wait لطفا صبر کنید

مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين

تفسير » سبك زندگي قرآني

تعداد بازديد:(654)
5.0 (1)

ناقة الله را يك نفر از پاي درآورد، چرا همه قوم ثمود مجازات شدند؟

سوره هود، آيه 65: («فَعَقَرُوها فَقالَ تَمَتَّعُوا فِي دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوب‏»)
 

  شقى ترين و سنگدل ترين فرد قوم ثمود، همان كسى است كه ناقة الله و معجزه حضرت صالح(ع) را نحر كرد و كشت. به گفته مفسران و مؤرخان نام اين شخص «قدار بن سالف» بود. با توجه به اين نكته كه در روايات نيز مطرح شده است آن كس كه ناقه را از پاى در آورد يك نفر بيش نبود، ولى با اين حال قرآن، در آيه فوق، اين كار را به تمام جمعيت مخالفان صالح نسبت مى ‏دهد و به صورت صيغه جمع مى ‏گويد: «فَعَقَرُوها». اين به خاطر آن است كه اسلام رضايت باطنى به يك امر و پيوند منسجم و سيستمي با آن را به منزله شركت در آن مى‏ داند. در واقع توطئه اين كار جنبه فردى نداشت و حتى كسى كه اقدام به اين عمل كرد، تنها متكى به نيروى خويش نبود بلكه به نيروى جمع و پشتيبانى آنها دلگرم بود و مسلما چنين كارى را نمى‏ توان يك كار فردى محسوب داشت بلكه يك كار گروهى و جمعى محسوب مى‏ شود.
امير مؤمنان على (ع) مى ‏فرمايد: «و انما عقر ناقة ثمود رجل واحد فعمهم اللَّه بالعذاب لما عموه بالرضا»: "ناقه ثمود را يك نفر از پاى در آورد، اما خداوند همه آن قوم سركش را مجازات كرد چرا كه همه به آن راضى بودند"[1]. 

روايات متعدد ديگرى به همين مضمون و يا مانند آن از پيامبر اسلام (ص) و ائمه اهل بيت (عليهم السلام) نقل شده كه اهميت فوق العاده اسلام را در ارتباط برنامه ‏هاى هماهنگ فكرى روشن مى‏ سازد، كه به عنوان نمونه به بخشي از آنها اشاره مي شود:
- قال رسول اللَّه (ص) من شهد امرا فكرهه كان كمن غاب عنه، و من‏ غاب عن امر فرضيه كان كمن شهده‏ :" كسى كه شاهد و ناظر كارى باشد اما از آن متنفر باشد همانند كسى است كه از آن غائب بوده و در آن شركت نداشته است، و كسى كه در برنامه‏ اى غائب بوده اما قلبا به آن رضايت داشته، همانند كسى است كه حاضر و شريك بوده"‏[2].
- امام على بن موسى الرضا (ع) مى ‏فرمايد: لو ان رجلا قتل فى المشرق فرضى بقتله رجل بالمغرب لكان الراضى عند اللَّه عز و جل شريك القاتل‏ : "هر گاه كسى در مشرق كشته شود و ديگرى در مغرب راضى به قتل او باشد، او در پيشگاه خدا شريك قاتل است"[3].
- و نيز از اميرالمومنين (ع) نقل شده كه فرمود: الراض بفعل قوم كالداخل معهم فيه و على كل داخل فى باطل اثمان اثم العمل به و اثم الرضا به‏ : "كسى كه به كار گروهى راضى باشد همچون كسى است كه با آنها در آن كار شركت كرده است، اما كسى كه عملا شركت كرده دو گناه دارد گناه عمل و گناه رضايت" (و آن كس كه فقط راضى بوده يك گناه دارد)[4].

بدون شك آنها كه در برنامه ‏اى شركت دارند و تمام مشكلات و زحمات آن را تحمل مى‏ كنند داراى امتياز(مثبت يا منفي) خاصى هستند، اما اين به آن معنى نيست كه سايرين مطلقا در آن شركت نداشته باشند، بلكه چه در آن زمان و چه در قرون و اعصار آينده تمام كسانى كه از نظر فكر و مكتب، پيوندى با آن برنامه دارند به نوعى در آن شريكند.
اين مساله كه شايد در هيچيك از مكاتب بشري نظير و مانند نداشته باشد بر اساس يك واقعيت مهم اجتماعى استوار است و آن اينكه كسانى كه در طرز فكر با ديگرى شبيه هستند هر چند در برنامه معينى كه او انجام داده شركت نداشته باشند اما به طور قطع وارد برنامه ‏هاى مشابه آن در محيط و زمان خود خواهند شد، زيرا اعمال انسان هميشه، پرتوى از انديشه اوست و ممكن نيست انسان به مكتبى پاى بند باشد و در عمل او آشكار نشود.
اسلام از گام اول، اصلاحات را در منطقه روح و جان انسان پياده مى‏ كند، تا مرحله عمل خود به خود اصلاح گردد. طبق، اين دستور‏، هر گاه خبر خير يا شري به يك فرد مسلمان برسد، فورا سعى مى‏ كند در برابر آن موضع گيرى صحيح كند و دل و جان و خود را با نيكي ها هماهنگ سازد و از بدى تنفر جويد، اين تلاش و كوشش درونى بدون شك در اعمال او اثر خواهد گذاشت، و پيوند فكريش به پيوند عملى خواهد انجاميد.

پي نوشت:
[1] نهج البلاغه، خ 201.

[2] وسائل الشيعه جلد 11 صفحه 409.

[3]  وسائل الشيعه جلد 11 صفحه 410.

[4] وسائل الشيعه جلد 11 صفحه 411.

تفسير نمونه، ج9، ص 158-161. جلد 27 صفحه 55.

NotCache List Paramters: 6&0&0!Model&219 Name List:نمايش رندوم كتب - كل ++++++