مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين (ساعت پاسخگوي احكام شرعي 20 الي 21:30 شب10 صبح الي 11:30 ظهر)
  • اگر بزرگ يك قوم، عشيره و خانواده از فردى تقليد كند، آيا افراد ديگر مى‌توانند به تبعيت از او از همان مجتهد تقليد نمايند؟
  • لطفاً اقسام موضوعات فقهى را بفرماييد و اين كه تشخيص كدام يك بر عهدۀ‌ مجتهد و تشخيص كدام يك بر عهده مقلّد است؟
  • اگر تشخيص اعلم ممكن نباشد وظيفه چيست؟ و آيا تبعيض در تقليد در صورت تساوى بين مجتهدين جايز است؟
  • نزد فقها معروف است كه تشخيص موضوعات احكام به عهده خود مكلّف است و وظيفه مجتهد تشخيص حكم است، ولي در عين حال مجتهدين در بسياري موارد، در تشخيص موضوعات احكام نيز اظهار نظر مي‏ كنند، آيا متابعت از نظر مجتهد در موضوع نيز واجب است؟
  • آيا عمل به احتياط كار ساده اي است و براي ما قابل توصيه است ؟
  • شناخت اعلم بر چه كسي واجب است؟
  • آيا در اعلميت مجتهد يا عدم آن مي‏توان از شخصي كه فعلاً او را اعلم مي‏دانيم تقليد كرد؟ مثلاً اگر مجتهدي كه ما او را اعلم مي دانيم، خود به اعلميت شخص ديگري معتقد باشد، تبعيت از او لازم است؟
  • آيا اگر شخصي قادر به تشخيص مجتهد اعلم نباشد مي توان از هر كس كه مايل بود تقليد كند؟
  • شناخت اعلم بر چه كسي واجب است؟
  • آيا در اعلميت مجتهد يا عدم آن مي‏توان از شخصي كه فعلاً او را اعلم مي‏دانيم تقليد كرد؟ مثلاً اگر مجتهدي كه ما او را اعلم مي دانيم، خود به اعلميت شخص ديگري معتقد باشد، تبعيت از او لازم است؟
  • آيا اگر شخصي قادر به تشخيص مجتهد اعلم نباشد مي توان از هر كس كه مايل بود تقليد كند؟
  • براى تشخيصِ اعلم، آيا اهل فن بايد مجتهد باشد؟
  • اينكه مرجع تقليدي صلاحيت خود جهت اجتهاد را از دست دهد توسط چه كسي مشخص مي شود؟ اگر مردم بگويند صلاحيت ندارد و انسان بداند داراي صلاحيت هست كفايت مي كند؟
  • هنگامي كه يك مرجع تقليد، نظر خود را در مورد حكم ثانوي اظهار مي كند، آيا شخص مسلمان در صورتي كه مجاب نشده باشد، مي تواند علت نهي يا عدم نهي آن حكم را بپرسد؟
  • در موارد تزاحم اهم و مهم، تشخيص اهم در حكم و موضوع، براي تعيين وظيفه مكلف، به عهدۀ كيست؟
  • آيا تشخيص موضوعاتي كه مربوط به مسائل مستنبطه از ادلّه شرعيه نيست، آيا با عرف است؟ و اگر چنين است، آيا مجتهد مي تواند براي آن ها تعيين مصداق كند؟ و اگر نظر مجتهد و مقلّد، در تعيين مصداق متفاوت بود، چه بايد كرد؟
  • مراد از ضرورت، كه برخي از احكام منوط به آن است، ضرورت شخصي است يا عرفي؟تشخيص آن با چه كسي است؟
  • آيا وليّ يا اطرافيان شخص گنگي كه معناي تقليد را متوجه نمي شود يا توانايي تشخيص اعلم را ندارد، مي توانند طبق نظر مجتهدي كه خود اعلم ميدانند او را آموزش دهند؟ اگر از مجتهد اعلم متوفي تقليد مي كنند، چطور؟