مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين (ساعت پاسخگوي احكام شرعي21:30 الي 23 شب11 صبح الي 12:30 ظهر)
0.0 (0)

چرا امام علي(ع) نظريه سازش با معاويه را نپذيرفت؟

/UploadedData/1/Contents/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%20%D8%B9%D9%84%DB%8C5_1.jpg

در همان آغاز زمامداري اميرالمومنين (ع) منتقدين ايشان با واسطه و بي واسطه نظريه سازش با معاويه را طرح مي كردند. به عنوان نمونه شخصي به نام «مغيرة بن شعبه» نزد امام آمد و از عقلاني بودن سازش سخن گفت و پيشنهاد داد كه ايشان معاويه را در جايگاه والي شام ابقا كند. او در اين حالت كرنش و بيعت خواهد كرد. آنگاه پس از اينكه امام (ع) حكومت خود را متمركز كرد و در همه جاي جهان اسلام با ايشان بيعت كردند، معاويه را عزل و بركنار كند.[1]

تحليلي كه در اينجا وجود دارد اين است كه اگر امام به صورت مرحله اي سيستم حكومتي معاويه را تاييد مي كرد، به يك نقطه قوت دست مي يافت. آن نقطه قوت اين بود كه معاويه و شاميان با ايشان بيعت مي كردند. و امام (ع) فرصت مي يافت تا ساختار حكومت خود را در بطن جامعه اسلامي استحكام بخشد. اين همان نقطه قوتي است كه از طرف منتقدين حكومت امام (ع) طرح مي شد.

اما بايد دقت كنيم كه در مقابل اين نقطه قوت، معاويه نيز يك نقطه قوت به دست مي آورد و آن اين بود كه طراح و رهبر حقيقي جامعه اسلامي - كه از زمان تشكيل سقيفه مخالف خط انحراف و ظلم - بود، به شرعي بودن حاكميت معاويه اعتراف كرده است.اين شرعيت يعني توصيف معاويه به مردي كه - حداقل- كارگزاري توانا بر پيشبرد وظائف حكومت اسلامي و حمايت از مصالح مسلمين و پاسداري از امور ايشان است. ( و شرعيت چنين توصيفي، فقط در برابر ذهنيت عمومي زمان اميرالمومنين(ع) نبود، بلكه در مقابل ديدگان همه امت اسلام از آن روزگار تا به قيامت خواهد بود.)

حال براي رسيدن به نتيجه بايد اين دو نقطه قوت را با هم مقايسه كنيم: اينكه اميرالمومنين (ع) براي فرايند تغيير اجتماعي و استحكام ساختار حكومتي خود چه ابزارهايي در اختيار داشت و چه فاصله اي ميان جامعه مطلوب و جامعه اي كه پس از بيست و پنج سال از ماجراي سقيفه تحويل گرفته بود، وجود داشت، بماند؟! اما اينكه تصور شود، پس از استحكام دروني حكومت علوي، معاويه به راحتي كنار مي رفت هم ساده انگاري مساله بود. در آن زمان تغيير واليان درون حكومت اسلامي، هرگز فرايندي ساده نبود:

- نظر به ضعف نظامي دولت مركزي در آن زمان؛

- و نفوذ معاويه در شام (چون شام به جز يزيد بن ابي سفيان و پس از او معاويه هيچ والي اسلامي ديگري به خود نديده بود.[2])؛

- و از آنجا كه خليفه دوم به اين بهانه كه شام نماد شكوه و فرهمندي اسلام در برابر دولت قيصري است، اختيارات منحصر به فردي به معاويه داده بود تا براي او در شام پادشاهي و سلطنت كند [3]. و خود معاويه نيز بر حسب اين اختيارات طرح جدايي شام را پايه ريزي كرده بود، بطوري كه رابطه شام با دولت مركزي، در حد يك ارتباط قانوني صوري بود [4]؛

با توجه به موارد فوق موقعيت اميرالمومنين (ع) بر حسب نظريه سازش كاملا پيچيده بود  و اين امر موجب مي شد تا نقطه قوت مورد بحث نيز بي تاثير شود؛ زيرا اگر امام (ع) پس از آن معاويه را عزل مي كرد، معاويه مي توانست با پشتوانه سرمايه هاي نيرومند مادي خود، شبهه هاي شرعي و اسلامي را در قلب امت اسلامي بطور عموم و پايگاه مردمي خط امامت بالخصوص، تزريق كند و بگويد: چرا علي بن ابي طالب (ع) مرا عزل كرد؟ چه چيز از من سر زد كه پس از آنكه خودش اعتراف كرد من حاكمي دادگر و كارآمد براي اداره امور مسلمين هستم، مرا بركنار كرد؟ در آن صورت معاويه مي توانست چنين اعتراضي را متوجه امام سازد و ايشان هيچ پاسخي نداشت كه بتواند افكار عمومي مسلمانان را در آن زمان در برابر اين شبهه قانع كند.       

اما اگر ايشان از همان آغاز معاويه را بركنار مي كرد عزل او بخاطر عدم صلاحيت و عدم برخورداري از شروط لازم براي حاكم اسلامي از نظر امام بود. غير از اينكه تعبيري از نارضايتي امام (ع) از بقاياي دستگاه به جاي مانده از سقيفه نيز به شمار مي رفت. 

 

پي نوشت:

[1] انساب الاشراف، ج2، ص209. تاريخ يعقوبي، ج2، ص180. الفتوح، ج2، ص515. بحارالانوار، ج32، ص34، ح22. 

[2] خليفه اول در آغاز سال 13 هجري لشكريان را سوي شام روانه كردو يزيدبن ابي سفيان را والي شام كرد. او نخستين اميري بود كه به شام رفت. تاريخ الامم و الملوك (طبري)، ج3، ص387. البداية و النهاية، ج7، ص 31. خليفه دوم معاويه را والي شام كرد. «پس از مرگ برادر معاويه (يزيدبن ابي سفيان) در سال نوزده هجري و هر ماه هزار دينار به او مي داد.» امتاع الاسماع، ج6، ص151.  

[3] انساب الاشراف، ج5، ص 147. تاريخ الامم و الملوك، ج5، ص331. البداية و النهاية، ج8، ص125.

[4] تاريخ الامم و الملوك، ج4، ص338. تجارب الامم، ج1، ص434. البداية و النهاية، ج7، ص169.

مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوار طاها.

كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
Parameter:20810!model&78 -LayoutId:78 LayoutNameالگوي داخلي+تاريخ+++++++