مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين (ساعت پاسخگوي احكام شرعي 20 الي 21:30 شب10 صبح الي 11:30 ظهر)

زندگي امام پس ازدرگذشت پيامبر

زندگاني حضرت علي پس از درگذشت پيامبر و قبل از خلافت‏

بيست و پنج سال سكوت‏
 در حوزه‏ي اسلام هيچ فردي پس ازمرگ پيامبر (ص) از نظر فضيلت و تقوا و علم و دانش و جهاد و كوشش در راه خدا و مواسات و كمك به بينوايان به مرتبه‏ي علي (ع) نبود و در همه جا، اعم از حجاز و يمن، سخن از شجاعت و قهرماني و فداكاري و جانبازي و مهر ومودت شديد پيامبر به علي بود.
علي هذا و قاعدتاً مي‏بايست امام (ع) پس از درگذشت پيامبر گرامي نيز محور اسلام و مركز ثقل جامعه‏ي اسلامي باشد اما وقتي صفحات تاريخ را ورق مي‏زنيم خلاف آن را مي‏يابيم. زيرا امام (ع) در اين دوره‏ي زندگي خود، كه درحدود ربع قرن بود، بر اثر شرايط خاصي كه ايجاد شده بود از صحنه‏ي اجتماع به طور خاصي كناره گرفت و سكوت اختيار كرد. نه در جهادي شركت كرد و نه در اجتماع به طور رسمي سخن گفت. شمشير در نيام كرد و به وظايف فردي و سازندگي افراد پرداخت.
اين سكوت و گوشه‏گيري طولاني براي شخصيتي كه درگذشته درمتن اجتماع قرار داشت ودومين شخص جهان اسلام وركن بزرگي براي مسلمانان به شمار مي‏رفت سهل وآسان نبود. روح بزرگي، چون حضرت علي (ع) مي‏خواست كه بر خويش مسلط شود وخود را با وضع جديد كه از هر نظر با وضع سابق تضاد داشت تطبيق دهد.
فعاليتهاي امام (ع) در اين دوره در امور زير خلاصه مي‏شد:
1- عبادت خدا آن هم به صورتي كه در شأن شخصيتي مانند حضرت علي (ع) بود؛ تا آنجا كه امام سجاد عبادت و تهجد شگفت انگيز خود را در برابر عبادتهاي جد بزرگوار خود ناچيز مي‏دانست.
2- تفسير قرآن و حل مشكلات آيات و تربيت شاگرداني مانند ابن عباس، كه بزرگترين مفسر اسلام پس از امام (ع) به شمار مي‏رفت.
3- پاسخ به پرسشهاي دانشمندان ملل و نحل ديگر، بالاخص يهوديان و مسيحيان كه پس از درگذشت پيامبر (ص) براي تحقيق درباره‏ي اسلام رهسپار مدينه مي‏شدند و سؤالاتي مطرح مي‏كردند كه پاسخگويي جز حضرت علي (ع)، كه تسلط او بر تورات و انجيل از خلال سخنانش روشن بود، پيدا نمي كردند. اگر اين خلا به وسيله‏ي امام (ع) پر نمي‏شد جامعه‏ي اسلامي دچار سرشكستگي شديدي مي‏شد. و هنگامي كه امام به كليه‏ي سؤالات پاسخهاي روشن و قاطع مي‏داد انبساط و شكفتگي عظيمي در چهره‏ي خلفايي كه بر جاي پيامبر (ص) نشسته بودند پديد مي‏آمد.
4- بيان حكم بسياري از رويدادهاي نوظهور كه در اسلام سابقه نداشت و در مورد آنها نصي در قرآن مجيد و حديثي از پيامبر گرامي (ص) در دست نبود. اين يكي از امور حساس زندگي امام (ع) است و اگر در ميان صحابه شخصيتي مانند حضرت علي (ع) نبود، كه به تصديق پيامبر گرامي (ص) داناترين امت و آشناترين آنها به موازين قضا و داوري به شمار مي‏رفت، بسياري از مسائل در صدر اسلام به صورت عقده‏ي لاينحل و گره كور باقي مي‏ماند.
همين حوادث نوظهور ايجاب مي‏كرد كه پس از رحلت پيامبر گرامي (ص) امام آگاه و معصومي به سان پيامبر درميان مردم باشد كه بر تمام اصول و فروع اسلام تسلط كافي داشته، علم وسيع و گسترده‏ي او امت را از گرايشهاي نامطلوب و عمل به قياس و گمان باز دارد و اين موهبت بزرگ، به تصديق تمام ياران رسول خدا (ص)، جز در حضرت علي (ع) در كسي نبود.
قسمتي از داوريهاي امام (ع) و استفاده‏هاي ابتكاري و جالب وي از آيات در كتابهاي حديث و تاريخ منعكس است.
5- هنگامي كه دستگاه خلافت در مسائل سياسي و پاره‏اي از مشكلات با بن بست روبرو مي‏شد، امام (ع) يگانه مشاور مورد اعتماد بود كه با واقع بيني خاصي مشكلات را از سر راه آنان بر مي‏داشت و مسير كار را معين مي‏كرد.برخي از اين مشاوره‏ها در نهج‏البلاغه و در كتابهاي تاريخ نقل شده است.
6- تربيت و پرورش گروهي كه ضمير پاك و روح آماده‏اي براي سير و سلوك داشتند، تا در پرتو رهبري و تصرف معنوي امام (ع) بتوانند قله‏هاي كمالات معنوي را فتح كنند و آنچه را كه با ديده‏ي ظاهر نمي توان ديد با ديده‏ي دل و چشم باطني ببينند.
7- كار و كوشش براي تأمين زندگي بسياري از بينوايان و درماندگان؛ تا آنجا كه امام (ع) با دست خود باغ احداث مي‏كرد و قنات استخراج مي‏نمود و سپس آنها را در راه خدا وقف مي‏كرد.
اينها اصول كارها و فعاليتهاي چشمگير امام (ع) در اين ربع قرن بود. ولي بايد با كمال تأسف گفت كه تاريخ نويسان بزرگ اسلام به اين بخش از زندگي امام (ع) اهميت شاياني نداده، خصوصيات و جزئيات زندگي حضرت علي (ع) رادر اين دوره درست ضبط نكرده‏اند. در حالي كه آنان وقتي به زندگي فرمانروايان بني اميه و بني عباس وارد مي‏شوند آنچنان به دقت و به طور گسترده سخن مي‏گويند كه چيزي را فروگذار نمي‏كنند.
آيا جاي تأسف نيست كه خصوصيات زندگي بيست و پنج ساله‏ي امام (ع) در هاله‏اي از ابهام باشد ولي تاريخ جفاكار يا نويسندگان جنايتگر مجالس عيش و نوش فرزندان معاويه و مروان و خلفاي عباسي را با كمال دقت ضبط كنند و اشعاري را كه در اين مجالس مي‏خواندند و سخنان لغوي را كه ميان خلفا و رامشگران رد و بدل مي‏شده و رازهايي را كه در دل شب پرده از آنها فرو مي‏افتاده، به عنوان تاريخ اسلام، در كتابهاي خود درج كنند؟! نه تنها اين قسمت از زندگي آنها را تنظيم كرده‏اند، بلكه جزئيات زندگي حاشيه نشينان و كارپردازان و تعداد احشام و اغنام و خصوصيات زر و زيور و نحوه‏ي آرايش زنان و معشوقه‏هاي آنان را نيز بيان كرده‏اند. ولي وقتي به شرح زندگي اولياي خدا و مردان حق مي‏رسند، همانان كه اگر جانبازي و فداكاري ايشان نبود هرگز اين گروه بي لياقت نمي‏توانستند زمام خلافت و سيادت را در دست بگيرند، گويي بر خامه‏ي آنان زنجير بسته‏اند و همچون رهگذري شتابان مي‏خواهند اين فصل از تاريخ را به سرعت به پايان برسانند. 
منبع:
كتاب فروغ ولايت.آيت الله سبحاني.ص145

 

امام علي (ع) رمضان شهادت
Parameter:4493!model&80 -LayoutId:80 LayoutNameالگوي داخلي+وِيژه ++++++