آيا داشتن هرنوع عقيده اي مجاز است؟ آزادي عقيده چه حدود و ضوابطي دارد؟
آيا داشتن هرنوع عقيده اي مجاز است؟ آزادي عقيده چه حدود و ضوابطي دارد؟
آزادي عقيده از ديدگاه اسلام
از آنجايي كه اسلام صاحب مكتب و جهانبيني ويژهاي است، هرگز آزادي عقيده مطرح در غرب را نميپذيرد؛ يعني، نميگويد: هر كس تا زماني كه زياني به ديگران نرساند، آزاد است هر عقيدهاي داشته باشد. در عين حال كسي را مجبور به پذيرفتن مكتب خود نميكند؛ بلكه اصول آن را با دلايل روشن عقلي و نقلي (قرآن و حديث)، مشخص ميكند و سپس همگان را به پذيرش عقيده اسلامي دعوت مينمايد
مطلق نبودن آزادي عقيده
از ديدگاه اسلام، عقيده مطلق، آزاد نيست؛ بلكه حد و مرز دادن به آزادي عقيده، با توجه به موارد زير امري لازم و ضروري است:
يكم. عقيدهاي كه انسان انتخاب ميكند، هميشه بر مبناي تفكر و انديشه نيست؛ بلكه اغلب اين عقايد، بر اساس تقليد و بررسي كوركورانه از نياكان و پدر و مادر و يا از محيط است. گاهي نيز بر اساس احساسات، عقيدهاي شكل ميگيرد و از آنجايي كه دلبستگيها، موجب تعصّود، خمود و سكون ميشود، بشر نميتواند در عقيده به طور مطلق آزاد باشد
دوم. عقيده، مانع تفكّر و آزادي انديشه ميشود؛ زيرا وقتي به امري دلبسته شد، چشم و گوش بصيرت، كور و كر ميگردد. (ر.ك: شهيد مطهري، پيرامون جمهوري اسلامي، ص 8 و ص 97 ـ 98 )
سوم. عقايد غلط، باعث اسارت انسانها و خروج از مسير انسانيت ميشود و بايد اين زنجيرها را از دست و پاي او باز كرد؛ مانند طبيبي كه آزادي انسانهايي را كه از خارش بدن لذت ميبرند، ميگيرد و به طبابت آنان ميپردازد. (مرتضي مطهري، آشناييبا قرآن، ج 3، ص 225)
چهارم. از آن جهت كه لازمة محترم شمردن بشر، هدايت او در راه ترقّي و تكامل است، بايد جلوي هر عقيدهاي كه انسان را از تكامل باز ميدارد، گرفته شود. (مرتضي مطهري، پيرامون جمهوري اسلامي، ص 100 )
بنابراين جواز آزادي در مورد عقايدي است كه مبناي آن تفكر باشد؛ در واقع آزادي چنين عقيدهاي به آزادي فكر مستند است.علاوه بر مطالب ياد شده، مهمترين نكاتي را كه در مورد آزادي عقيده از متون اسلامي حاصل ميشود، ميتوان به صورت مختصر در نكات ذيل بيان كرد:
1. اسلام هرگز اجازة تفتيش عقايد را نميدهد و كسي را از اين نظر، تحت فشار نميگذارد. اگر كسي اظهار قبول اسلام كرد، اين اظهار را محترم ميشمارد و بدبيني و سوء ظن را در اين زمينه مجاز نميداند: «وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقي إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْؤْمِنًا ». نساء(4)، آية 94
2. در نظر اسلام، اصولاً عقيدهي ديني، چيزي نيست كه با اجبار و اكراه درست شود؛ بلكه بايد از ديدگاهي منطقي و دلايل مستحكم سرچشمه گيرد: «لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيّ ِ»، بقره(2)، آيه 256
3. پيروان اديان آسماني
پيروان اديان آسماني ـ هر چند با آمدن اسلام منسوخ شدهاند ـ حق دارند به عنوان يك اقليت مذهبي (طبق شرايط اهل ذمه كه در كتابهاي فقهي آمده است) در كشور اسلامي زندگي كنند و با رعايت شرايط زير تحت حمايت حكومت و قوانين اسلامي باشند:
الف. عدم قيام مسلحانه عليه مسلمين و همكاري نكردن با دشمنان كشور اسلامي؛
ب. عدم تظاهر به منكرات اسلامي؛
ج. محترم شمردن احكام دادگاههاي اسلامي؛
د. عدم ايذا نسبت به مسلمانان و خودداري از فحشا، سرقت اموال و جاسوسي. (امام خميني(ره)، تحريرالوسيله، ج 2، ص 505 )
در صورتي كه اقليتهاي مذهبي، شرايط حكومت اسلامي را رعايت كنند، نميتوان آنان را به ترك عقيده و يا حتي ترك مراسم مذهبي خويش، مجبور ساخت .امام علي(ع) در نامة معروفش به مالك اشتر ميفرمايد: «و اشعر قلبك الرحمة للرّعية و المحبة لهم و اللطف بهم و لا تكوننّ عليهم سبعا ضاريا تغتنم اكلهم، فانهم صنفان؛ اما اخ لك في الدّين او نظير لك في الخلق؛».( نهج البلاغه، نامه 53 5). اسلام به همگان اجازة تحقيق مذهبي ميدهد تا آنجا كه هرگاه فرد مشرك و بتپرستي، براي تحقيق به رهبر حكومت اسلامي پناه آورد، بايد از او حمايت كند و در پايان نيز او را تحت حفاظت به وطنش برساند: «وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حّي يَسْمَعَ كَلامَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُونَ ؛». (توبه(9)، آيه 6)
براي مطالعه بيشتر در اين زمينه ر.ك: كاظم قاضيزاده، انديشههاي فقهي ـ سياسي امام خميني(ره)، مركز تحقيقات استراتژيك رياست جمهوري، چاپ اولرداد 1377؛ دفتر همكاري حوزه و دانشگاه، درآمدي بر حقوق اسلامي، انتشارات سمت، تهران 1368؛ دكتر سيد محمد هاشمي، حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران، ج 1، نشر دادگستر، 1378؛ عبدالحسين خسروپناه، جامعه مدني و حاكميت ديني، انتشارات وثوق، 1379 " 0