مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين (ساعت پاسخگوي احكام شرعي 20 الي 21:30 شب10 صبح الي 11:30 ظهر)
0.0 (0)

علل سقوط امويان چه بود؟

علل سقوط امويان

خلفاي اموي يك سلسله بدعت ها و انحرف هايي را در حكومت و كشور داري به وجود آورده بودند كه مجموع آنها دست به دست هم داده، خشم و نفرت مردم را برانگيخت و منجر به قيام مسلمانان و موجب انقراض آنان گرديد. عوامل خشم و نفرت مردم را مي توان چنين خلاصه كرد:

1ـ نظام حكومت اسلامي از زمان معاويه به بعد، به رژيم استبدادي موروثي فردي مبدل گشت.

2ـ درآمد دولت كه مي بايست به مصرف كارهاي عمومي برسد و نيز غنيمت هاي جنگي و فيئ كه به مجاهدين مي رسيد، مخصوص حكومت شد و آنان اين مال ها را صرف تجملات و خوش گذراني خود كردند.

3ـ دستگيري، زنداني كردن، شكنجه، كشتار، و گاه قتل عام متداول شد.

4ـ تا پيش از آغاز حكومت امويان، گرچه فقه شيعه مورد توجه نبود و ائمه شيعه كه عالم به همه احكام اسلام بودند، مرجع فقهي شناخته نمي شدند، اما موازين فقهي رسمي و رايج، تا حدي بر حسب ظاهر رعايت مي شد. مثلا اگر مي خواستند در مورد مسأله اي حكمي بدهند، ابتدا به قرآن وسنت پيامبر رجوع مي كردند و اگر چنان حكمي نمي يافتند، از ياران پيامبر مي پرسيدند كه آيا در اين باره حديثي از پيغمبر شنيده اند يا نه. اگر پس از همه اين جستجو ها سندي نمي يافتند، آنان كه در فقاهت بصيرتي داشتند، با اجتهاد خود، حكم را تعيين مي كردند. البته به شرط آن كه آن حكم با ظاهر قرآن و سنت مخالفت كلي نداشته باشد.

اما در عصر امويان، خلفا هيچ مانعي نمي ديدند كه حكمي صادر كنند و آن حكم خلاف قرآن و گفته پيامبر باشد. چنان كه بر خلاف گفته صريح پيامبر، معاويه، زياد را از راه نامشروع، فرزند ابوسفيان و برادر خود خواند.

5ـ چنان كه مي دانيم، فقه اسلام براي مجازات متخلفان احكامي دارد كه به نام حدود و ديات معروف است. مجرم بايد بر طبق اين احكام كيفر ببيند. اما در دوره امويان كيفر و مجازات هيچ گونه مطابقتي با جرم نداشت. مجازات مقصر بسته به نظر حاكم بود. گاه مجرم را مي بخشيدند و گاه بي گناهي را مي كشتند و گاه براي محكوم مجازاتي بيش از جرمش تعيين مي كردند.

6ـ با آن كه فقهاي بزرگي در حوزه اسلامي تربيت شدند، غالبا كسي به گفته آنان توجهي نمي كرد و اگر فقيهي حكمي شرعي مي داد كه به زيان حاكمي بود، از تعرض مصون نمي ماند. بدين جهت امر به معروف و نهي از منكر كه دو فرع مهم اسلامي است تعطيل گرديد و كسي جرأت نمي كرد خليفه و يا عمال او را از زشتكاري منع كند.

7ـ حريم حرمت شعائر و مظاهر اسلامي درهم شكست و بدان چه در ديده مسلمانان مقدس مي نمود اهانت روا مي داشتند. چنان كه خانه كعبه و مسجد الحرام را ويران كردند و به تربت پيغمبر و منبر و مسجد او توهين كردند و مردم مدينه را سه روز قتل و غارت اموال و نواميس آنان پرداختند.

8ـ براي نخستين بار در تاريخ اسلام، فرزندان پيامبر را به طور دسته جمعي كشتند و زنان و دختران خاندان او را به اسيري گرفتند و در شهر ها گرداندند.

9ـ مديحه سرايي كه از اشعارهاي دوره جاهلي بود و در عصر پيامبر مذموم شناخته مي شد، دوباره متداول گرديد و شاعران عصر اموي چندان كه توانستند خليفه و يا حاكمي را به چيزي كه در او نبود ستودند و از هر عيبي منزه شمردند.

10ـ دسته اي از علمان دنيا طلب و دين فروش بر سر كار آمدند كه براي خشنودي حاكمان، خشم خدا را بر خود خريدند. اينان به ميل خويش، ظاهر آيه‌هاي قرآن و حديث پيغمبر را تأويل كردند و بر كردار و گفتار حاكمان صحه گذاشتند.

11ـ گرايش به تجمل در زندگي، خوراك، لباس، ساختمان، اثاثيه منزل ، روز به روز بيشتر شد و كاخهاي باشكوه در مقر حكومت و حتي در شكارگاه ها ساخته شد.

12ـ مي گساري، زن بارگي، و خريداري كنيزكان آواز خوان متداول گشت تا آن جا كه گفتار روزانه برخي خلفاي اموي تنها درباره زن، خوراك و شراب بود.

13ـ مساوات نژادي كه يكي از اركان مهم نظام اسلامي بود، از ميان رفت و جاي خود را به تبعيض نژادي خشن به سود عرب و زيان ملل و اقوام غير عرب داد. در حالي كه قرآن و سنت پيامبر، امتيازها را ملغي اعلام كرده، ملاك برتري را نزد خدا، پرهيز كاري مي دانست. اما امويان، نژاد عرب را نژاد برتر شمردند و گفتند: چون پيغمبر اسلام از عرب برخاسته است، پس عرب بر ديگر مردمان برتري دارد و در ميان عرب نيز قريش از ديگران برتر است. طبق اين سياست، عرب در تمام شئون بر عجم ترجيح داده مي شد. نظام حكومت بني اميه، موالي (مسلمانان غير عرب) را مانند بندگان زر خريد، از تمام حقوق و شئون اجتماعي محروم مي‌كرد و اصولا تحقير و توهين، هميشه با نام موالي همراه بود. موالي از هر كار و شغل آبرومندي محروم بودند، حق نداشتند سلاح بسازند، بر اسب سوار شوند، دختر عرب (حتي از اعراب بيابان‌نشين و بي نام نشان) را به همسري بگيرند، و اگر احيانا چنين كاري مخفيانه انجام مي شد، طلاق بر آن زن و تازيانه و زندان بر آن مرد تحميل مي كردند.

حكومت و قضاوت و امامت نيز همه جا مخصوص عرب بود و هيچ غير عربي به اين گونه مناصب و مقامات نمي رسيد. اصولا عرب اموي معتقد بود كه براي آقايي و فرمانروايي آفريده شده است و كار و زحمت مخصوص موالي است. اين گونه برخورد نسبت به موالي، يكي از بزرگترين علل سقوط آنان به دست ايرانيان به شمار مي‌رود. در جريان انقلاب برضد امويان، عباسيان از اين عوامل براي بد نام ساختن آنان و تحريك مردم استفاده مي كردند. ولي در ميان آنها اثر دو عامل از همه بيشتر بود. اين دو عامل عبارت بودندد از تحقير موالي و مظلوميت خاندان پيامبر.

عباسيان از اين دو موضوع حداكثر بهره برداري را كردند و در واقع اين دو، اهرم قدرت و سكوي پرش عباسيان براي نيل به اهدافشان به شمار مي رفت.

جهت مطالعه و كسب اطلاعات بيشتر ر.ك: مهدي پيشوايي، سيره پيشوايان.

كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
Parameter:5584!model&78 -LayoutId:78 LayoutNameالگوي داخلي+تاريخ+++++++