خطبه ابن زياد پس ازدستگيري هاني دركوفه چه بود؟
عبيدالله پس از دستگيرى هانى با جمعى از بزرگان كوفه و مأموران حكومتى به مسجد شهر رفت و به ايراد خطبه پرداخت و در ضمن سخنان خود گفت: اى مردم! از طاعت خدا و طاعت پيشوايان خود غافل نشويد و از اتفاق و اتحاد به اختلاف و جدائى روى نياوريد تا موجبات خوارى خود را فراهم نساخته و جان و مال خود را در معرض قتل و تاراج قرار ندهيد! و برادر شما كسى است كه به راستى با شما سخن گفته و از سرانجام كار آگاهتان ساخته است.
هنوز عبيدالله از منبر به زير نيامده بود كه شنيد گروهى فرياد مى زنند: مسلم بن عقيل آمد! مسلم بن عقيل آمد!
عبيدالله از بيم جان فورا مسجد را ترك گفته و وارد قصر حكومتى خود شد و دستور داد تا درهاى قصر را بستند.
عبدالله بن حازم مى گويد: من از طرف مسلم بن عقيل مأموريت داشتم تا در قصر عبيدالله بن پرس و جو پرداخته و در مورد هانى بن عروه تحقيق كنم كه بر سر او چه آمده است؟ و من اولين كسى بودم كه مسلم بن عقيل را از جريان كار آگاه ساختم و ديدم كه گروهى از زنان قبيله مراد فرياد مى زنند كه: يا عبرتاه! يا ثكلاه!
من بر مسلم به عقيل داخل شدم و او را از دستگيرى هانى آگاه ساختم و او به من دستور داد تا يارانش را كه در خانه هاى اطراف محل سكونت او گرد آمده بودند، فرا خوانم.
پس ياران مسلم كه تعدادشان حدود چهار هزار نفر بود با شعار «يا منصور امت» اطراف او را گرفتند.
منبع:قصّه كربلا، فصل سوم/على نظرى منفرد.