آيا مبارزه با ظلم، ظهور حضرت حجت(عج) را به تأخير مي اندازد؟

اساس اين تفكر غلط بر پايه برداشت اشتباه از يك روايت و ترجمه غلط آن است. آن روايت اين است كه «يملاء اللّه به الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا» برخى «كما» را به معني «بَعد» ترجمه مى كنند و از روايت، اين تفكر اشتباه را پيدا كرده اند، در حالى كه روايت مى گويد «كما» نه «بعد» و بين اين دو تفاوت بسيارى است.
حدود سى و چند روايت در اين مورد آمده است تنها در يك يا دو مورد كلمه «بعد» ذكر شده است كه آن هم با توجه به ديگر روايات و ادعيه، اشتباه در كتابت بوده و مقصود همان «كما» است. اما تفاوت اين دو در اين است كه بَعد، زمان را مى رساند؛ يعنى پس از ظلم و جور. در حالى كه «كما»، چگونگى را مى رساند؛ يعنى همچنان كه از ظلم و جور پر شده است، همانگونه از عدل و قسط پر مى شود. به عبارتي همانگونه كه دشمن براى فاسد كردن جامعه بر روى عناصر موثر و مهره هاى كارآمد سرمايه گذارى كرده و با آلوده كردن آنها اكثريت جامعه را كه پيرو هستند به پيروى از آنها وامى دارد، براى ايجاد قسط و عدل نيز همانگونه اقدام مى شود.
در هر حال «كما» و چگونگى، غير از «بعد» و زمان است. عدم توجه به اين نكته اساسى و مهم برخى را به اين برداشت غلط انداخته غافل از اينكه اين برداشت اساسا با روح اين قضيه در تعارض آشكار است پس اين عقيده كه بايد جلوى معصيت را نگرفت كه عالم پر از ظلم و جور شود كه حضرت ظهور كنند غلط و خطا و با مبانى اسلامى سازگارى ندارد و در تعارض است. بايد در جامعه انسان هاى صالح و شايسته اى باشند كه زمينه سازان ظهور حضرت قرار گيرند.
از ديدگاه شهيد مطهرى اين نوع برداشت از ظهور و قيام حضرت مهدى (عج) موجب تعطيلى حدود و مقررات اسلامى مى گردد و نوعى اباحيگرى بايد شمرده گردد و به هيچ وجه با موازين اسلامى و قرآنى موافق نيست كه بگوييم ظلم و فساد زياد شود تا ظهور انجام پذيرد. در روايات اسلامى سخن از گروهى زبده است كه به محض ظهور امام به آن حضرت ملحق مى شوند. بديهى است كه اين گروه ابتدا به ساكن خلق نمى شوند و به قول معروف از پاى بوته هيزم سبز نمى شوند. معلوم مى شود زمينه هايى عالى وجود دارد كه چنين گروه زبده را پرورش مى دهد. اين خود مى رساند كه نه تنها حق و حقيقت به صفر نرسيده است، بلكه فرضاً اگر اهل حق از نظر كمّيت قابل توجه نباشند از نظر كيفيت ارزنده ترين اهل ايمان اند، در رديف ياران سيدالشهداء.[1]
بدين ترتيب خودسازي و آمادگى عمومى جامعه براى حق پذيرى و ظلم ستيزى و ايجاد زمينه مساعد براي ياران مخلص و فداكار و جماعت صالحين، ضرورى ترين شرط ظهور حضرت اباصالح (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف) است.
پي نوشت:
[1] قيام و انقلاب مهدى (عج) از ديدگاه فلسفه تاريخ، شهيد مطهرى، ص 62.
دويست پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان(عليه السلام)، ج2، ص: 73.
مهدويت پرسشها و پاسخها، ص: 172.