مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين (ساعت پاسخگوي احكام شرعي21:30 الي 23 شب11 صبح الي 12:30 ظهر)
0.0 (0)

خداوند قبل از آفرينش جهان، به چه كارى مشغول بوده است؟

/UploadedData/1/Contents/%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87-3.jpg

در رابطه با اين سؤال، ذكر چند مطلب بايسته است:
1. بايد ديد «قبل» در اين پرسش، به چه معنا است؟ ظاهراً بايد «قبل زمانى» باشد؛ زيرا اگر چه تقدم و تأخر در فلسفه، اقسام مختلفى دارد، اما احتمالًا منظور پرسشگر قبل زمانى است. در اين صورت معناى سؤال اين مى‏ شود كه خداوند تعالى در زمانى كه جهان را خلق نكرده بود، به چه كارى مشغول بوده است؟!
اما اين سؤال در درون خود، دچار تناقض و اشكال است؛ زيرا زمان عبارت از كميتى است كه به واسطه حركت بر جسم عارض مى‏ شود و از اين رو فقط از اشياى متحرك و جسمانى انتزاع مى‏ شود.
با اين تحليل روشن مى‏ شود كه زمان، به گونه‏ اى وابسته به حركت و جسم است و اگر جسم و حركت نباشد، زمان معنا ندارد[1]. نتيجه اين انگاره آن است كه در عالم مجردات، زمان نيست و زمان مختص جهان مادى است. بنابراين ابتدا جهان مادى خلق و سپس از حركت ماده، زمان انتزاع مى ‏شود. با اين بيان روشن مى ‏شود كه اصل پرسش اشتباه است، زيرا در ساحت قدس الهى اصلًا زمان و حركت و تغيير و تحول معنا ندارد تا قبل و بعدى تصور شود و اين مفاهيم براى ما كه در جهان گذران زندگى مى‏ كنيم و بر زندگى مادى ما تقدم و تأخر زمانى حاكم است، معنا دارد.
2. پس گزاره «قبل از آفرينش جهان»، به معناى زمانى آن صحيح نيست؛ ليكن مى ‏توان گفت كه خداوند در «مرتبه» - نه زمان- پيش از آفرينش ماده و جهان مادى، مجرّدات را آفريده است. سپس نوبت به جهان ماده رسيده است؛ زيرا خداوند متعال فياض على ‏الاطلاق است و فيض او دائمى است و هرگز قطع نمى ‏شود. بنابراين در هيچ وضعيتى نبوده كه خلقى و فيضى در كار نباشد.
قرآن مجيد مى‏ فرمايد: («يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ‏»)[2]؛ «هر آن كه در آسمان‏ ها و زمين است، از او تقاضا دارد، و او در هر روز در كارى نو مشغول است». اين آيه از دو بخش تشكيل شده است:
الف- تمام موجودات به او نياز دارند؛ يعنى، تمام موجودات در هستى و شئون ذاتى و غيرذاتى خود بدو محتاج ‏اند. به زبان فلسفى تمام موجودات حادث ذاتى ‏اند و در پيدايش و بقاى خود، به علت خود يعنى ذات بى‏ نياز حق نياز دارند.
ب- ذيل آيه است كه‏ («كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ»)‏؛ «هر روز خدا در كار جديدى است». اگر منظور از «يَوْمٍ» زمان باشد، تفسير آيه اين است كه خداوند تعالى هر زمانى، در آفرينش جديدى است و هر زمانى طرحى نو در مى‏ اندازد[3]. به نظر مى‏ رسد منظور از «يَوْمٍ»، امرى بالاتر از زمان است كه به علت ضيق تعبير از آن به‏ «يَوْمٍ» تعبير شده است.

توضيح اينكه هر حادثه‏ اى اگر زمانى باشد دو چهره دارد: زمانى و زمانه ‏اى. آنچه مربوط به زمان است، جزء تاريخ است و آنچه مربوط به زمانه است، در تاريخ و بند زمان نمى ‏گنجد و چون ثابت است فراتر از زمان و مكان مى ‏رود؛ چنان كه واقعه عاشورا يك بعد زمانى دارد و يك بعد زمانه‏ اى و ملكوتى كه فراتر از زمان و مكان است‏[4].
با اين تفسير احتمال دارد كه منظور از «يوم» زمانه باشد؛ زيرا پديده مادى در عين حالى كه در زمان و مكان واقع شده، چهره ملكوتيش فراتر از زمان است و در زمان و مكان نمى‏ گنجد. بالاتر از آن، موجود مجرد و آن هم مجرد على‏ الاطلاق است كه هيچ جهت امكان و نقصى در او نيست و هيچ چهره زمانى ندارد و در ظرف زمان نمى ‏گنجد. او با هر زمانى هست، اما در زمان و زمان‏ مند نيست و با هر مكانى هست، اما در مكان نمى‏ گنجد و مكان‏ مند نيست‏[5]. بنابراين معناى آيه اين مى ‏شود كه خداوند متعال، در هر زمانه ‏اى در كارى جديد است و امرى جديد مى‏ آفريند كه هرگز نبوده است و كارهاى او تكرارى نيست؛ بلكه ابتكارى و بدون الگوى پيشين است‏[6].

پي نوشت:

[1] بدايةالحكمه، ص 138 و 139.

[2] الرحمن (55)، آيه 29.

[3] تفسير نمونه، ج 23، ص 134 و 135.

[4] عرفان و حماسه، آيةاللَّه جوادى آملى، ص 46- 49.

[5] الميزان، ج 19، ص 611.

[6] در تفسير آيه مراجعه كنيد به: تفسير نمونه، ج 23، ص 137 و 138 و 140 و 141. تفسير الميزان، متن عربى، ج: 19 ص: 115 و 117.  تفسير الميزان، ترجمه فارسى ج: 19 ص: 170 171 و 173.

شاكرين، حميدرضا، راز آفرينش، ص61.

خداوند رسول اكرم(ص) مخلوق
كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
Parameter:20599!model&76 -LayoutId:76 LayoutNameالگوي داخلي+++++++اعتقادات