مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين (ساعت پاسخگوي احكام شرعي 20 الي 21:30 شب10 صبح الي 11:30 ظهر)

نبوت پيامبران با معجزه شناخته مى شود، معجزه امامان شيعه چيست؟

/UploadedData/1/Contents/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA1.jpg

نبوت پيامبران به يكى از سه طريق شناخته مى شود كه يكى از آنها معجزه است. اينك هر سه طريق را اجمالاً يادآور مى شويم:
1. معجزه يعنى كارى را انجام بدهد كه از حدود توانايى بشر، بيرون باشد و استادان فن، تصديق كنند كه اين كار او كار بشرى نيست، كارى الهى است.
هنگامى كه حضرت موسى(ع)، با معجزه شاخص خود، به ميدان آمد، همه ساحران تصديق كردند كه اين كار، از حدود توانايى بشر بيرون است، چنان كه مى فرمايد: ( فَأُلقى السَّحرة سُجَّداً )[1]؛ «ساحران همگى به سجده افتادند».


2. تنصيص پيامبر پيشين بر نبوت پيامبر پسين و اين همان راهى است كه در مورد پيامبر نيز تحقق پذيرفته است. چنان كه مى فرمايد:
( وإذ قال عيسى بن مريم يا بنى إسرائيل انّى رسول الله إليكم مصدقاً لما بين يدى من التورات ومبشراً برسول يأتى من بعدى اسمه أحمد فلمّا جاءهم بالبيّنات قالوا هذا سحر مبين )[2]؛
«و هنگامى را كه عيسى بن مريم گفت:«اى بنى اسرائيل! من فرستاده خدا به سوى شما هستم در حالى كه تصديق كننده توراتى مى باشم كه قبل از من فرستاده شده و بشارت دهنده به رسولى كه بعد از من مى آيد و نام او احمد است!» هنگامى كه او با معجزات و دلايل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: «اين سحرى آشكار است»!
در اين آيه، نبوت پيامبر گرامى به وسيله تنصيص پيامبر پيشين معرفى شده است.


3. جمع قرائن و شواهد درباره زندگى مدّعى نبوت مانند نظر درباره افرادى كه تربيت كرده و آثارى كه در زندگى از خود، به يادگار نهاده است، اين راه علمى را ما درباره نبوّت جهانى پيامبر طى كرده ايم و قيصر روم نيز وقتى نامه دعوت پيامبر را دريافت كرد در اين باره به كاوش هايى پرداخت و از ابوسفيان پرسش هايى نموده كه ابن هشام آنها را نقل كرده و او از مجموع اطلاعات دريافتى، به راستگويى رسول خدا پى برد.


با توجه به اين طرق سه گانه، در پاسخ اين سؤال مى گوييم:
امام هرگز داراى معجزه نيست، زيرا معجزه از ويژگى هاى پيامبر است و اگر كار خارق العاده اى انجام دهد، آن را كرامت مى نامند چنان كه كارهاى حضرت مريم نيز كرامت  بود، قرآن نقل مى كند: ( كلّما دخل عليها زكريا المحراب وجد عندها رزقاً قال يا مريم أنى لك هذا قالت هو من عند الله إنّ الله يرزق من يشاء بغير حساب )[3]؛ «هر زمان زكريا وارد محراب او مى شد، غذاى مخصوصى در آن جا مى ديد، از او پرسيد: "اى مريم! اين را از كجا آورده اى؟! "گفت: "اين از سوى خداست. خداوند به هر كس بخواهد، بى حساب روزى مى دهد "».
فراهم شدن روزى در برابر سجاده مريم، يكى از كرامت هاى اوست، ولى او هرگز پيامبر نبوده و اين كار نيز معجزه ناميده نمى شود.
بر اين اساس، امامت امامان ما از دو راه شناخته مى شود: يكى تنصيص پيامبر و تنصيص امام پيشين، يكى هم از جمع قرائن و شواهد. به عنوان يك نمونه عيني ملاحظه مي شود پس از درگذشت امام صادق(عليه السلام) به خاطر اختناق، غالب شيعيان در شناخت امام ( به جز طايفه خاصى كه از نص آگاه بودند) دچار دو دستگى شدند. امّا سؤالات قمى ها و پاسخ هاى امام كاظم(عليه السلام) - كه در نتيجه آن دانش سرشار ايشان بر شيعيان سرازير شد- گواهى داد كه ايشان امام است. بدين ترتيب استنتاج نهايي اين است كه شناخت امام در گرو معجزه نيست كه با ختم نبوت در تضاد باشد.


منبع:

[1] . طه/ 70.
[2] . صف/ 6.
[3] . آل عمران/ 37.
برگرفته از آثار  آيت الله سبحاني.  

Parameter:4143!model&76 -LayoutId:76 LayoutNameالگوي داخلي+++++++اعتقادات