wait لطفا صبر کنید

مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين
0.0 (0)

كدام شخصيت را بهتر نمايش مي دهد: تفكر يا آرزو


آرزو و اميد دو پديده از پديده ‏هاى روانى انسانها هستند كه از نظر پستى و عظمت تابع پستى و عظمت‏ شخصيت و ديدگاه آن مى ‏باشد. كسانى كه آرزوهاو اميدهايشان موضوعاتي پست و ناچيز مى ‏باشند داراى شخصيتى محقر و پست و ناچيز هستند. و انسان هائى كه داراى آرزوها و اميدهاى عالى و باعظمت اند، شخصيتى بزرگ و باعظمت دارند.

 متاسفانه اكثريت ‏بسيار چشمگير افراد جوامع در همه دوران ها، از آرزوها و اميدهاى عالى برخوردار نبوده ‏اند. كسانى كه اوراق ادبيات شرق و غرب را مورد مطالعه قرار داده‏ اند، مي دانند كه انعكاس آرزوها و اميدهاى جوامع چقدر محقر و ناچيز بوده است. ‏اشخاصى بسيار فراوان آرزوئى جز اين ندارند كه نيروى جنسى آنان قوى و پايدار باشد! اشخاصى ديگر در اين دنيا آرزوئى جز افزودن بر مالكيت ‏هاى‏ خود ندارند. مردم بسيار فراوان وجود دارند كه مي خواهند به هر علتى هم كه ‏ممكن است در نزد خويشاوندانشان احترامى داشته باشند.

اميد اكثريت افراد همين آرزوهائى است كه نمونه آنرا متذكر شديم. مسلم است كه شخصيت اين ‏اشخاص هر اندازه هم كه گسترده ‏تر و مقاوم‏تر در برابر رويدادها بوده باشد محقر و ضعيف است، زيرا كه آمال و آرزوها و اميدهايشان از متعلقات‏ «خور و خواب و خشم و شهوت‏» تجاوز نمى‏ كند. و بايد گفت: بيش از آن مقدار كه‏ طرز تفكر، دلالت ‏بر چگونگى شخصيت انسان را نشان دهد - اى برادر تو همان انديشه ‏اى/ مابقى خود استخوان و ريشه ‏اى* گر بود انديشه ‏اى گل، گلشنى/ ور بود خارى تو هيمه گلخنى (مولوي)- آرزوها و اميدها مى‏ توانند بيان كننده چگونگى شخصيت آدمى بوده‏ باشند، زيرا طرز تفكر مادامي كه بازگو كننده اهداف و خواسته ‏هاى آدمى نباشد نمى ‏تواند بازگو كننده چگونگى شخصيت ‏بوده باشد. در صورتي كه آرزوها واميدها تقريبا بطور مستقيم مى ‏تواند اثبات كننده ‏«من كيستم‏» بوده باشند.

حال‏ مى ‏پردازيم به تفسير جمله امير المؤمنين عليه السلام كه مى‏ فرمايد:«بار خدايا اگر آرزو شوى، بهترين موجود (كمال‏ بخش) براى آرزو شدن هستي و اگر اميد بر تو بسته شود، بهترين موجودى براى اميد بستن‏» زيرا هيچ آرزوئى و اميدى براى يك شخصيت كمال و رشد يافته بهتر از آرزوى قرار گرفتن در جاذبه كمال‏ مطلق نيست و هيچ حقيقتى براى اميد بستن از برخوردارى از جاذبه مزبور نيست ‏چنانكه براى شروع به سفر حقيقى در اين عالم هستى آگاهى و وابستگى به خدا ضرورت دارد: 

دگر گفتى مسافر كيست در راه/ كسى كاو شد زاصل خويش آگاه (شبسترى) 

همچنان ادامه اين حركت و سفر پر مشقت و نيازمند به رياضت، مورد اميدى جز خدا  نمي تواند داشته باشد. 

كلدسته اميدى بر جان عاشقان نه/ تا رهروان غم را خار از قدم بر آيد (سعدى)

 

منبع:-------

شرح و تفسير نهج البلاغه، محمد تقي جعفري، ذيل خطبه 93 

كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
NotCache List Paramters: 6&0&0!Model&219 Name List:نمايش رندوم كتب - كل ++++++