مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين (ساعت پاسخگوي احكام شرعي 20 الي 21:30 شب10 صبح الي 11:30 ظهر)
0.0 (0)

چرا عمر دروغ كوتاه است

/UploadedData/1/Contents/%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87%20%D9%88%D8%B1%DB%8C%201_1.jpg

اين مطلب به تجربه ثابت شده است كه عمر اعتبار دروغ كوتاه است و دروغگو ديرى نمى ‏پايد مگر آنكه خودش به آن اعتراف مى‏ كند و اگر هم اعتراف نكند اظهاراتى مى ‏كند كه از بطلان گفتارش پرده برمى‏ دارد. حال بايد ديد چرا چنين است؟!
دليلش اين است كه بطور كلى در اين عالم ، نظامى حاكم است كه به واسطه آن، در اجزاء و پازل عالم نسبت ‏ها و ارتباطاتي برقرار مي شود و در نتيجه قطعات به يكديگر متصل و مربوط مى‏ شوند و اين روابط، نسبت ‏هايى غير متغيرند. پس هر حادثه اي كه فرض كنيم وقتى در خارج واقع مى ‏شود، لوازم و ملزوماتى متناسب با خود ايجاد مي كند كه به هيچ وجه از يكديگر منفك نمى ‏شوند و در بين تمامى لوازم و ملزومات آثارى است كه بعضى را به بعضى ديگر متصل مى‏ سازد، بطورى كه اگر به يكى از آنها خللى وارد آيد همه مختل مى‏ شود و اگر همان قطعه مختل، سالم گردد همه سلسله سالم مى ‏شود، و اين قانونى است كلى و استثناء ناپذير. 
مثلا اگر جسمى از مكانى به مكانى ديگر انتقال يابد، از لوازم اين انتقال آن است كه ديگر در آن زمان، آن جسم در مكان اول نباشد ، بلكه از آن و از لوازم آن و هر چه كه متصل به آن است دور و غايب باشد، و نيز مكان اول از آن خالى و مكان دوم مشغول به آن باشد. و نيز اينكه فاصله ‏اى را كه ميان دو مكان است بپيمايد و همچنين لوازم ديگر كه اگر يكى از آنها اختلال يابد - مثلا در همان زمان، جسم فضاي مكان اول را هم اشغال كرده باشد - تمامى لوازمى كه شمرديم مختل شده، ديگر صدق نخواهند داشت. 
و انسان و هر سبب ديگرى كه فرض شود نمى‏ تواند حقيقتى از حقايق هستى را به نوعى تدليس كند و يا با تردستى بپوشاند ، و در عين حال تمام لوازم و ملزومات مربوط به آن را هم پنهان نگه دارد يا آن حقيقت را بطور كلى از محل واقعيش ( كه محفوف به آن لوازم و ملزومات است ) خارج كند يا از مجراى هستى‏ اش تحريف نمايد ، و به فرضى هم كه بتواند يكى از لوازم را هم مستور سازد، لوازم ديگرش سر درمى‏ آورد و باز اگر آن را هم در پرده كند لازم سومى ظاهر مى ‏شود ، و همينطور اين تسلسل واقعي ادامه مي يابد تا حقيقت پنهان شده آشكار گردد. 
بر همين اساس مى‏ گويند حكومت و دولت از آن حق است هر چند باطل، جولان و عرض اندامى هم بكند. و نيز مى‏ گويند ارزش از آن صدق است هر چند احيانا باطلى مورد رغبت قرار بگيرد، و نيز از همين جهت است كه خداى تعالى فرموده : («ان الله لا يهدى من هو كاذب كفار») و نيز فرموده : («ان الله لا يهدى من هو مسرف كذاب») و نيز فرموده : («ان الذين يفترون على الله الكذب لا يفلحون») و فرموده : («بل كذبوا بالحق لما جائهم فهم فى امر مريج»)؛ 
و اين بدان جهت است كه چون حق را دروغ شمردند ناگزير پايه خود را بر اساس باطل نهاده و در زندگيشان بر باطل تكيه زدند، و در نتيجه خود را در نظامى مختل قرار دادند كه اجزايش با يكديگر تناقض داشته و هر جزئى جزء ديگر و هر طرفى طرف ديگر را رسوا و انكار مى ‏كند.

پي نوشت: 
ترجمه تفسير الميزان، ج 11، ص 139. 

كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
Parameter:20814!model&76 -LayoutId:76 LayoutNameالگوي داخلي+++++++اعتقادات