مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين (ساعت پاسخگوي احكام شرعي21:30 الي 23 شب11 صبح الي 12:30 ظهر)
3.3 (3)

بازگشت خورشيد براي نماز اميرالمومنين (ع)

/UploadedData/1/Contents/%D9%82%D8%A7%D8%B5%D8%AF%DA%A92_1.jpg

قضيه غروب كردن آفتاب و قضاشدن نماز حضرت علي(ع) كه پيامبر اكرم(ص) دعا كردند و آفتاب دوباره طلوع كرد و بعد از نماز عصر حضرت علي(ع) غروب كرد، چه بود؟ آيا امكان دارد كه حضرت علي(ع) نمازش قضا شود؟

در اين باره مطالب و ديدگاه هاي مختلفي وجود دارد كه قضاوت قطعي را بسيار مشكل، بلكه تا حدي ناممكن مي سازد. آنچه در اينجا تقديم مي گردد يكي از ديدگاه ها در اين باره است:

مرحوم مجلسي در كتاب بحارالانوار[1] از منابع مختلف همانند قرب الاسناد، علل الشرايع، بصائر الدرجات و... 18 حديث در مورد رد شمس ذكر مي كند كه در آن روايات، امور ذيل را باعث برگرداندن خورشيد از سوي خداوند دانسته است:

اول ـ مولا علي (ع) در سفري، به زمين شوره زاري برخورد مي كند كه نمي تواند در ان نماز عصر خود را بجا آورد در نتيجه تا رسيدن به زمين شوره زار خورشيد غروب مي كند و نماز حضرت قضا مي شود. در اين زمان حضرت از خداوند درخواست مي كند تا خورشيد برگردد و اين دعا مستجاب مي شود و حضرت نماز عصر خود را اداء بجا مي آورد.

دوم ـ پيامبر (ص) علي (ع) را به دنبال كاري فرستاد سپس نماز عصر را با مردم به جماعت اقامه كرد، علي (ع) از ماموريت بازگشت در حالي كه نماز عصر خود را بجا نياورده بود، حضرت گزارش ماموريت به استحضار رسول اكرم رساند در اين هنگام به پيامبر حالت وحي دست داد و حضرت سر بر دامن علي (ع) گذاشت تا اينكه آفتاب غروب علي (ع) به احترام پيامبر چيزي نگفت. وقتي پيامبر چشم باز كرد از علي (ع) پرسيد: آيا نماز عصر را خوانده اي؟ علي عرض كرد: خير، خوش نداشتم سر شما را بر زمين بگذارم. در اين هنگام پيامبر رو به قبله عرض كرد:«اللهم كان علي في طاعتك و حاجه رسولك فاردد عليه الشمس ليصلي علي صلاته» با اين دعا خورشيد به اول عصر برگشت و علي (ع) نماز خود را بجا آورد، آنگاه خورشيد مجدداً غروب كرد.

سوم ـ مولا علي (ع) وقتي نماز ظهر را بجا آورد، جمجمه اي توجه حضرت را به خود جلب كرد. مولا علي (ع) صحبت كردن با جمجمه را آغاز كرد كه از كجايي؟ در چه عصري زندگي مي كردي؟ از اخبار آن زمان بگو و... حاصل اينكه: اين گفتگو طولاني شد به گونه اي كه خورشيد غروب كرد در اين هنگام مولا علي (ع) دعا كرد و از خداوند خواست كه خورشيد برگردد تا او نمازش را به صورت ادا بجا آورد و چنين شد.

چهارم ـ پيامبر در منزل خود بود در حالي كه علي (ع) هم حضور داشت در اين هنگام جبرئيل براي وحي نازل شد و پيامبر حالت وحي گرفت لذا سر بر دامن علي گذاشت و اين حالت ادامه تا خورشيد غروب كرد در حالي كه علي (ع) نماز عصر را نخوانده بود (گرجه با ايما و اشاره نماز خود را بجا آورد) تا اينكه پيامبر از حالت وحي خارج شد آنگاه از علي (ع) پرسيد: نماز عصر را خوانده اي؟ امير مومنان عرضه داشت خير....

پنجم ـ علي (ع) با عده اي نماز عصر را خواند ولي عده ديگر به دليل آنكه از فرات عبور نكرده بودند نتوانستند در جماعت امام شركت كنند و زماني كه از فرات گذشتند آفتاب غروب كرده بود و علي (ع) از خداوند درخواست كرد كه خورشيد برگردد تا آنها نماز عصر خود را بخوانند.

ششم ـ علي (ع) بر رسول خدا وارد شد در حالي كه آن حضرت مريض بوده بيهوش شد و جبرئيل سر رسول خدا را به دامن داشت وقتي علي (ع) وارد شد جبرئيل به علي (ع) فرمود: شما سزاوارتريد كه سر پسر عمو را به دامن بگيريد، علي (ع) نشست و سر رسول خدا را به دامن گرفت اين حالت ادامه داشت تا اينكه خورشيد غروب كرد در حالي كه علي (ع) نماز عصر خود را بجا نياورده بود وقتي پيامبر بهوش آمد از علي (ع) پرسيد: نماز عصر را خوانده اي؟ حضرت عرض كرد خير. پيامبر در خواست رد شمس كرد.

هفتم ـ در چندين روايت آمده كه حادثه برگرداندن خورشيد در دو مقطع رخ داد. يكي درزمان حيات پيامبر و ديگري بعد از فوت پيامبر.

پس از روشن شدن مطالب بالا در جواب اين سوال بايد گفت: علامه طباطبائي مي گويد:«نفوذ اسرائيليات و احاديث ساختگي در ميان روايات ما حقيقتي انكار ناپذير است».[2]

اسرائيليات به مجموعه احاديثي اطلاق مي شود كه ريشه اي يهودي يا نصراني و مانند آن داشته باشد. ارزيابي سند يك روايت به تنهايي براي شناخت اسرائيليات كافي نيست زيرا گاهي مشاهده مي شود كه چنين روايات داراي سندي معتبري اند در حالي كه از نظر محتوي و متن با اصول مسلم اعتقادي و عقلي يا شرعي سازگار نيست، بنابراين بهترين، كارآمدترين و مطمئن ترين روش براي ارزيابي و پالايش روايات روش ارزيابي محتوايي و سنجش مفاد روايت با مباني مسلم عقلي و نقلي است كه در روايات از ان به«عرضه حديث بر قرآن» ياد شده است.

بنابراين

 اولاً: روايات مزبور از نظر سند با مشكل روبروست.

ثانياً: اگر مساله به اين مهمي رخ داده بود همه مردم به سرعت از آن آگاه گشته و در تاريخ با تمام جزئيات درج مي شد.

ثالثا: مگر نماز در شوره زارحرمت دارد كه موجب ترك نماز گردد؟ بر فرض كه نماز در شوره زار داري كراهت باشد اما وقتي در حال قضا شدن باشد نماز در همان شوره زار واجب مي گردد.

رابعا: از عجايب اينكه در اين روايات به امام علي (ع) نسبت داده كه حضرت عمداً نماز واجب خود را ترك كرده است و چه گناهي از اين مهم تر؟ و عذر و توجيه بدتر از گناه اينكه بگوييم چون زمين شوره زار بوده پس حضرت با اين عذر نماز واجب را ترك كرده است.

خامسا: كدام سخن از اين سخيف تر كه بگوييم مولا علي (ع) نماز ظهر را بجا آورد سپس مشغول صحبت با جمجمه اي شد و آن چنان سرگرم اين صحبت كه آفتاب غروب مي كند و نماز حضرت قضا مي شود و حضرت از اين گذشت زمان و غروب آفتاب غافل مي ماند؟!!

سادسا: آيا واقعاً گزارش ماموريت به پيامبر از خواندن نماز واجب بالاتر بود به گونه اي كه باعث ترك نماز گردد؟

سابعا: بر فرض محال كه شوره زار بودن زمين و يا صحبت با جمجمه ها و... عذر تلقي شود به گونه اي كه بتوان نماز واجب را ترك كرد، سوال اين است كه آيا نماز با ايماء و اشاره هم مقدور نبود در حالي كه صلاه غرقي داريم به معني اينكه انسان در حال غرق شدن نيز مجاز به ترك نماز نيست بلكه بايد نماز غرقي بخواند چطور در روايات حتي اشاره اي به اينكه حضرت نماز به صورت نشسته و يا با ايماء و اشاره بجا آورده، نكرده است (گرچه در برخي از روايات به چنين نمازي اشاره شده است).

ثامنا: متن روايات مضطرب است كه همين امر موجب ترديد بيشتر در صحت روايات مي گردد زيرا در يكجا مي گويد عده اي از ياران علي (ع) نماز نخوانده بودند.

در جاي ديگر آمده خود حضرت نماز عصر را بجا نياورده بود، در يك روايت مي گويد علي (ع) به فرمان پيامبر به ماموريت رفته و وقتي برگشت و گزارش را تقديم كرد به پيامبر حالت وحي دست داد در ديگري آمده پيامبر مريض و در حال اغماء بود و علي (ع) وارد شد به پيشنهاد جبرئيل سر رسول خدا را به دامن گرفت و اين امر باعث قضا شدن نماز عصر گرديد.

در روايتي مي گويد علي (ع) در منزل پيامبر بود كه به حضرت حالت وحي دست داد و آن حضرت سر مباركش را به دامن علي (ع) گذاشت و تا زماني كه پيامبر از حالت وحي خارج شود و زانوي علي (ع) آزاد گردد نماز عصر مولا قضا شد.

در يكجا مي گويد علي (ع) مشغول صحبت كردن با جمجمه شد و همين باعث قضا شدن نماز شد و در جاي ديگر مي گويد كه علي (ع) از زمين شوره زار عبور مي كرد و اين عامل قضا شدن بوده در حالي كه در روايات ديگر مي گويد برگشت خورشيد در مجموع دو دفعه رخ داد يكي در زمان حيات پيامبر و ديگري بعد از وفات آن حضرت.

بنابر اين از آنچه كه گذشت بايد گفت در صحت روايات مربوط به رد شمس ترديد وجود دارد.[3]

 پي نوشت :
[1] - بحارالانوار: محمدباقر مجلسي، ج 41، ص 166

[2] - علامه سيد محمد حسين طباطبائي، الميزان، دارالكتب الاسلاميه، ج 12، ص 113

[3] - براي كسب اطلاع بيشتر ر . ك به مقاله اي كه با عنوان ( نقد سندي و محتوايي روايت«رد الشمس») از سوي دانشكده علوم حديث در پايگاه اطلاع رساني دارالحديث www.darolhadith.com منتشر گرديده .                                                                                                                                           

كتاب پرسش ها و پاسخ هاي نماز، سيد حسن موسوي (مركز  تخصصي  نماز)                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                   

كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
Parameter:11732!model&81 -LayoutId:81 LayoutNameالگوي داخلي+نماز+++++++