(سأَلَ سائلُ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ(1)لِّلْكَفِرِينَ لَيْس لَهُ دَافِعٌ(2)مِّنَ اللَّهِ ذِى الْمَعَارِج (3))
بسيارى از مفسران و ارباب حديث شاءن نزولى براى اين آيات نقل كرده اند كه حاصل آن چنين است :
هنگامى كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) على (عليه السلام ) را در روز (غدير خم) به خلافت منصوب فرمود و درباره او گفت : من كنت مولاه فعلى مولاه (هر كس من مولى و ولى او هستم على مولى و ولى او است ) چيزى نگذشت كه اين مساءله در بلاد و شهرها منتشر شد (نعمان بن حارث فهرى) خدمت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آمد و عرض كرد تو به ما دستور دادى شهادت به يگانگى خدا و اينكه تو فرستاده او هستى دهيم ما هم شهادت داديم ، سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زكات دادى ما همه اينها را نيز پذيرفتيم ، اما با اينها راضى نشدى تا اينكه اين جوان (اشاره به على (عليه السلام ) است ) را به جانشينى خود منصوب كردى ، و گفتى : من كنت مولاه فعلى مولاه ، آيا اين سخنى است كه از ناحيه خودت يا از سوى خدا؟!
پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: (قسم به خدائى كه معبودى جز او نيست اين از ناحيه خدا است).
(نعمان ) روى بر گرداند در حالى كه مى گفت اللهم ان كان هذا هو الحق من عندك فامطر علينا حجارة من السماء: ((خداوندا! اگر اين سخن حق است و از ناحيه تو، سنگى از آسمان بر ما بباران)!
اينجا بود كه سنگى از آسمان بر سرش فرود آمد و او را كشت ، همينجا آيه ساءل سائل بعذاب واقع للكافرين ليس له دافع نازل گشت .
آنچه را در بالا گفتيم مضمون عبارتى است كه در(مجمع البيان) از(ابوالقاسم حسكانى) با سلسله سندش از (امام صادق (عليه السلام )) نقل شده است .
همين مضمون را بسيارى از مفسران اهل سنت ، و روات حديث با مختصرى تفاوت نقل كرده اند.مرحوم (علامه امينى ) در (الغدير) آن را از سى نفر از علماى معروف
اهل سنت نقل مى كند (با ذكر مدرك و نقل عين عبارت ) از جمله :
تفسير غريب القرآن (حافظ ابوعبيد هروى ).
تفسير شفاء الصدور (ابوبكر نقاش موصلى).
تفسير الكشف و البيان (ابواسحاق ثعالبى).
تفسير ابوبكر يحيى (القرطبى).
تذكره ابواسحاق(ثعلبى).
كتاب فرائد السمطين (حموينى).
كتاب (دررالسمطين) (شيخ محمد زرندى).
تفسير سراج المنير (شمس الذين شافعى).
كتاب (سيره حلبى ).
كتاب ((نور الابصار) سيد مؤ من شبلنجى ).
و كتاب شرح جامع الصغير سيوطى از (شمس الدين الشافعى ).
و غير اينها.
در بسيارى از اين كتب تصريح شده كه آيات فوق در همين رابطه نازل شده است ، البته درباره اينكه اين شخص (حارث بن نعمان ) بوده يا (جابر بن نذر) يا (نعمان بن حارث فهرى ) اختلاف است ، و مى دانيم اين امر تاءثيرى در اصل مطلب ندارد.
منبع:
تفسير نمونه جلد 25 ص6تا8