مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين (ساعت پاسخگوي احكام شرعي21:30 الي 23 شب11 صبح الي 12:30 ظهر)
0.0 (0)

چرا مسلمانان(با هر زبان و مليت)، بايد نماز را به زبان عربي بخوانند؟

/UploadedData/1/Contents/%DA%A9%D8%B9%D8%A8%D9%871_1.jpg

اين كه واجب است تمامي مسلمانان جهان با هر نوع زبان و مليتي كه دارند نماز را به عربي بخوانند دلايل و حكمت هاي متعددي مي تواند داشته باشد، از جمله اين كه:

غناى زبان عربى
غناى زبان عربى از جهت واژگانى، ساختارى و معنايى - به ويژه در حوزه معارف دينى - به گونه‏ اى است كه با ديگر زبان‏ ها قابل قياس نيست. بررسى ‏هاى انجام شده، نشان مى ‏دهد كه برخى از مفاهيم قرآنى، در زبان‏ هاى ديگر معادل ندارد. رايج ‏ترين آيه قرآن؛ يعنى «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» به هيچ زبانى ترجمه دقيق نشده است و گويى هيچ مترجمى نمى‏ تواند معادل ‏هاى دقيق براى برخى از واژه‏ هاى به كار رفته در آن بيابد. جالب است بدانيد كه برخى از مترجمين قرآن در مواردى به جاى معادل ‏گذارى، خود واژه‏ هاى قرآن را به كار مى‏ برند و از اين طريق، واژه‏ هاى قرآن وارد بسيارى از زبان ‏ها (چون فارسى، انگليسى و...) شده است.
به عنوان مثال، مارمادوك پيكتال - يكى از مترجمان نامدار قرآن به زبان انگليسى - هرگز كلمه God را به جاى «الله» به كار نبرده است؛ بلكه Allah را استعمال نموده و آن را از جهات متعددى برتر از God مى‏ داند. و يا دو كلمه«رحمن و رحيم»؛ اين دو واژه يكي رحمت عامه خداوند را مي رساند كه شامل مؤمن و كافر است وآن«رحمن» است، و يكي رحمت خاصه به مومنان را، كه واژه«رحيم»است.
 در فارسي ما دو معادل براي بخشنده نداريم كه يكي تعميم را برساند و ديگري مخصوص بودن آن را براي عده اي خاص. و اگر در ترجمه «رحيم»، مهربان گفته مي شود به جهت تنگ بودن قافيه است والا مهربان، معادل«رئوف» عربي است ومعادل رحيم نيست. لذا معادل صريحي براي اين دو واژه نداريم و بخشنده و مهربان دو واژه نزديك به لفظ عربي آن هستند و نه مرادف دقيق.
 بنابراين فارسى‏ سازى نماز و يا هر زبان ديگري نمي تواند در بردارنده تمامي معاني نماز باشد و اين امر مساوى با از دست دادن آثار و فوائد نماز خواهد شد.

مصونيت از تحريف
خواندن نماز به يك صورت معين‌، آن را از دستبرد، تحريف و آميخته شدن به خرافات و مطالب بي‌ اساسي كه بر اثر مداخله افراد غير متخصص‌، هنگام ترجمه آن به زبان هاي ديگر رخ مي دهد، نگاه مي دارد و به اين وسيله روح اين عبادت اسلامي محفوظ تر مي ماند.

ايجاد روح اتحاد و همدلي در مسلمانان
خواندن نماز به زبان عربي‌، يكي از نشانه هاي جهاني بودن دين اسلام است‌؛ زيرا جمعيتي كه در يك صف قرار مي گيرند و در يك جبهه فعاليت مي كنند، ناگزيرند زبان واحدي داشته باشند كه به وسيله آن تفاهم كنند؛ يعني علاوه بر زبان مادري و محلّي‌، يك زبان عمومي و جهاني هم داشته باشند. ـ نماز خواندن به يك زبان‌، از طرف تمام مسلمانان رمز وحدت و نشانه ي يگانگي مسلمانان است‌. و از آن جا كه زبان عربي به اعتراف اهل فن‌، يكي از وسيع ترين و جامع ترين زبان هاي دنياست‌، اين حقيقت روشن تر مي شود كه تمام فِرَق مسلمان مي‌ توانند آن را به عنوان يك زبان بين‌المللي شناخته و از آن به عنوان تفاهم و همبستگي اسلامي استفاده نمايند.

زبان معارف ديني
زبان عربى نه تنها زبان يك قوم؛ بلكه زبان دين ما است و آشنايى با آن، ما را مستقيما با پيام خدا و سنت قولى پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم و ائمه هدى‏ عليهم السلام آشنا مى‏ سازد. عربى بودن نماز، موجب انس و ارتباط دائمى مسلمانان با زبان دين و كتاب آسمانى مى ‏شود و زمينه آشنايى هرچه بهتر و مستقيم ‏تر از معارف دينى را فراهم مى‏ آورد.

اعجاز گونگي
لطافت و زيبايى و اعجازين بودن سوره‏ هاى قرآن، در صورت ترجمه از دست خواهد رفت و زيباترين ترجمه‏ هاى بشرى، هرگز جانشين لطافت و زيبايى كلام خداوند و آهنگ دلنشين و دل‏نواز آن نخواهد شد. «مارمادوك پيكتال» - در مقدمه ترجمه انگليسى خود از قرآن - مى‏ نويسد: «قرآن را نمى‏ توان ترجمه كرد؛ زيرا نغمه و آواى بى ‏نظير و آهنگ دلنشين آن، انسان را دگرگون مى‏ سازد و او را به خشوع و گريه و يا شور و شوق وا مى‏ دارد». [1]

مصونيت فرهنگي
از منظر جامعه‏ شناسى زبان، يكى از مهم ‏ترين ابزارهاى انتقال و پويايى فرهنگى است. فرهنگ‏ پذيرى(Acculturation) و جامعه ‏پذيرى(Socialization) در حد بسيار بالايى وامدار زبان مى‏ باشد. اگر استعمار جديد(Neo_colonialism) با تمام توان خود در بسط زبان خود مى‏ كوشد، از آن روست كه بهترين راه تحميل فرهنگ خود و بيگانه سازى ملت‏ها با هويت خويش، در گرو تغيير زبان و ادبيات است. براى مسلمانان، پيوند دائمى و فزاينده با زبان عربى - كه حاوى فرهنگ، ادبيات و معارف دينى است - يك ضرورت اجتناب‏ ناپذير است و بدون آن جامعه اسلامى، با شتاب بيش ترى دستخوش استحاله فرهنگى خواهد شد. از اين رو شارع مقدس اسلام از طريق نمازهاى پنج گانه، پيوند با زبان دين را نهادينه و دائمى ساخته تا به اين وسيله انتقال و پويايى فرهنگ اسلامى، در همه نسل‏ ها و صيانت آن در برابر تهاجمات فرهنگى بيگانگان، در حد بالايى تضمين شود. وحدت زبان ضامن حفظ و مصونيت اين عبادت بزرگ از تحريف و آميختگي با خرافات است.
گذشته از همه اين حكمت ها، خداوند كه آفريدگار انسان ها است و انسان را براي تكامل و رسيدن به سعادت آفريده است، نماز را به همين شكل وسيله عروج و ارتقاي آدمي قرار داده است كه اين عروج و پرواز در فضاي معنويت و تعبد و بندگي است، بندگي كه مولاي عارفان علي (عليه السلام) به آن افتخار مي كند: «كَفَى بِي فَخْراً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْدا»[2]؛« خدايا! افتخارم همين بس كه بنده تو هستم».
البته انسان مي تواند در قالب دعا و نيايش با هر زبان كه خواسته باشد با پروردگار خويش راز و نياز داشته پيوند و ارتباط بر قرار نمايد. اما نماز، كامل ترين شكل آن است.
در پايان اين نكته را يادآوري مي نماييم كه دانستن معناى آيات و اذكار نماز باعث بهره مندى بيش تر از نماز و توجه به خدا مى شود لذا بر هر مسلمان شايسته است نسبت به ياد گيري معناى نماز كه در يك صفحه كتاب خلاصه مى شود،اقدام نموده و از آن جا كه اين جملات هر روز چندين نوبت در نمازها تكرار مي شود فراگيري آن ساده و آسان است.

پي نوشت :
[1] - The Meaning of The Glorious Quran، Muhammad M. Pickthall، Muslim World Legue-Rabita، 7791، p. 3.
[2] - مجموعة ورام(تنبيه الخواطر)  ج‏2  111  الجزء الثاني‏
كتاب پرسش ها و پاسخ هاي نماز، سيد حسن موسوي (مركز تخصصي نماز)

ايمان توبه حق الله حق الناس نماز
كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
Parameter:11623!model&81 -LayoutId:81 LayoutNameالگوي داخلي+نماز+++++++