مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين (ساعت پاسخگوي احكام شرعي 20 الي 21:30 شب10 صبح الي 11:30 ظهر)
0.0 (0)

اگر امام علي(ع) خلافت را حق خود مي دانست پس چرا با خلفا بيعت نمود؟

امام علي(ع) در خطبه37 نهج البلاغه مى فرمايد: «من در كار خود انديشه كردم، ديدم لزوم اطاعت (فرمان پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)) بر بيعتم (با خلفا) پيشى گرفته است و در اين حال (براى حفظ موجوديت اسلام) پيمان بيعت ديگران بر گردن من است»; (فَنَظَرْتُ في أَمْرِي، فَإِذَا طَاعَتِي قَدْ سَبَقَتْ بَيْعَتِي وَ إِذَا الْميِثَاقُ في عُنُقِي لِغَيْرِي).

در واقع اين جمله جواب سؤالى است كه در اذهان مطرح مى شده كه اگر امام خود را از همه لايق تر براى خلافت مى داند و حتّى با صراحت مى گويد: «از سوى پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) براى اين مقام منصوب شده ام.» چرا در زمان خلفاى سه گانه تسليم آنان شد و با آنان بيعت كرد؟!
امام در جواب مى گويد كه پيغمبر اكرم(ص) به من دستور داده بود كه اگر با من مخالفت كنند به خاطر حفظ اسلام با آنها درگير نشوم، بلكه براى مصالح مهمترى كه حفظ آنها بر من واجب است، تن به بيعت بدهم. بنابراين پيش از بيعتم اطاعت فرمان پيامبر را مدّ نظر داشتم و بعد از بيعت، اين ميثاق و پيمان بر گردن من بود و ناچار بودم به آن وفادار باشم.
از تعبيرات خطبه اجمالا برمى آيد كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) از آن حضرت پيمانى مبنى بر مدارا با حاكمان وقت بعد از خودش گرفته است، هر چند كه حكومت آنها برخلاف موازين بود.
در بعضى از منابع حديثى، روايتى از آن حضرت نقل شده كه بيانگر مضمون اين پيمان است.
مرحوم سيد ابن طاووس در كشف المحجّة ضمن روايتى از على (عليه السلام) چنين نقل مى كند: «وَ قَدْ كانَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه وآله وسلم)، عَهِدَ اِلَىَّ عَهْدَاً، فَقالَ: «يا بنَ أَبى طالِبْ! لَكَ وِلاءُ اُمَّتى. فَإنْ وَلُّوكَ فى عافيَة وَ اجْمَعُوا عَلَيْكَ بِالرِّضا فَقُمْ بِأَمْرِهِمْ وَ إِنِ اخْتَلَفُوا عَلَيْكَ فَدَعْهُمْ وَ ما هُمْ فيه فَاِنَّ اللهَ سَيَجْعَلُ لَكَ مَخْرَجَاً»; (پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) با من عهدى بسته است! او فرموده: «اى فرزند ابوطالب! تو سرپرست امّت من هستى (و از سوى خدا تعيين شده اى) اگر مردم ولايت تو را به طور مسالمت آميز پذيرفتند و همگى به آن رضايت دادند، بر امور آنان قيام كن! ولى اگر درباره تو اختلاف كردند، آنها را به حال خود واگذار كه خداوند راه چاره و نجاتى براى تو قرار خواهد داد).
حقيقت اين است كه گاه انسان بر سر دو راهى قرار مى گيرد كه هر دو ناخوشايند است، ولى يكى از ديگرى ناخوشايندتر است. در چنين مواردى، عقل حكم مى كند كه براى پرهيز از امر ناخوشايندتر، انسان به استقبال امرى كه ناخوشايند است برود و اين همان چيزى است كه به عنوان «قاعده اهم و مهم» معروف است و گاه از آن تعبير به «دفع افسد به فاسد» مى شود. برنامه اميرمؤمنان على (عليه السلام) بعد از پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) مصداق همين معنا بود.
امام (عليه السلام) بر سر دو راهى قرار گرفته بود، يا حكومت را كه حقّ مسلّم او است و براى تداوم اسلام و مصالح مسلمانان بسيار كار ساز است رها سازد، و يا اصل اسلام به خطر بيفتد، چرا كه احزاب جاهليت كه در عصر ظهور اسلام گرفتار شكست شده بودند در كمين نشسته و منتظر فرصت بودند كه بعد از پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)، بر سر جانشينى او اختلافى روى دهد و مسلمانان به جان هم بيفتند و آنها از كمينگاه خارج شده، طومار اسلام را در هم بپيچند و حكومت را در اختيار خود بگيرند. به همين دليل پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) كه اين امر را از قبل پيش بينى كرده بود، سفارش بالا را به على (عليه السلام) كرد و آن حضرت كه با تمام وجودش به اسلام عشق مى ورزيد، سفارش پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) را مو به مو اجرا كرد.

منبع:

پيام امام علي(ع)، جلد2، ص 399.
 
 

كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
Parameter:2191!model&78 -LayoutId:78 LayoutNameالگوي داخلي+تاريخ+++++++