اگرحضرت على«ع» فاتح خيبر بود ، پس چگونه با وضع دردناكي چنين پهلوانى را براى بيعت به مسجدبردند؟
مگر نمىگوييم حضرت على«ع» فاتح خيبر بود ، پس چگونه با وضع دردناكي چنين پهلوانى را كشان كشان براى بيعت به مسجد بردند؟
آرى حضرت على(ع) فاتح خيبر و پهلوان در جنگ خندق و ديگر ميدانهاى نبرد حق بر ضد باطل بود. در اين شكى و ترديدى نيست. با اين وجود حضرت را با وضع دردناكى براى بيعت نزد ابوبكر بردند. حال اين وضع دردناك چگونه بود، چندان بر ما روشن نيست. برخى گفتهاند: ريسمان بر گردن حضرت انداخته بودند و حضرت را كشان كشان به مسجد و نزد خليفه بردند. برخى ديگر گفتهاند: اين نسبت روا نيست، چون موقعيّت ممتاز حضرت اجازه نمىداد آنان تا اين مقدار به ساحت قدس علوى بى حرمتى و جسارت روا دارند. حال كدام يك از اين دو گزينه درست است،سخنى است كه پاسخ آن را تنها مىبايست در متون تاريخى جستجو نمود كه در اين مورد، تاريخ صريح و شفاف نيست.شايد بعد از جستجو، با ناكامى تمام علم آن را به خدا حواله داد، ليكن هر چه باشد، اهانت به گونهاى بود كه معاويه آن را در نامهاى به رخ حضرت كشيد و گفت:
«... تا آن جا كه دستگاه خلافت تو را مهار كرد و همانند شتر سركش براى بيعت به طرف مسجد كشاندند».(1)
حضرت در پاسخ نوشت:
«گفتى كه من به سان شتر سركش براى بيعت سوق داده شدم. به خدا سوگند! خواستي از من انتقاد كنى، ولى در واقع مرا ستودى و خواستى رسوايم سازي، امّا خود را رسوا نمودى. هرگز بر مسلمانى ايراد نيست كه مظلوم واقع شود».(2)
امّا هر چه باشد، در پاسخ به اين سؤال كه با وجود آن همه شجاعت بى نظير امام، چگونه توانستند چنين جسارتى نمايند و چرا حضرت دفاع نكرد، مىگوييم: امام دست به شمشير نبرد و به جاى آن صبر و سكوت را برگزيد، چون اين روش به مصلحت اسلام و مسلمانان بود. حضرت مىديد كه اگر از حقوق از دست رفته خويش سرسختانه مقاومت كند، نهال نوپاى اسلام آسيب مىبيند. او حاضر شد از حقوق خود چشم پوشى كند و در برابر جسارتها مظلومانه سكوت نمايد مبادا به آيين محمّدى آسيبى برسد. در تعارض بين بد و بدتر خردورزى اقتضا مىكند كه به بد تن بدهند تا از بدتر جلوگيرى نمايند.
اين روش خردمندان را حضرت چنين اشاره نموده است: «ليس العاقل من يعرف الخير من الشرّ، و لكن العاقل من يعرف خير الشرين؛(3) خردورز اين نيست كه بد را از خوب تمير بدهد، بلكه خردورزى به اين است كه در صورت رويارويى با چند گزينه ناگوار، بد را از بدتر تميز بدهد و بدتر را فداى بد كند».
امام على(ع) مىدانست كه اگر مقاومت كند و شجاعتى كه در ميدان نبرد از خود بروز مىداد، بروز دهد، گرچه از اين پديده بدى كه پرسيدهايد، جلوگيرى مىشد، ولى زيانى متوجه اسلام و مسلمانان مىشد كه به مراتب بيش از گزينه ديگر بود. به همين جهت حضرت گزينه بد را به جاى گزينه بدتر برگزيد.
از نگاه ديگر، حضرت على(ع) آن جا كه با شمشير، فاتح خيبر شد، فقط براى خدا بود، زيرا او تنها شمشير از پى حق مىزند اما آن جا كه شمشير از نيام در نياورد نيز براى رضاى خدا و حفظ اسلام بود و هيچ گاه به خاطر خود، شمشير نكشيد، يعنى براى حفظ و سربلندى و پيروزى اسلام آن جا شمشير كشيد و براى حفظ اسلام اين جا شمشير در نيام كرد.
منبع:
1. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 15، ص 186.
2. نهج البلاغه، نامه 28.
3. مجلسى، بحارالأنوارج75ص6