پيشينه اشعث بن قيس (پدر جعده؛ همسر امام مجتبي)

نام اشعث بن قيس «معديكرب» بود و به مناسبت موهاى ژوليده اى كه داشت او را «اشعث» ناميدند تا حدى كه اسم اصلى او به فراموشى سپرده شد. اشعث در طول عمر خود دو بار اسير شد ( آنگونه كه امام علي(ع) در خطبه 19 نهج البلاغه به آن اشاره كرده) در زمان جاهليّت هنگامى كه پدرش «قيس» كشته شد، براى گرفتن انتقام خون او به همراهى قبيله اش حركت كرد و به جاى حمله به قبيله قاتل (قبيله بنى مراد) اشتباهاً به قبيله ديگرى (قبيله بنى الحارث) حمله كرد و چون در اين جنگ شكست خورد و اسير گشت براى آزادى او صدها شتر فديه دادند و اين اسارت او در حال كفر بود).
امّا داستان اسارت او در اسلام نيز به گفته «ابن ابى الحديد» چنين بود كه: بعد از نفوذ قدرت اسلام و آمدن هيئت هاى نمايندگى قبايل عرب نزد پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) براى قبول اسلام، هيئتى از قبيله بنى كنده كه اشعث نيز جزء آنها بود به محضر پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) آمدند و ظاهراً اسلام را پذيرفتند; و پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) نيز هدايايى به آنها داد، ولى بعد از رحلت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) اشعث در صفوف مرتديّن قرار گرفت و بر ضدّ اسلام و مسلمين قيام كرد، گروهى از لشكريان اسلام آنها را محاصره كردند، او شبانه نزد فرمانده لشكر اسلام آمده، تقاضاى امان كرد و تسليم شد و بعضى گفته اند تقاضاى امان براى ده نفر از خانواده خود كرد و بقيّه را كه هشتصد نفر بودند تسليم سپاه اسلام نمود و سپاهيان اسلام انتقام سختى از آنان گرفتند. سپس اشعث را دست بسته با آن ده نفر نزد خليفه اول آوردند.
هنگامى كه او را نزد خليفه بردند (و اظهار ندامت كرد) او اشعث را عفو نمود و خواهرش «ام فروه» را كه نابينا بود به وى تزويج نمود; و از اين زن چهار پسر آورد كه يكى از آنها محمّد بود كه با امام حسين(عليه السلام) و يارانش در كربلا به مقابله برخاست و دخترى به نام «جعده» كه امام مجتبى(عليه السلام) را مسموم ساخت.
«اشعث» از كسانى بود كه با «عمروبن عاص» در مسأله ايجاد نفاق در صفوف ياران على(عليه السلام)در جنگ صفّين همكارى نمود.
«ابن ابى الحديد» و «محمّد بن عبده» در يك كلام كوتاه «اشعث» را چنين معرفى مى كنند: «او از منافقين در عصر على(عليه السلام) بود و در ميان اصحاب آن حضرت مانند «عبدالله بن ابىّ بن سلول» در ميان ياران رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)بود كه هر كدام در زمان خود از رؤساى منافقين بودند و در بسيارى از توطئه ها و مفسده ها شركت داشتند».(1)(2)
منبع:
(1) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 1، ص 292 به بعد و شرح نهج البلاغه عبده، ص 56.
(2) . پيام امام علي(ع)، جلد1، ص645.