wait لطفا صبر کنید

مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين
0.0 (0)

آن روي سكه وقتي كه مورچه بال در مي آورد

امام كاظم(عليه السلام) مى فرمايد:

«وَاِذا اَرادَ اللهُ بِالذَّرَّةِ شَرّاً أَنْبَتَ لَها جَناحَيْنِ فَطارَتْ فَأَكَلَهَا الطَّيْرُ»[1]؛ «اگر خداوند بخواهد بلايى بر سر مورچه ها بياورد به آنها دو بال مى دهد تا پرواز كنند و طعمه پرندگان شوند».

در اين جمله نكته ظريفى نهفته شده است. گاهى انسان از نداشتن بعضى امكانات شكايت مى كند، در حالى كه حكمت خداوندى ايجاب كرده كه اين چنين باشد، و اگر اين چنين نبود و او برخوردار از آن امكانات مى شد چه بسا باعث نابودى او مى گرديد. مورچه در روى زمين آهسته راه مى رود و دشمنى هم ندارد، فكر مى كند كه اگر مى توانست پرواز كند به تمام آرزويش رسيده است، ولى خبر ندارد كه اگر اين بال و پر را مى داشت در آسمان طعمه پرندگان مى شد و بلاى جانش مى گشت.

انسان هميشه دل در گرو نداشته هاى خود دارد ولى اگر خوب دقت كند متوجه مى شود كه اگر او برخوردار از آن نعمتها بود نخواهد توانست به كمال مورد نظر خداوند نايل گردد. ما هميشه يك روى سكّه را نگاه مى كنيم و از آن طرف سكّه خبر نداريم، لذا انسان بايد هميشه بگويد: خدايا خير دنيا و آخرت را به من بده.

ثعلبة بن حاطب انصارى مرد فقيرى بود و مرتّب به مسجد پيامبر(صلى الله عليه وآله)مى آمد و اصرار داشت كه پيامبر در حقّش دعا كند تا خداوند مال فراوانى به او بدهد، پيامبر(صلى الله عليه وآله) به او فرمود: «قَلِيلٌ تُؤَدِّى شُكْرَهُ خَيْرٌ مِن كَثِير لاَتُطِيقُه; مقدار كمى كه حقّش را بتوانى ادا كنى، بهتر از مقدار زيادى است كه توانايى اداى حقّش را نداشته باشى».

آيا بهتر نيست كه تو به پيامبر خدا تأسّى كنى، ولى ثعلبه دست بردار نبود، و سرانجام به پيامبر(صلى الله عليه وآله)عرض كرد: به خدايى كه تو را به حق فرستاده سوگند ياد مى كنم، اگر خداوند ثروتى به من عنايت كند تمام حقوق آن را مى پردازم، پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) براى او دعا كرد، چيزى نگذشت كه طبق روايتى پسر عموى ثروتمندى داشت كه از دنيا رفت و ثروت سرشارى براى او باقى گذاشت. طبق روايت ديگرى گوسفندى خريد و گوسفند زاد و ولد كرد، آنچنان كه نگهدارى آنها در مدينه ممكن نبود، ناچار به آبادي هاى اطراف مدينه روى آورد و آنچنان مشغول و سر گرم زندگى مادّى شد كه در نماز جماعت و حتّى نماز جمعه نيز شركت نمى كرد.

پس از مدّتى پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مأمور جمع آورى زكات را نزد او فرستاد، تا زكات اموال او را بگيرد، ولى اين مرد كم ظرفيّت و تازه به نوا رسيده و بخيل، از پرداخت حقّ الهى خوددارى كرد، نه تنها خوددارى كرد، بلكه به اصل تشريع اين حكم نيز اعتراض نمود و گفت: اين حكم برادر «جزيه» است; ما مسلمان شديم كه از پرداخت جزيه معاف باشيم و با پرداخت زكات، چه فرقى ميان ما وغير مسلمانان باقى مى ماند؟ هنگامى كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)سخن او را شنيد فرمود: «يَا وَيْحَ ثَعْلَبة! يا وَيْحَ ثعلبة!; واى بر ثعلبه، اى واى بر ثعلبه» و دراين هنگام آيات 75 تا 78 سوره توبه[2] نازل شد[3].

در نهايت برايند اين روايت و ماجرا نبايد كم همتي را در ذهن القاء كند بلكه مي بايست ظرفيت دروني خود را توسعه داد. خداوند نيز به اندازه ظرفيّت افراد به آنها عطا مى كند.

پي نوشت: -------------------

[1] تحف العقول، ص642.

[2] وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحينَ (75) فَلَمَّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ (76) فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً في‏ قُلُوبِهِمْ إِلى‏ يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِما أَخْلَفُوا اللَّهَ ما وَعَدُوهُ وَ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ (77) أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ (78)؛ [بعضي از آنها با خدا پيمان بسته بودند كه اگر خداوند ما را از فضل خود روزي دهد، قطعا صدقه خواهيم داد و از صالحان خواهيم بود* اما هنگامي كه خداوند از فضل خود به آنها بخشيد، بخل ورزيدند و سرپيچي كردند و روي برتافتند. * اين عمل، (روحِ) نفاق را تا روزي كه خدا را ملاقات كنند، در دلهايشان برقرار است. اين بخاطر آن است كه از پيمان الهي تخلف جستند و بخاطر آن است كه دروغ مي گفتند. * آيا نمي دانستند كه خداوند، اسرار و سخنان در گوشي آنها را مي داند و خداوند داناي همه غيبها (و امور پنهاني ) است؟!]

[3] تفسير نمونه، ج8، ص 48. گفتار معصومين، گفتار سي و پنجم.

 

كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
NotCache List Paramters: 6&0&0!Model&219 Name List:نمايش رندوم كتب - كل ++++++