wait لطفا صبر کنید

مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين
0.0 (0)

فصل مشترك شخصيت ملكه مصر و حضرت يوسف عليه السلام

قرآن مجيد، هنگام طرح داستان خلوت كردن بانوي مصر با حضرت يوسف عليه السلام، در بيان علّت امتناع حضرت يوسف عليه السلام مى‏ فرمايد:
 «لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ»[1]؛ و در حقيقت، [آن زن‏] آهنگ وى كرد، و [يوسف نيز] اگر بُرهان پروردگارش را نديده بود، آهنگ او مى ‏كرد.
در اين آيه شريف، از «برهان پروردگار»، به عنوان عامل بازدارندگى از گناه اشاره شده است. برهان، در اصل مصدر «بره» به معني سفيد شدن است و به هر گونه دليل محكم و نيرومند كه موجب روشنائي مقصود شود، برهان گفته مي شود. بنابراين برهان پروردگار كه باعث نجات يوسف شد، يك نوع دليل روشن الهي بوده است كه مفسران درباره آن احتمالات زيادي طرح نموده اند، از جمله: علم و ايمان و تربيت ايماني و مقام نبوت يوسف. اما روايت امام سجاد(ع) در ذيل آيه شريفه نيز بس جالب و راه گشا است، امام زين ‏العابدين عليه السلام در تفسير «برهان پروردگار» مى ‏فرمايد:
قامَتِ امرَأَةُ العَزيزِ إلَى الصَّنَمِ فَأَلقَت عَلَيهِ ثَوباً، فَقالَ لَها يوسُفُ: ما هذا؟! فَقالَت: أستَحيى مِنَ الصَّنَمِ أن يَرانا! فَقالَ لَها يوسُفُ: أتَستَحيينَ مِمَّن لا يَسمَعُ و لا يُبصِرُ ولا يَفقَهُ ولا يَأكُلُ ولا يَشرَبُ، ولا أستَحيي أنَا مِمَّن خَلَقَ الإِنسانَ وعَلَّمَهُ؟! فَذلِكَ قَولُهُ عز و جل: لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ‏.[2]

زن عزيز مصر به سوى بُت رفت و پارچه ‏اى بر روى آن انداخت. يوسف از او پرسيد: «براى چه اين كار را كردى؟». پاسخ داد: شرم دارم از اين كه اين بت، ما را ببيند! در اين هنگام، يوسف به وى گفت: «آيا تو شرم مى ‏كنى از چيزى كه نه مى‏ شنود و نه مى ‏بيند و نه مى‏ فهمد و نه مى‏ خورد و نه مى ‏نوشد؛ ولى من شرم نكنم از كسى كه بشر را آفريده و او را دانش آموخته است؟!». اين، معناى سخن خداوند است كه مى ‏فرمايد: «اگر بُرهان پروردگارش را نديده ‏بود».
آنچه باعث حياى بانوي مصر شد، ناظر بودن بت بود، هر چند نظارت او بر اعمال‏ بشر، خيال باطل است و آنچه مايه شرم حضرت يوسف عليه السلام شد، اين بود كه خداوند، آگاه و ناظر بر اعمال بشر است.

مسئله حضور و نظارت، از مهم‏ترين و اساسى‏ ترين مفاهيم حياست. بدون وجود اين عنصر، هر چند اين امكان وجود دارد كه بازدارندگى و مديريت نفس به دليل ديگرى رخ دهد؛ امّا ممكن نيست حيا برانگيخته شود. حيا فقط هنگامى برانگيخته مى ‏شود كه عنصر نظارت، وجود داشته باشد. اگر ناظرى وجود داشت، حيا برانگيخته مى ‏شود. در غير اين صورت، نبايد انتظار برانگيختگى‏ حيا را داشت. اين كه برخى افراد، كارهاى خلاف خود را دور از چشم ديگران انجام مى‏ دهند و مكان‏ هاى خلوت را براى اين ‏گونه كارها بر مى‏ گزينند و سعى مى ‏كنند تنها باشند و يا هنگام تاريكى شب، اقدام مى ‏كنند و ...، همه به اين جهت است كه در نقطه كور نظارت قرار گيرند و خود را از قلمرو ديد ديگران، خارج سازند تا شرم، مانع آنان نشود. بنا براين عنصر نظارت، فصل مقوّم حيا و وجه تمايز آن از ديگر صفات تنظيم ‏كننده رفتار است.

پي نوشت:

[1] يوسف/ 24.

[2] عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج 2، ص 60؛ بحار الأنوار، ج 12، ص 266.

تفسير نمونه، ج9، ص374.

پژوهشي در حياء، ص25.

كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
NotCache List Paramters: 6&0&0!Model&219 Name List:نمايش رندوم كتب - كل ++++++