استقلال طلبي در مباني اسلام چه جايگاهي دارد؟

اسلام، دين فطرت است و فطرت هر انساني استقلال خواه است، پس رابطه با حفظ استقلال و آزادي اشكالي ندارد. كودكي در سر سفره قاشق برمي دارد، آن را پر از غذا مي كند و به سر و صورت و لباس هاي خود مي ريزد. مادرش ناراحت مي شود و قاشق را از او مي گيرد تا خود غذا به دهان او بگذارد، اما كودك ابراز ناراحتي مي كند و با تمام وجود مي گويد: من اگر مستقل باشم و قاشق در دست خودم باشد، حتي اگر سر و صورت و لباسم را خراب كنم بهتر است تا اينكه وابسته باشم و شما غذا را در دهان من بگذاري.
مسلمانان كه در دهه اول بعثت ( شايد به خاطر بت هاي بسياري كه در كعبه بود )، عبادات خود را به سوي بيت المقدس انجام مي دادند، بعد از هجرت به مدينه مورد نيش زبان و كنايه يهوديان قرار گرفتند كه شما به سوي قبله ما نماز مي خوانيد، پس استقلال نداريد! پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم از اين كنايه ها ناراحت مي شد و به اطراف آسمان مي نگريست و گويا منتظر وحي بود تا اينكه دستورآمد از اين پس به سوي مسجدالحرام نماز بخوانيد و قبله مستقل داشته باشيد تا يهوديان بر شما حجت و منتي نداشته باشند و شما را دنباله روي خود ندانند: ( لئلا يكون للناس عليكم حٌجته ) "1". همچنين دراسلام تشبه به كفار حرام است، چون يك نوع خودباختگي براي مسلمانان و تكريمي براي كفار محسوب مي شود .
منابع:
1- سوره بقره ، آيه150
كتاب پرسش هاي مهم پاسخهاي كوتاه. استاد قرائتي، سوال46.