ايا ميتوان گفت كه تمدن و شكوه ايران بعد از حمله ويرانگر اعراب از بين رفت و ايران بعد از سقوط ساسانيان ديگر ايران نشدو از پيشرفت و ترقي باز ماند يا خير
در پاسخ به اين سوال بايد گفت:
نگاهي مختصر به امپراطوريهاي بزرگ گذشته و وضعيت آن كشور در حال حاضر حكايت از آن دارد كه آنان نيز فقط زماني داراي چنين شوكتي بودهاند و سپس بر اثر عوامل گوناگون رو به زوال رفتهاند لذا ارتباط زوال قدرت تنها به يك عامل بسيار عوام فريبانه و در جهت تخريب افكار برآورد ميشود. چرا كه امپراطوريها يا پادشاهيهاي متعدد پيش از ساسانيان نيز بر اثر حملات گوناگون متلاشي شده و از بين رفتند اما هرگز هيچ انديشمند تاريخ شناسي نميگويد علل سقوط آنان تنها يك عامل و آن هم حمله يك قوم يا كشور به آنان بوده است.
بي شك دين و آيين مذهبي مردم ايران امري است كه دشمنان به شدت از آن احساس خطر ميكنند و گرنه امپراطوريهاي بزرگ ديگري نيز در شرق و غرب بودهاند امروزه جز نام، چيزي از عظمت آن باقي نمانده است به عنوان نمونه در غرب امپراطوريهاي روم و يونان چه شدند؟ آيا آنان نيز با حمله اعراب از بين رفته و ديگر نتوانستند سر بر آورند يا در شرق امپراطوري با عظمت مغول كه گستره خود را تا نزديكي قاره آفريقا گسترش داده بود يا اتحاد جماهير شوروي سابق چه شدند؟
آيا آنان نيز درگير ورود اعراب شدند كه امروزه آن شكوه سابق خويش را ندارند و مرزهاي آنان كه روزي بخش اعظم اروپا، شمال آفريقا، غرب آسيا، آسياي مركزي تا شبه قاره را در بر ميگرفت امروزه - در برخي از آنها- به يك پنجم ايران (امروزي) نيز نميرسد.
عقب ماندگي در ايران پديده اي تاريخي و نسبي است. تاريخي به اين معنا كه بايد عوامل آن را در سراسر تاريخ ايران جستجو كرد و دگرگوني تاريخي آن را نيز مد نظر داشت. نسبي است به اين معنا كه نمي توان
گفت ايران كشور عقب مانده است، بلكه بايد گفت كه ايران نسبت به جوامع غربي عقب مانده است، ولي از كشور هاي شرقي و همسايه خود عقب نبوده و نيست. بنابراين مي توان ضمن مراجعه به عوامل ويژه عقب ماندگي ايران به عوامل كلي عقب ماندگي شرق در برابر غرب و آنهم در دوره مدرن (يعني بعد از سده هاي ١٥ و ١٦ ميلادي) اشاره كرد. زيرا شرق بطور كلي و ايران بطور مشخص پيش از دوره مدرن، در زماني كه اروپا دوران تاريكي را ميگذارند، نه تنها عقب تر از غرب نبود، بلكه رشد يافته تر نيز بود. اين رشد يافتگي را مي توان تقريباً در تمام زمينه ها نشان داد.
در پايان ذكر اين نكته لازم به نظر ميرسد كه : برخي معتقدند استعمارغرب نگذاشت ما رشد كنيم. اين مسئله به عقيده بسياري از انديشمندان غير قابل قبول است. عوامل عقب ماندگي ايران نه خارجي، بلكه بطور عمده داخلي بوده است. نه غربي ها، بلكه خود ايراني ها مسئول آن بوده اند و بطور مشخص نه انسان هايي كه در ايران زندگي ميكردند، بلكه سر زمين آنها در اين عقب ماندگي دخيل بوده است. كما اينكه ثروت كشور هاي عربي خليج فارس، نه از لياقت و برتري ساكنان آنها، بلكه ناشي از ثروت طبيعي سرزمين آنها، يعني نفت است.