راههاى ارزيابى ايمان واقعى چيست؟

در لابلاى حوادث جوهر انسان شناخته مي شود، در فراز و نشيبها و گرفتن و دادنها و فقر و غنئ ها جوهر انسان شناخته مي شود. در حديث مي خوانيم اگر شخصى را سه بار عصبانى كردى و او حرفى نزد با او رفاقت برقرار كن. كسانى مدعى ايمان هستند ولى اگر از مقام و عنوان و سرمايه آنان كم شود دست به هر كارى مي زنند. قرآن به يهوديانى كه ادعاهايى داشتند و خود را فرزندان و محبوبان خدا مي دانستند و مي گفتند. «نحن أبناء اللّه و حبّائه»(مائده، 18.) و آتش دوزخ را فقط چند روزى در حق خود روا مى دانستند: «لم تمسّنا النّار الاّ أيّاماً معدودة»( بقره، 80.) خداوند براى ارزيابى و ميزان صداقت آنان مى فرمايد: اگر راست مي گوييد آرزوى مرگ كنيد. «فتمنّوا الموت ان كنتم صادقين»(بقره، 94.)
قرآن درباره ى دروغگو بودن ادعاهاى يهود مي فرمايد: آنان به خاطر عملكردشان هرگز آرزوى مرگ نمي كنند. «و لن يتمّنونه»(بقره، 95.) و هر يك از آنان دوست دارد هزار سال عمر كند. «يودّ أحدهم لو يَعَمّر ألف سنة»(بقره، 96.)
قرآن خطاب به پيامبر مي فرمايد: به پروردگارت سوگند كه ايمان واقعى نمي آورند مگر زمانى كه در جنگ و نزاع هاى خود تو را داور قرار دهند و در دل خود هيچگونه ناراحتى از قضاوت تو نداشته باشند.( نساء، 65.)
در قرآن مي خوانيم؛ علامت ايمان، خمس دادن است حتى اگر از ياران پيامبر باشيم و در جبهه در كنار پيامبر جهاد كنيم و پيروز شويم و غنائم جنگى بگيريم؛ ولى خمس ندهيم، ايمان نداريم: «فأنّ للّه خُمسَه... اِن كنتُم آمنتُم باللّه و ما أنزلنا على عبدنا»(انفال، 41.) بنابر اين تسليم خدا بودن، تسليم داورى پيامبر بودن و نق نزدن و گذشتن از جان و مال نشانه صداقت است.
منبع:
(كتاب پرسش ها وپاسخ هاي قرآني.حجه الاسلام قرائتي)