مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين (ساعت پاسخگوي احكام شرعي21:30 الي 23 شب11 صبح الي 12:30 ظهر)
0.0 (0)

اگر خشم حضرت يونس(ع) به حق بود چرا در كام نهنگ فرو رفت؟

/UploadedData/1/Contents/%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C%20%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%B31_1.jpg

سوره انبياء، آيه87: ﴿وذاالنون إذ ذهب مغاضباً فظنّ أن لن نقدر عليه فنادي في الظّلمات أن لا إله إلاّ أنت سُبحانك إنّي كنتُ من الظّالمين

حضرت يونس(ع) از طرف پروردگار براي هدايت سرزمين نينوى در عراق مبعوث شد. اما پس از مجاهدت هاي فراوان ايشان ايمان نياوردند. پس نفرينشان كرد و از خدا خواست تا عذابشان كند. همين كه نشانه ‏هاى عذاب نمودار شد قوم يونس توبه كردند و ايمان آوردند و خداوند عذاب را از ايشان برداشت. اما يونس از ميانشان بيرون رفته بود، لذا خداوند صحنه ‏اى به وجود آورد كه يونس به شكم يك ماهى بزرگ فرو رفت و در آنجا زندانى شد تا آنكه خدا آن بليه را از او برداشته، دوباره به سوى قومش فرستاد.

بدون شك تعبير «مغاضبا» در آيه، اشاره به خشم و غضب يونس نسبت به اين قوم بى‏ ايمان است، اما اگر خشمناك شدن او از دست مردم به حق بود، چرا به كام نهنگ فرو رفت و خود را ستم‏كار خواند؟! اين امور با معصوم بودن يك پيامبر سازگار نيست. به ويژه، كار او به قدري سنگين و مشكل بود كه خداوند در اين ‏باره فرمود: اگر او از تسبيح كنندگان نبود، تا روز قيامت در شكم ماهي زنداني بود[1].

برخي در پاسخ گفته ‏اند: حضرت يونس، مرتكب ترك اولي شد. او مي ‏بايست تحمّل و صبر فراوان به خرج مي‏ داد و شتاب و عجله نمي ‏كرد. لذا، قرآن به اين نكته تذكر داده است كه او زود صبر را از دست داد و شكيبايي و حوصله‏ اش به سر رسيد.
مأمون از امام هشتم علي بن موسي الرضا(عليه‌السلام) درباره : ﴿وذا النّون إذ ذهب... ﴾ سؤال كرد آن حضرت فرمود: اين شخص «يونس بن متي» است. او يقين داشت كه خداوند بر او تنگ نمي‏ گيرد، ولي وقتي به شكم ماهي فرو رفت و از مسبّحين بود، گفت: من از ستم‏كاران بودم كه مي ‏توانستم همه اوقات خويش را صرف اين عبادت (تسبيح و تقديس خدا) كنم و اين‏گونه كه الآن (در شكم ماهي) به ذكر عبادت مشغولم، اشتغال نورزيدم. آن‏گاه خداوند، دعاي او را به هدف استجابت رساند.[2]
در حديث آمده كه حضرت يونس(عليه‌السلام) خاطر جمع بود كه خداوند بر او تنگ نخواهد گرفت. لذا، خداوند او را تنها يك لحظه به خود واگذاشت و او شكيبايي خود را از دست داد و بر قومش خشمگين شد[3].
بر اين اساس مي توان گفت:

1. حضرت يونس(عليه‌السلام) گذشته از مقام شامخ نبوّت، رسالت و عصمت، مورد عنايت ولايي خداوند بود و از نعمت ولايت ويژه الهي طرفي بسته بود؛ («لولا أن تداركه نعمة من ربّه لنُبذَ بالعراء و هو مذموم»)[4] زيرا مقصود از اين نعمت، همان فيض ولايت خداست و كسي كه تحت ولايت مستقيم خداست، از گزند هر كژراهه مصون است. پس، هيچ انحرافي در سيره و سنّت آن حضرت(عليه‌السلام) پديد نيامد و نيز مورد هيچ ‏گونه نكوهش نبوده و نيست.
2. صبر و استقامت، داراي درجات متعدّد و گونا‏گون است و مقدار لازم آن كه نصاب مسؤوليت ‏پذيري است، در همه رهبران معصوم بوده است؛ ولي مرتبه برين و برتر آن در برخي از انسان‏هاي معصوم حاصل است و در بعضي نسبت به برخي از موارد، منتفي است.
3. آنچه درباره حضرت يونس(عليه‌السلام) رخ داد، همان فقدان مرتبه برين صبر در گوشه ‏اي از مأموريت‏ هاي راجح (نه واجب) بوده است.
4. پديد آمدن چنين دشواري دردناك از يك‏سو، و از دست دادن مرتبه برين بردباري از سوي ديگر، زمينه نقص را فراهم كرد كه همين مطلب، مصحّح اسناد ظلم به ‏معناي نقص است.
 

پي نوشت:-----------------------------

[1]  سوره صافات، آيات 144 ـ 143:﴿فلولا أنّه كان من المسبّحين ٭ للبث في بطنه إلي يوم يُبعثون).

[2]  بحارالأنوار، ج11، ص82؛ تفسير نورالثقلين، ج3، ص 449.

[3]  «امّ‏ سلمه» (همسر پيامبر اسلام‏ صلي الله عليه و آله و سلم) گويد: شبي، در دل شب ديدم كه پيامبر در رختخوابش نيست. هنگام جست ‏وجو او را ديدم كه در گوشه خانه ايستاده و دست‏ها را به جانب آسمان بلند كرده است و گريان مي ‏گويد: «اللّهم لاتنزع منّي صالح ما أعطيتني أبداً، اللّهم لا تُشمت بي عدوّاً ولا حاسداً، اللّهم لاتردّني في سوء استنقذتني منه أبداً، اللّهم ولاتكلني إلي نفسي طرفة عين أبداً». امّ سلمه گويد: در حالي كه مي ‏گريستم به اتاقم بازگشتم. پيامبرصلي الله عليه و آله و سلم بازگشت و سبب گريه‏ ام را پرسيد. عرض كردم كه براي گريه شما گريان شدم كه با اين همه مقام و منزلتي كه در پيشگاه خداوند داريد، اين‏ سان مي‏ گرييد؟ حضرت رسول‏ صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: چگونه گريه نكنم و ايمن باشم، حال آن‏كه خداوند، حضرت يونس بن متي را يك لحظه به خود واگذاشت و چيزي به سرش آمد كه آمد: «يا اُمّ‏ سلمة! وما يؤمنني وإنّما وكلّ اللّه يونس بن متي إلي نفسه طرفة عين، فكان منه ما كان». تفسير نورالثقلين، ج 3، ص 450، ح 140.

[4]  سوره قلم، آيه 49.

تفسير نمونه، ج‏13،ص 487 . تفسير موضوعي، ج3، ص268-271.

كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
Parameter:20659!model&76 -LayoutId:76 LayoutNameالگوي داخلي+++++++اعتقادات