پاسخ جعفربه سوال نجاشي درباره اينكه اين چه ديني است كه بخاطرش دست ازكيش پدران خودكشيده ايدچه بود؟
جعفر بن ابيطالب در پاسخ نجاشى زبان به سخن گشود و گفت: «پادشاها! ما مردمى نادان و بتپرست بوديم. از خوردن مردار خوددارى نمىكرديم، و از فحشاء روگردان نبوديم. با خويشان خود به نيكى رفتار نمىكرديم،و احترام همسايگان را نگاه نمىداشتيم.اينان كه از جانب سران ما به منظور بازگرداندن ما به اينجا آمدهاند خود و قوم ما پيرو بدترين آئينهاهستند.
سنگها را مىپرستند و براى بتان نماز مىگزارند، و پيوند خويشاوندان را مىگسلند و دست به ظلم و ستم مىزنند، محارم خود را حلال مىشمارند، زورمندان ما سعى در نابودي ضعفا دارند و حق يكديگر را رعايت نمىكنند. ما چنين بوديم تا در اين وضع اسف انگيز و موقعيت باريك و دنياى تاريك خداوند عالم پيغمبر در ميان ما برانگيخت كه نسب و صداقت و امانت و پاكى او را به خوبى مىشناختيم.
او ما را به پرستش خداوند يكتا و اطاعت او و ترك آنچه خود و پدرانمان مىپرستيم فراخواند. او ما را از پرستش سنگها و اجسام بىجان و قمار بازى و ظلم و ستم و خون ريزى بىمورد و زنا و رباخوارى و خوردن مردار و خون برحذر داشت، و به عدل و احسان و راستى و درستى و امانت دارى و نيكى نسبت به خويشان و همسايگان دعوت فرمود، و از خوردن مال يتيم و ارتكاب فحشاء و منكر و دروغ نهى كرد، و دستور داد خداى يگانه را پرستش كنيم و نماز بگزاريم و روزه ( شايد منظور روزه استحبابى بوده است. چون روزه واجب در آن موقع هنوز تشريع نشده بود.) و زكات بدهيم ...
ما نيز كه اين سخنان نغز و سنجيده را از وى شنيديم و خود او را در عمل چنين ديديم، به وى ايمان آورديم و گفته او را تصديق كرديم. هر چه را حلال كرده بود برخود حلال كرده، و آنچه را حرام دانسته بود، حرام شمرديم.
قوم ما چون وضع را چنين ديدند، با ما به دشمنى برخاستند، و به آزار و شكنجه ما پرداختند، و سعى كردند ما را از اين تعاليم حياتبخش منصرف سازند، و بار ديگر به پرستش بتها وادارند.
چون كار را بر ما تنگ گرفتند و مانع ديندارى ما شدند، به دستور پيغمبر رو به كشور شما آورديم تا در پناه عدل شما از آسيب آنها، روزگارى چند در امان باشيم، و اميدواريم كه ديگر در اين جا ستمى نبينيم!»
منبع:
تاريخ اسلام ازآغاز تا هجرت،ص208/ علي دواني