آيا شيعيان پس از نماز سه بار مي گويند : « خان الأمين » ؟
آيا شيعيان پس از نماز سه بار مي گويند : « خان الأمين »؟
آنچه در سؤال آمده است،حاكي از يك نوع افترا و دروغ بر پيروان اهل بيت (عليهم السلام) است.فردي كه اين نسبت را به شيعه داده است ـ و ذهن پرسشگر را آلوده ساخته است ـ از ريشه آن آگاه نيست ، توضيح اين كه يهود معتقد بودند كه رشته نبوت بايد در خاندان يعقوب پيوسته بماند و از اين خاندان بيرون نرود ، ولي آنگاه كه پيامبر گرامي (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) با دلايل قطعي ظاهر گشت ، به اين فكر افتادند كه جبرئيل را به خيانت متهم كنند و اين شعار را سر دادند:« خان الأمين ! خان الأمين ! خان الأمين ! » يعني او در وحي الهي خيانت ورزيد و به جاي آن كه نبوت را در فرزندان اسحاق ابقا كند ، به فرزندان اسماعيل منتقل كرده و از همين جهت، يهود از دشمنان سر سخت جبرئيل امين هست.فخر رازي در تفسير خود مي نويسد:جامعه يهود،جبرئيل را فرشته عذاب مي نامند،و درباره او مي گفتند:خدا به او دستور داده بود كه نبوت را در سلسله فرزندان اسرائيل قرار دهد ولي آن را به فرزندان اسماعيل داد.اتهام جبرئيل به خيانت مربوط به اين گروه است كه او را به خيانت در عوض كردن محل نبوت متهم كرده و به عللي او را دشمن مي داشتند (1) و به دوستي ميكائيل تظاهر مي كردند.قرآن درمقام انتقاد از عقيده آنان چنين مي فرمايد:« قُلْ مَنْ كانَ عَدُوّاً لِجِبْريل فانّهُ نَزّلَهُ عَلي قَلْبِكَ بإذْنِ اللّهِ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُديً وَبُشْري لِلْمُؤْمِنين ».(2)« بگو هر كس با جبرئيل دشمن باشد [ دشمن خداست ] ، و او مأموري بيش نيست كه به اذن خدا قرآن را بر قلب تو نازل كرده ، كتاب هاي پيشين را تصديق مي كند،و مؤمنان را هدايت نموده و مايه بشارت است ».اكنون ببينيد مطلبي را كه يهود با آن بر ضدّ مسلمانان شعار مي دادند،چگونه برخي از افراد بي تقوا و دشمنان وحدت اسلامي،آن را به شيعه نسبت مي دهند و مي گويند:شيعه معتقد است كه جبرئيل خيانت كرده و به جاي اين كه علي را به مقام نبوت منصوب كند ، آن را به پيامبر اسلام (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) عطا كرده است !ميليون ها نفر از شيعيان در جهان نماز مي گزارند ، و حتي يك نفر از آنان چنين عبارتي را بر زبان نمي آورند ، بلكه همه آنها با بلند كردن دست ها ، سه بار « اللّه اكبر » مي گويند و بسياري از آنان ، حتي از اين كه چنين اتهامي بر آنان وارد مي شود ، بي خبرند .
منابع:
1. تفسير كبير فخر رازي، ج 3، ص 195، دار احياء التراث العربي، بيروت.2-بقره/97.
(كتاب راهنماي حقيقت.آيت الله سبحاني. صفحه 362-363)