چگونه بعضي سنت ها بعد از پيامبر مردند وبعض بدعت ها دوباره زنده شدند؟
سيرت صحابهي پيغمبر در عهد او و عصر ابوبکر و عمر اين بود که بدانچه نيازمندند بسنده کنند و مال اندوزي را پيشه نسازند. اين سيرت در عهد عثمان دگرگون شد. رقم اموال صحابه و تابعين در عصر وي و نيز عصر معاويه بخوبي نشان ميدهد که مسلمانان تا چه مرحله از تقوي و زهد که شرط مسلماني است بدور افتاده بودند . دليري در دست اندازي به مال مسلمانان از قريش و تيره اموي به ديگران نيز سرايت کرد.
در خلافت علي چند تن از فرمانداران او همين که دانستند خليفه با آنان مانند عثمان رفتار نخواهد کرد مالهاي مسلمانان را که در اختيار داشتند برداشتند و فرار کردند. وقتي مصقلة ابن هبيره را نزد ابنعباس آوردند تا وامي را که به خزانهي مسلمانان دارد بگذارد گفت: اگر از پسر عفان پيش از اين مال ميخواستم هرگز دريغ نميکرد . سپس از بصره گريخت و نزد معاويه رفت.اين مرد بظاهر مسلمان که خود بر قسمتي از سرزمين مسلمانان حکومت داشته است، به هنگام بازخواست درصدد اين نيست که رفتار خود را با کتاب خدا و سنت رسول منطبق سازد و يا اگر برخلاف سنت رفته است توبه کند، ابدا به خاطر او نميرسد که اين مال از آن همهي مسلمانان است نه مال شخصي . تنها در پاسخ ميگويد اگر از خليفهي پيشين بيش از اين ميخواستم از من دريغ نميکرد . اين است معني مردن سنت و زنده شدن بدعت.
منبع:
قيام حسين (عليه السلام)سيدجعفرشهيدي ص 56