چگونه جامعه صدر اسلام، دچار انحراف اشرافيت شد؟

تتبع در زندگاني بسياري از مهاجران و انصار نشان مي دهد كه با اينكه اين دسته در راه اسلام سختي ها ديدند و شكنجه ها تحمل كردند، و با آنكه قرآن در جاي جاي آيات نوراني خود، خشنودي خدا و رسول را از ايشان اعلام داشته و با اين تفضيل و اظهار رضايت نوعي امتياز براي آنان قائل شده است، آنها هيچگاه خود را از ديگران برتر نمي دانستند، و مي خواستند با ديگر مسلمانان در يك رديف بشمار آيند. همين فروتني بود كه محبت پيغمبر خدا را به ايشان افزون مي ساخت و ارج آنان را در ديده ي مسلمانان بالا مي برد.
اما چون پيغمبر(ص) از جهان رفت، يكي از همين صحابي خاص اعلام داشت رئيس مسلمانان بايد از قريش باشد، و در بودجه بندي، پرداخت رقم بالاتر را به طبقه خواص، اختصاص داد، بطوري كه مال فراواني زير دست و پاي ايشان ريخته شد؛ در اينجا بود كه اشرافيت معنوي با اشرافيت مادي درهم آميخت و رفته رفته اصل برادري و مساوات اسلامي از ميان رفت، تا آنجا كه در پايان خلافت [...] قريش نه تنها از جهت تصدي مقامات مهم دولتي بر غير قريش برتري يافت، بلكه مقدمات برتر شمردن عنصر عرب از ديگر نژادهائي كه مسلماني را پذيرفته بودند فراهم گرديد.
در دوره ي معاويه اين برتري فروشي آشكار گشت. معاويه و عاملان او تا آنجا كه توانستند از تحقير موالي فروگذار نكردند و با اعتراف به برتري نژاد عرب بر غير عرب، اصل ديگري از اصول مسلماني را ناديده انگاشته شد، و اجتماع اسلامي كه بر پايه ي مساوات استوار بود، به دوره ي پيش از اسلام كه در آن نسب بيش از هر عامل ديگر بحساب مي آيد، نزديكتر گرديد.
منبع:
قيام حسين (عليه السلام) ص51/سيدجعفرشهيدي