wait لطفا صبر کنید

مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين

چرا پيامبر «مقداد» را بسيار دوست داشت؟

از جمله كساني كه از همان ابتداي دعوت پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ به دين اسلام گرويد و جزء مسلمانان اوليه قرار گرفت و با رشادتها و شجاعتهايي كه در حفظ اسلام از خود نشان داد، مورد لطف و محبت رسول اكرم(ص) قرار گرفت، مقداد است.

مقداد كه از اصحاب خاص پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ بود، از مردمان حضرموت بود. قبل از بعثت پيامبر در دوره جاهليت بخاطر اختلافاتي كه ميان هم قبيله هاي خود داشت و منجر به درگيري شده بود. منطقه حضرموت را ترك كرده به مكه آمد و در مكه با قبيله بني زهره هم پيمان شد و به فرزند خواندگي اسود بن عبد يغوث زهري درآمد و به همين خاطر است كه او را پسر اسود مي دانند در حالي كه پدر واقعي وي، اسود نبوده بلكه كسي ديگر پدر او بوده.[1] نام پدر واقعي مقداد عمرو بهرائي بود.
و چون مقداد با قبيله بني زهره هم پيمان بود او را مقداد بن اسود زهري نيز مي گفتند. بنابه گفته دانشمندان، مقداد يكي از هفت نفري است كه در ابتداي بعثت رسول اكرم حضرت محمد ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ اسلام آورد و مسلمان شد و يكي از بزرگان اصحاب پيامبر گشت، او مردي فاضل و دانشمند و شجاع بود. در حديثي از پيامبر هست كه حضرت فرمودند: «بهشت مشتاق ديدار چهار نفر از اصحاب من است و آنها عبارتند از: 1. علي ـ عليه السّلام ـ 2. سلمان 3. ابوذر 4. مقداد بن اسود»[2].
مقداد به فرمان پيامبر هنگام مهاجرت گروهي از مسلمانان به حبشه كه به خاطر آزار و اذيت بت پرستان مكه بود، به همراه آنان به حبشه رفت[3] و بعد از اينكه دوران هجرت تمام شد و به پيش پيامبر برگشتند در اكثر جنگهاي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ با مشركان و بت پرستان با شجاعت تمام در كنار پيامبر از اسلام و پيامبر اسلام با جان و دل دفاع مي كرد.
مقداد در يكي از جنگها به پيامبر گفت: يا رسول الله ما مثل قوم بني اسرائيل نيستيم كه بگوئيم تو و خدايت به جنگ برويد و ما ايستاده ايم، بلكه ما از هر طرف به نبرد و حمايت از تو و دين خدا خواهيم پرداخت[4] و لحظه اي از اين پايمردي عقب نخواهيم نشست.
و باز از حضرت امام صادق ـ عليه السّلام ـ نقل است كه فرمودند: در ميان اصحاب و ياران پيامبر كسي به جلالت قدر و رفعت شأن سلمان فارسي و ابوذر و مقداد نبودند.[5]
در اينكه چرا پيامبر مقداد را دوست مي داشت بايد گفت: كه پيامبر اكثر صحابي را كه ايمان خالص و تقوي داشتند و در همه حال صادق و راستگو بودند دوست مي داشت و امّا برخي اصحاب پيامبر را نه تنها پيامبر دوست مي داشت، بلكه خداوند هم از آنها راضي و خشنود بود.
در حديثي از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ نقل است كه فرمودند: خداوند عزوجل مرا امر كرده به دوست داشتن چهار نفر كه آنها را بايد دوست داشته باشم و آنها كساني نيستند جز علي ـ عليه السّلام ـ ، مقداد، ابوذر و سلمان فارسي.[6]
بعد از رحلت پيامبر اسلام اكثر مسلمانان به راهي رفتند كه موجب ناخشنودي علي و اهلبيت پيامبر را فراهم آوردند. ولي افرادي مثل سلمان و ابوذر و مقداد قدمي كج برنداشتند و هميشه رضايت امام علي ـ عليه السّلام ـ را عين رضايت خدا مي دانستند و در همه حال پيرو آن حضرت بودند. و در ايمانشان بعد از رحلت پيامبر ذره اي ترديد نكردند و همچون آهن محكم و استوار در راه اسلام واقعي باقي ماندند.
مقداد بعد از پيامبر سالهاي متمادي در كنار علي زيست و در نهايت در سال 33 هجري در نزديكي مدينه بدرود حيات گفت و جنازه آن بزرگوار را به قبرستان بقيع برده و در آن جا به خاك سپردند.[7]
پس با توجه به مطالبي كه از امامان ـ عليهم السلام ـ و پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ در رابطه با مقداد و سلمان و ابوذر گفته شد، بطور خلاصه مي توان گفت اين دوستي به خاطر 1. خواست خداوند بود.(خواستي كه ناشي از اراده فرد بر ارائه ايمان واقعي بود.). 2. ايمان خالص خلل ناپذير اين افراد بود 3. اين افراد از اركان اصلي ياران پيامبر بودند و به خاندان اهلبيت ـ عليهم السلام ـ عشق مي ورزيدند. و تا دم مرگ لحظه اي از ايمان خود دست برنداشتند.


منبع:
[1] . حسيني دشتي، سيد مصطفي، معارف و معاريف، قم، چاپ دانش، نوبت دوم،76، ج 9، ص 554.
[2] . قمي، عباس، منتهي الآمال، انتشارات هجرت، چاپ هشتم، 1373، ج 1، ص 227.
[3] . خداجويان، محمد كاظم، تاريخ تشيع، مشهد، انتشارات جهاد دانشگاهي، چاپ چهارم، 79، ص 26.
[4] . همان.
[5] . قمي، عباس، پيشين، ص222.
[6] . حسيني دشتي، سيد مصطفي، معارف و معاريف، ج 9، ص 554 و قمي، عباس، منتهي الآمال، ج 1، ص 223.
[7] . همان، ص 228.
 

NotCache List Paramters: 6&0&0!Model&219 Name List:نمايش رندوم كتب - كل ++++++