درجلسه اي كه سران قريش برعليه پيامبر در دارالندوه گرفتند نقشه ابوجهل چه بود؟آيا پذيرفته شد؟

نخست ابوجهل آغاز به سخن كرد و گفت: همه مى دانيد كه در ميان قبائل عرب كسى ازمردم قريش محترمتر نبود. ما مردمى بوديم كه در حرم خدا و محل امن او جاى داشتيم، و هر ساله قبائل عرب در دو نوبت به شهر ما مى آمدند، و كسى مزاحم ما نبود.
وقتى محمد در ميان ما رشد كرد او را به خاطر شايستگى و امانت داريش «امين» خوانديم.تا ادعا كرد كه پيغمبر خدا است. خدايان ما را به زشتى ياد كرد و ما را ريشخند نمود. جوانان ما را تباه گردانيد و اجتماع ما را پراكنده ساخت. هم اكنون نظر من اين است كه تا دير نشده مردى را واداريم تا به طور ناشناس او را به قتل رساند. اگر بنى هاشم براى گرفتن انتقام خون او با ما به نزاع برخاستند در برابر خون بهايش را مى دهيم و از خطر مى رهيم.
پيرى نجدى كه ريش سفيد مجلس بود گفت: اين نظر خطرناكى است. زيرا بنى هاشم هرگز قاتل محمد را زنده نخواهند گذاشت، و در نتيجه جنگ داخلى در منطقه حرم كه محل امن شماست درگير خواهد شد.
منبع:
تاريخ اسلام ازآغاز تاهجرت علي دواني ص281