(كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الاَلْبَابِ ): «اين كتابى است پر بركت كه بر تو نازل كرده ايم، تا در آيات آن تدبر كنند و خردمندان متذكر شوند.» ( 1)
(أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوب أَقْفَالُهَا ): «آيا آنها در قرآن تدبر نمى كنند يا بر دلهايشان قفل هايى نهاده شده است؟!» ( 2)
«ليدبروا» از مادّه «دبر» (بر وزن شتر) به معناى پشت هر چيز است; سپس به معناى تفكر و عاقبت انديشى به كار رفته، چرا كه با انديشه، عواقب و نتايج و پشت و روى مطالب روشن مى شود.
در آيه نخست هدف از نزول قرآن را تدبر بيان كرده; تا مردم تنها به خواندن آيات به عنوان يك سلسله كلمات مقدّس قناعت نكنند، و هدف نهايى را به دست فراموشى نسپارند.
در آيه دوّم ترك انديشه را دليل بر وجود قفل بر دل ها و از كار افتادن حس تشخيص مى دهد; و در هر حال اين آيات دعوتى است عام به سوى انديشيدن، دعوتى كه امكان شناخت را به وضوح روشن مى سازد. ( 3)
7. هدف از معراج پيامبر معرفت بود.
(سُبْحَانَ الَّذِى أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الاَْقْصَا الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّه هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ) : «پاك و منزّه است آن كس كه بنده اش را در يك شب، از مسجدالحرام به مسجدالأقصى ـ كه گرداگردش را پربركت ساخته ايم ـ برد، تا برخى از نشانه هاى خود را به او ارائه دهيم; چرا كه او شنوا و بيناست» ( 4)
همين معنا در سوره نجم كه از معراج پيامبر(صلى الله عليه وآله) سخن مى گويد به تعبير ديگرى آمده است:
(لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى ) : «به يقين او بزرگترين نشانه هاى پروردگارش را (در آن سفر آسمانى) ديد» ( 5)
اين آيات حدّاقل يكى از اهداف مهم معراج پيامبر(صلى الله عليه وآله) را مسأله مشاهده آيات بزرگ حق معرفى مى كند، مشاهده اى كه يكى از منابع مهم معرفت است. ( 6)
8. دعوت اسلام با دعوت به علم آغاز شد.
(اقْرَأْ بِسْمِ رَبِّكَ الَّذِى خَلَقَ خَلَقَ الاِْنسَانَ مِنْ عَلَق اقْرَأْ وَرَبُّكَ الاَْكْرَمُ الَّذِى عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الاِْنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ): «بخوان به نام پروردگارت كه (جهان را) آفريد، ـ و انسان را از خون بسته اى خلق كرد. ـ بخوان كه پروردگارت (از همه) والاتر است، ـ همان كسى كه بوسيله قلم تعليم نمود، ـ و به انسان آنچه را نمى دانست آموخت.» ( 7)
اين آيات كه از نخستين جرقّه هاى وحى بر قلب پاك پيامبر (صلى الله عليه وآله) (در جبل النور، و در كنار غار حرا) حكايت مى كند; با مسأله معرفت شروع و با معرفت پايان مى گيرد.
نخست از قرائت كه يكى از ابزار شناخت است، سخن مى گويد; و در آخر نيز از معلم بزرگ عالم هستى يعنى خداوند كه انسان شاگرد كوچك دبستان او است بحث مى كند. آيا اينها دليل روشنى بر امكان و لزوم شناخت نيست؟
9. علم، نور و روشنايى است.
(قُلْ هَلْ يَسْتَوِى الاَْعْمَى وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِى الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ ؟ ): «بگو: "آيا نابينا و بينا يكسانند؟! يا ظلمتها و نور برابرند؟!"» ( 8)
(وَمَا يَسْتَوِى الاَْعْمَى وَالْبَصِيرُ وَلاَ الظُّلُمَاتُ وَلاَ النُّورُ وَلاَ الظِّلُّ وَلاَ الْحَرُورُ ): «(بدانيد) نابينا و بينا هرگز برابر نيستند، ـ و نه تاريكى ها و روشنايى، ـ و نه سايه (آرام بخش) و باد داغ و سوزان.» ( 9)
در اين آيات « ظلمت » را هم رديف نابينايى، و « نور » را هم رديف بصيرت و بينايى قرار داده. اشاره به اين كه علم و معرفت، نور و روشنايى است، جهل و ناآگاهى مساوى با كورى است، و اين از زيباترين تعبيرات براى تشويق به معرفت و شناخت است. ( 10)
10. درك اسرار هستى ويژه عالمان است.
(وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّماوَاتِ وَالاَْرْضِ وَاخْتِلاَفُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِى ذَلِكَ لاَيَات لِلْعَالِمِينَ ): «و از نشانه هاى او آفرينش آسمانها و زمين، و تفاوت زبانها و رنگهاى شماست; در اين نشانه هايى است براى اهل دانش.» ( 11)
(وَتِلْكَ الاَْمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلاَّ الْعَالِمُونَ ): «اينها مثالهايى است كه ما براى مردم مى زنيم، و جز اهل دانش آن را درك نمى كنند.» ( 12)
در آيه اوّل فهم اسرار كتاب تكوين را ويژه عالمان مى شمرد، و در آيه دوّم درك رازهاى كتاب تدوين يعنى قرآن را مخصوص آنها.
و اينها از يك سو تشويقى است براى علم و معرفت و از سوى ديگر دليلى است بر مسأله شناخت.
منبع:
(1) . سوره ص، آيه 29.
(2) . سوره محمّد، آيه 24.
(3 . امام موسى بن جعفر(عليه السلام) به هشام بن حكم فرمود: « ما بَعَثَ انبيائَه الى عِبادِهِ اِلاّ لِيعْقِلُوا عن اللهِ فَأَحْسَنُهُمْ إسْتِجابَةً أحْسَنَهمْ مَعْرِفةً»: «خداوند پيامبران و رسولان اش را براى اين به سوى بندگان اش فرستاد كه خدا را بشناسند كسى از همه بهتر دعوت آنها را اجابت كرده كه معرفت اش بيشتر باشد» (اصول كافى، جلد 1، صفحه 16).
(4) . سوره اسراء، آيه 1.
(5) . سوره نجم، آيه 18.
(6) . شرح بيشتر در اين باره را در تفسير نمونه، جلد 12، صفحه 16 مطالعه فرماييد.
(7) . سوره علق، آيات 1 - 5.
(8) . سوره رعد، آيه 16.
(9) . سوره فاطر، آيات 19 - 21.
(10) . پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: « العلمُ نُورٌ يَقْذِفُهُ الله فى قَلْبِ مَنْ يُريدُ اَنْ يَهْدِيَهُ »; «علم نورى است كه خداوند در قلب هركسى كه بخواهد او را هدايت كند مى افكند» (وافى، جلد 1، صفحه 7).
(11) . سوره روم، آيه 22.
(12) . سوره عنكبوت، آيه 43.
پيام قرآن ج1 آيت الله مكارم ص6