تو مىدهيم تا او را فرزند خود گرفته و از عقل و يارى و ارث او بهره گيرى، و به جاى محمد كه ما را ديوانه مىخواند و با دين و آئين ما به مخالفت برخاسته و باعث تفرقه شده است به ما بسپار تا او را به قتل رسانيم!در اين جا «مطعم بن عدى بن نوفل بن عبدمناف (عموزاده پيغمبر و ابوطالب) گفت اى ابوطالب! به خدا قسم خويشان تو از روى انصاف سخن گفتند ولى نمىبينم كه تو آن را از آنها بپذيرى!
ابوطالب گفت: به خدا سخن شما منصفانه نيست، و درخواستى ستمكارانه است. شما مىخواهيد فرزند خود را به من بسپاريد تا او را براى شما پرورش دهم و در مقابل فرزند مرا بگيريد و بكشيد؟ اين انصاف نيست، ظلم است. اى «مطعم»! اينان گرد آمدهاند تا مرا خوار كنند، و قريش را بر من بشورانند. برويد و هر كارى مىخواهيد بكنيد، كه هرگز سخن شما پذيرفته نيست.(سيره ابن هشام - جلد 1 ص 172)
منبع:
تاريخ اسلام ازآغاز تا هجرت ص134/علي دواني