مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين (ساعت پاسخگوي احكام شرعي 20 الي 21:30 شب10 صبح الي 11:30 ظهر)
0.0 (0)

نوع مواجهه پيامبر(ص) و امام علي(ع) با عقيده باطل در جامعه اسلامي

/UploadedData/1/Contents/%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%81%D9%82%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA1.jpg


گفتار و كردار و تقرير پيامبر اكرم(ص) و ائمه(عليهم السلام) از منابع دين اسلام، براي كشف احكام و آموزه‎هاي ديني است. آنچه فقهاي تشيّع به عنوان حقوق و تكاليف فردي و اجتماعي در كتب فقهي گرد آورده‎اند با مطالعه‎ي همه جانبه‎ي رفتار و كردار معصومين(ع) بوده است و نشان اسلامي بودن يك نظام، اجرا شدن همين احكام فقهي است كه اجتهاد پويا و مستمر، آن را تبيين مي‎كند. 
در قوانين حقوقي اسلام، كسي به صرف داشتن عقيده‎اي ـ هر چند غلط و باطل ـ مورد مؤاخذه قرار نمي‎گيرد؛ گر چه در آخرت، در صورتي كه از روي تقصير باشد، بازخواست خواهد شد؛ ولي اگر همين عقيده، در قالب گفتار و يا رفتاري بروز نمايد كه موجب ضرر و تهديدي براي دين و مصالح افراد و جامعه شمرده شود؛ به مقدار خطر و مفسده و ضرري كه مي‎آفريند، جلوگيري و مجازات را در پي خواهد داشت؛ بنابراين، نحوه‌ي برخورد پيامبراكرم(ص) و حضرت علي(ع) با اظهار عقيده‎ي غلط، به آثار اين عمل، و حكمي كه خدا براي آن در نظر گرفته است بستگي داشته و متفاوت بوده است.
عوارض يك عقيده‎ي غلط، گاهي جنبه‎ي فردي دارد و گاهي جنبه‎ي حقوقي و اجتماعي. ابراز آن، گاهي در مقام تحقيق و سؤال صورت گرفته است و گاهي براي انكار و تبليغ سوء و ضربه زدن به دين و جامعه‎ي اسلامي.
در رفتار معصومين (عليهم السلام) مواردي هست كه با تعليم و بحث و استدلال، به رفع شبهات و عقايد غلط افراد و گروه‎ها پرداخته‎اند و در مواقعي هم با شدّت و غلظت با صاحبان عقيده‎ي باطل مقابله نموده‎اند. جنگ پيامبر اكرم(ص) با سران كفر به خاطر رفتار ناشي از عقيده‎ي باطل آنان بود كه نه خود ايمان مي‎آوردند و نه اجازه مي‎دادند ديگران مؤمن شوند. احكامي كه در زمان حضرت علي(ع) نسبت به افراد مرتد و اهانت كنندگان به ساحت حضرت رسول(ص) اجرا شد، به خاطر گفتار و رفتار ناشي از عقيده‎ي غلط بود. جنگ حضرت علي(ع) با اصحاب جمل، معاويه و خوارج، همه به خاطر فتنه‎انگيزي و شرارت اين گروه‎ها بود كه از انديشه و باور ناصحيح نشأت مي‎گرفت.
از طرف ديگر، افراد غير مسلمان تحت حكومتشان كه علي‎رغم داشتن عقيده‎ي باطل، با مسلمين زندگي مسالمت‎آميز داشته، قوانين جامعه‌ي اسلامي را رعايت مي‎كردند و براي اجتماع خطري نداشتند، از حقوق اجتماعي عادلانه برخوردار بودند و با كمال سماحت با آنها رفتار مي‎شد. اين بُعد ديگري از برخورد اين دو بزرگوار، با عقيده‎ي غلط مي‎باشد.
خوارج، گروهي بودند كه به جاي شناخت اسلام از مسير صحيح آن، كه تنها از طريق حضرت علي(ع) به عنوان كارشناس و خبره‎ي اسلام و قرآن مي‎توانست انجام شود، از ولايت آن حضرت بريدند و طبق برداشت غلط خود از اسلام، عمل كردند. حضرت ابتدا با موعظه و بحث و استدلال به رفع شبهات و ردّ عقيده‎ي آنان پرداخت و از طريق علمي و نظري، قاطعانه پاسخ آنان را داد و هنگامي كه شروع به فتنه‎انگيزي و تهديد جامعه و خطرآفريني براي اساس نظام نمودند و به هشدارهاي حضرت توجّهي نكردند، به مقابله و قلع و قمع آنان پرداخت، به طوري كه شمار كمي از آنان جان به دربردند.
حضرت اميرالمؤمنين، علي(ع) همانند پيامبر اكرم(ص) و ساير ائمه‎ي معصومين(ع)، حقوق انساني افراد را تا آخرين حد، رعايت مي‎نمودند؛ حتي حقوق فردي خوارج را نيز ناديده نگرفته، خلاف دستورات اسلام متعرّض آنان نشدند. در اسلام با مجرم به اندازه‎ي جرمش برخورد مي‎شود، و ساير حقوق مجرم، محترم شمرده مي‎شود. در اسلام، كيفر بيش‌تر يا كم‌تر از حد مقررات، تخلّف به حساب مي‎آيد.


در دنياي كنوني غرب كه اين همه از حقوق بشر دم مي‎زنند، اگر كسي يا كشوري، كمي از منافع مادّي و دنيايي آنان را تهديد كند و يا به آن لطمه بزند، ظلم‎ها و جنايت‎هاي بسياري در حقّ او مرتكب شده و از هيچ كاري براي مقابله فروگذاري نمي‎كنند. در فرهنگ غرب، چون همه چيز در دنيا و ماديات خلاصه مي‎شود و جز به منافع مادّي به چيز ديگري فكر نمي‎كنند، اگر كسي به معنويّت و مصالح اخروي لطمه بزند و رفتار زشت و عقيده‎ي باطلي را بروز دهد، به شرط اين كه دنياي آنان لطمه نبيند آزاد است و كسي حق مقابله با او را ندارد و اسم اين را آزادي عقيده و بيان مي‎گذارند؛ و در مقابل، هيچ حقي را در برابر منافع مادي خود به رسميّت نمي‎شناسد و رعايت نمي‎كنند.
ولي در اسلام، مصالح انسان‎ها، تنها در امور مادّي نيست؛ لذا قوانين جرم و مجازات نيز در اين محدوده خلاصه نمي‎گردد. در عين حال اگر كسي جرمي را به هر شكل مرتكب شد، فقط در حدّ همان جرم و اجراي حكم خداوند برخورد مي‎شود و بقيّه‎ي حقوق او محترم است. در مبحث عقيده‎ي غلط نيز بدين گونه است كه اگر به گفتار و رفتاري منجر شود كه براي مصلحت جامعه زيان‎بار باشد، بر اساس حكم خدا با آن برخورد مي‎شود.


در جامعه‎ي ما كساني كه به غرب توجّه دارند و ديده‎اند كه در آن‎جا با عقايد و رفتاري كه به مصالح معنوي و ديني مردم لطمه مي‎زند، برخوردي صورت نمي‎گيرد ـ به اصطلاح آزادي عقيده و بيان وجود داردـ گمان كرده‎اند اين مسئله جزء حقوق افراد است و در ايران نيز، افراد مخالف نظام و اسلام، بايد اجازه و امكان نشر و تبليغ براي عقيده‎ي منحرف خود بيابند و به هتك و تضعيف اسلام بپردازند و حتي براي تأمين حقوق مخالفان، بايد از بيت‎المال مسلمانان براي فراهم كردن امكانات تبليغي آنان هزينه كنند؛ غافل از اين كه اين موارد، در اسلام، جزء حقوق فرد نيست؛ بلكه حقّ جامعه‎ي مسلمانان است و از مصالح كلّ مردم است. حق فرد را بايد به او داد؛ ولي نمي‎توان حقوق و مصالح جامعه‎ي مسلمانان را در اختيار عده‎اي افراد مغرض يا جاهل گذاشت و زمينه‎ي نابودي بنيان‎هاي فكري و ديني مردم و نظام اسلامي را به وجود آورد.
حضرت امير المؤمنين، علي(ع) نيز چيزي از بيت‎المال را صرف ترويج افكار باطل آنها نكرد و به عنوان رعايت حقوق افراد، مناصب حكومتي را ميان اقلّيّت‎ها قسمت نكرد، تا حكومت اسلامي سالم بماند. وظيفه‎ي حاكم اسلامي، تبليغ اسلام و دفاع از مباني و عقايد اسلامي است و بايد همه‎ي تلاش خود را در اين جهت به كار گيرد. عقايد باطل و انحرافي از جانب قدرت‎هاي شيطاني و سلطه‎طلب، آن قدر حمايت مي‎شود كه دولت اسلامي براي مقابله و رفع آن، هر نيرويي را به كار بگيرد كم است؛ چه رسد به اين كه به طور ناحق، امكانات جامعه‎ي مسلمانان را صرف زمينه‎سازي براي رشد آن انديشه‎هاي باطل نمايد.


نتيجه اين كه تشخيص چگونگي برخورد با عقيده‎ي مخالف، متوقّف بر شناخت حقوق فرد و اجتماع بر اساس مباني اسلام، نحوه‎ي ابراز و اظهار و رفتار صاحبان آن عقيده، اطلاع كامل از قوانين كيفري اسلام، تشخيص مصالح امّت اسلامي و لحاظ شرايط زماني و مكاني دارد و با توجه به اين عوامل، حكومت اسلامي، نوع برخورد با عقيده‎ي غلط را تعيين خواهد كرد.


آنچه كه تاكنون مطرح شد و مورد تأكيد قرار گرفت، به طور عمده، در رابطه با اصول و مسلّمات دين و حقوق جامعه و تهديد اساس و بنيان آن بود كه جنبه‎ي حكومتي دارد و نيز مسئله‎ي روز است؛ اما در محدوده‎ي مسائل خاصّ فردي، رفتار متقابل افراد با هم، در خانواده و محيط‎هاي كاري و ساير شؤون اجتماعي، احكام و قوانين خاصي وجود دارد كه بايد حسب مورد رعايت شود. از اين موارد كه بگذريم، مسئله جنبه‎ي اخلاقي پيدا مي‎كند و پيامبر اكرم(ص) و ائمه‎ي معصومين(ع) در اين زمينه نيز الگو و اسوه هستند و رفتارشان بايد سرمشق قرار گيرد.
در محيط‎هاي علمي، در بسياري از موارد، ابراز عقيده‎هاي غلط، با بحث و استدلال قابل اصلاح است و بايد از مجادله‎ي بيهوده، تخطئه‎ي بي‎مورد و بي‎احترامي پرهيز كرد و فقط با قصد كشف حقيقت به تبادل نظر و گفت‌وگو پرداخت.
در محيط خانواده و رفتار با مردم نيز رعايت اصول اخلاقي، عدم سوء‎ظن، دلسوزي و مهرباني، خيرخواهي براي يكديگر؛ راه‌نمايي كردن همديگر و تلاش براي ايجاد محيطي صميمي كه زمينه‎ي رشد و تربيت صحيح است، لازم و بسيار مورد تأكيد اخلاق اسلامي است. اوليا و بزرگان دين و مؤمنين واقعي، هم خود به آن پايببندند و هم ديگران را به رعايت اين امور سفارش مي‎نمايند.


منبع:

كتاب دين و آزادي گفتمان، انتشارات مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه قم.

امام علي(ع) امامت پيامبر(ص) خلفاي اموي خلفاي عباسي
لا يزال الاسلام عزيزاً الي اثني عشر خليفة
كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
Parameter:1607!model&76 -LayoutId:76 LayoutNameالگوي داخلي+++++++اعتقادات