گفتگوي هيات اعزامي قريش با نزديكان نجاشي چه بودوچه درخواستي داشتند؟
نمايندگان اعزامى قريش وارد حبشه شدند. پس از آن كه اندكى آسوده روى به دربار نجاشى نهادند، و پس از كسب اجازه قدم به درون كاخ گذاردند...
آنها نخست وزرا و ندما و نزديكان نجاشى را كه همگى از مقامات روحانى نصارا بودند، از هداياى خود برخوردار ساختند تا بدين گونه اطرافيان شاه، زمينه را براى ايفاى نقش آنها، در انجام ماموريتى كه به عهده داشتند، مساعد سازند. اين دستورى بود كه سران قريش درمكه موقع حركت اين عده به آنها داده بودند، تا پيش از آنكه به حضور نجاشى باريابند، نظر اطرافيان را به خود جلب كنند، و به موقع از حمايت ايشان برخوردار گردند.
نمايندگان قريش پس از تقديم هدايا به نزديكان نجاشى گفتند: «گروهى از جوانان نادان قوم ما از دين پدران خود روى برتافته، و گذشتگان خويش را به زشتى ياد كرده و خوار شمردهاند. خدايان ما را ريشخند كرده، و عقيده به دين ساختگى پيدا كردهاند كه نه مورد پذيرش ما و نه شماست. اينك آنها پس از اين اعمال زشت از چنگ ما گريختهاند و روى به ديار شما نهادهاند. از آن مىترسم كه اگر آنها را رها كنيم و به حال خود گذاريم، دين پادشاه شما را نيز تباه سازند.
اشراف و بزرگان و پدران و عموها و خانواده آنها ما را به حضور پادشاه اعزام داشتهاند تا آنها را به ما تحويل دهد كه به وطن و نزد كسانشان بازگردانيم. در ضمن از شما هم انتظار داريم كه وقتى به حضور سلطان رسيديم و راجع به آنها سخن گفتيم به نفع ما نظر بدهيد تا قبل از آن كه سلطان با آنها سخن بگويد فرمان اخراج آنها را صادر كند. زيرا بزرگان آنها بهتر از طرز تفكر و روحيات آنها خبر دارند، و از هر مقامى ديگر آنها را بهتر مىشناسند. وزرا و نزديكان نجاشى هم پذيرفتند و وعده مساعدت دادند.»( كامل ابن اثير- جلد 2 ص 54، سيره ابن هشام - جلد 1 ص 223، و تاريخ يعقوبى - جلد 2 ص 17)
منبع:
تاريخ اسلام ازآغاز تا هجرت،ص205/ علي دواني