قدر داني ـ تشويق و توبيخ چه جايگاهي در اسلام دارد؟
ميدانيم سنگينترين وظيفة مديريت بر دوش انبياء و پيامبران الهي بوده، و نيز ميدانيم بارزترين صفت آنها «بشارت» و «انذار» است؛ چنانكه در قرآن دربارة پيامبر اسلام ميگويد
«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذيراً وَ داعِياً إِلَي اللهِ بِاِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنيراً» احزاب/45 و 46
در قرآن متجاوز از120 مرتبه مشتقات «انذار» و متجاوز از40 بار مشتقات «بشارت» به كار رفته است. قسمت مهمي از آيات قرآن توصيف نعمتهاي معنوي و مادي بهشت است كه تشويقي براي حركت به سوي نيكيها و پاكيهاست. و در بخش عظيمي از آيات، از مجازاتهاي روحاني و جسماني دوزخيان سخن ميگويد كه يك عامل بازدارنده است.
علي(ع) دربارة كارمندان عاليرتبة دولت ضمن تعاليم خود به مالك اشتر، فرموده است
«وَ اصِلْ في حُسْنِ الثَّنَاءِ عَلَيْهِمْ وَ تَعْدِيدِ مَا أَبْلَي ذَوُوا الْبَلاَءِ مِنْهُم؛ فَاِنَّ كَثْرَهَ الْذِّكْرِ لِحُسْنِ أَفعَالِهِمْ تَهُزُّ الشُّجَاعَ، وَ تُحَرِّضُ النَّاكِلَ، إِنْ شَاءَ اللهُ» (نهج البلاغه، نامه 53)
[و پي در پي آنها را تشويق كن! و كارهاي مهمي كه انجام دادهاند برشمار! زيرا يادآوري كارهاي نيك آنها، شجاعانشان را به حركت بيشتر، وادار ميكند؛ و آنها كه در كار، كندي ميورزند ـ به خواست خدا ـ به جنبش و حركت وا ميدارد!]