آيا در ازدواج ظاهر و زيبايي ملاك مهمي است يا خير؟
بعضي از زن و و مردها با چهره ي هم ازدواج مي كنند . بعضي ها با ظاهر و امكانات هم ازدواج مي كنند . مثلا طرف ورزشكار است و زن مي گويد كه اين مي تواند همسر خوبي براي من باشد . وقتي اين ورزشكار از تيم خودش بيرون آمد ، ديگر مورد محبت خانم نيست زيرا معيار ازدواج آن خانم اين بوده است . هيچ وقت نيامده اند با كرامات انساني همسرشان ازدواج كنند . هيچ وقت با وجود همسرشان ازدواج نكرده اند . پس وقتي همسري دچار بيماري بشود ممكن است نسبت به او بي علاقه بشود . چيزي كه مهم است بحث عشق ورزي است. ما براي انواع كلاس ها وقت مي گذاريم و هزينه مي دهيم كه يك رشته اي را آموزش ببينيم . مشكل افراد جامعه ي ما اين است كه براي آشنايي باعشق ورزيدن هيچ وقت سرمايه گذاري نمي كنند . براي كلاس چگونه ازدواج كردن هيچ وقت سرمايه گذاري نمي كنند . براي چگونه همسر انتخاب كردن سرمايه گذاري نمي كنيم . ازدواج فقط اين نيست كه من خوب هستم ، طرف مقابل هم خوب است و خانواده ها هم خوب هستند پس ما مي توانيم با هم ازدواج كنيم . چقدر از هم شناخت داريد؟ چقدر از توانمنديهاي هم شناخت داريد؟ طرف چقدر تابع خانواده اش است؟ چقدر مستقل مي تواند تصميم بگيرد؟ افراد بايد قبل از ازدواج روي اينها كار بكنند . اين مسائل عمق ازدواج را بيشتر مي كند و ما بايد روي اين ها بيشتر كار كنيم. ما وقتي در زندگي مشكلي پيش مي آيد چون به آن دير مي رسيم و اين فرهنگ را هم ايجاد نكرده ايم كه اي خانم و آقا اگر مشكلي پيدا كرديد زودتر به درمانگر مراجعه كنيد ، اين مسائل مي ماند و در خانواده ها عمق و ريشه پيدا مي كند و آن موقع حل مشكلات سخت مي شود .