wait لطفا صبر کنید

مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين

علت ازدواج پيامبر اكرم(ص) با حضرت خديجه(س) در سن 25 سالگي

اولا شرايط سني كه در فرهنگ ما ايرانيان امروزه متداول است، در آن عصر و نزد عرب هاي آن زمان متداول نبود.

ثانياً در مورد اين ازدواج بايد شخصيت بلند مرتبه و بزرگ حضرت خديجه (س) را مورد بررسي قرار دهيم. بي ترديد ازدواج يكي از ثروتمندان عرب، با جواني كه از مال دنيا بهره چنداني ندارد، نمي تواند ريشه در دلايل و انگيزه هاي مادي داشته باشد. بنابر اين در ريشه يابي اين جريان بايد جهات معنوي را دنبال كرد. در اينجا به چهار نمونه از اين شواهد اشاره شود:

1- چنانكه مي دانيد پيامبر (ص) پيش از ازدواج با خديجه (س) ، زمام تجارت وي را بر عهده داشت. غلام خديجه به نام ميسره، در سفر تجاري همراه پيامبر بود. پس از بازگشت كاروان، ميسره آنچه را در سفر ديده بود براي خديجه تعريف كرد، از جمله اينكه: محمد (ص) بر سر موضوعي با تاجري اختلاف پيدا كرد. آن مرد به او گفت: به لات و عزّي سوگند بخور تا سخن ترا بپذيرم. محمد (ص) در پاسخ گفت: پست ترين و مبغوض ترين موجودات پيش من، همان لات و عزي است كه تو آنها را مي پرستي[2]و نيز اين جريان را كه در نزديك "بصري" (شهر شام)، محمد (ص) زير سايه درختي نشسته بود، در اين حال چشم راهبي كه در صومعه نشسته بود به محمد امين (ص) افتاد. وي از من نام او را سوال كرد و من پاسخ دادم، آنگاه وي گفت: اين مرد كه زير سايه اين درخت نشسته است، همان پيامبريست كه در تورات و انجيل درباره او بشارتهاي فراواني خوانده ام.[3]خديجه با شنيدن اين كرامت، شوق مفرطي كه سرچشمه آن علاقه به معصوميت محمد «ص» بود، در خود احساس كرد و بي اختيار گفت: ميسره! كافي است، علاقه مرا به محمد دو چندان كردي.... سپس آنچه را از ميسره شنيده بود براي ورقه بن نوفل نقل كرد و ورقه به او گفت: صاحب اين كرامات، پيامبر عربي است.[4]


2- روزي خديجه در خانه خود نشسته بود و يكي از دانشمندان يهود نيز در آن محفل بود، اتفاقاً محمد (ص) از كنار منزل آنها گذشت و چشم آن دانشمند به او افتاد، آن دانشمند فوراً از خديجه خواست كه از محمد (ص) تقاضا كند چند دقيقه در اين مجلس شركت كند. پيامبر (ص) تقاضاي داناي يهود مبني بر نشان دادن علايم نبوت در بدن خود را پذيرفت.... پس از آنكه داناي يهود از وجود علايم نبوت در محمد (ص) خبر داد خديجه پرسيد: از كجا مي گويي كه او حائز چنين مقامي مي شود؟ پاسخ داد: من علائم پيامبر آخر الزمان را در تورات خوانده ام و از نشانه هاي او اين است كه پدر و مادر او مي ميرند و جد و عموي وي از او حمايت مي كنند و از قريش زني را انتخاب مي كند كه سيده قريش است. آنگاه افزود: خوشا به حال كسي كه افتخار همسري او را به دست آورد.

3- ورقه بن نوفل كه عموي خديجه و از دانايان عرب بود، مكرر مي گفت: «مردي از ميان قريش براي هدايت مردم از طرف خدا برانگيخته مي شود و يكي از ثروتمندترين زنان قريش را مي گيرد» و چون خديجه ثروتمندترين زن قريش بود، گاه و بيگاه به خديجه مي گفت: «روزي فرا مي رسد كه تو با شريفترين مرد روي زمين وصلت كني.»

4- خديجه شبي در خواب ديد كه خورشيد بالاي مكه چرخ خورد و كم كم پائين آمد و در خانه او فرود آمد. ورقه خواب وي را چنين تعبير كرد كه: «با مرد بزرگي ازدواج خواهي كرد كه شهرت او عالم گير خواهد شد.»

از طرف ديگر بايد توجه داشت كه پيامبر اكرم (ص) نيز گر چه از ثروت محروم بود، اما اولا از خاندان معروف قريش بود و ثانيا به راستگويي، امانتداري و اخلاق پسنديده شهرت داشت. چنانكه ابوطالب در مجلس عقد، برادر زاده خود را چنين معرفي كرد: «برادر زاده من، محمد بن عبدالله (ص)، با هر مردي از قريش موازنه و مقايسه شود، بر او برتري دارد و گر چه از هر گونه ثروتي محروم است، اما ثروت سايه اي است رفتني و اصل و نسب چيزي است ماندني.»[5]

همه اين امور نشان مي دهد اين ازدواج ريشه در جهات معنوي داشته است و به هيچ وجه انگيزه مادي در آن دخالت نداشته است.

در پايان به ذكر حديثي از پيامبر «ص» در شأن خديجه اشاره مي­ كنيم كه مي فرمايد: «بهشت مشتاق ديدن چهار زن است: مريم دختر عمران، آسيه دختر مزاحم (همسر فرعون)، خديجه دختر خويله، و فاطمه دختر محمد «ص».[6]
 

 پي نوشت:

1- فرازهايي از تاريخ اسلام، آيت الله سبحاني،ص 82- 85.

2- طبقات كبري، ج 1، ص 130.

3- بحار/ 16/ 18.

4- سيره ابن هشام، ج 1، ص 76.

5- مناقب، ج 1، ص 30. بحار، ج 16، ص 16.

6- بحار، ج 43، ص 53.
 

NotCache List Paramters: 6&0&0!Model&219 Name List:نمايش رندوم كتب - كل ++++++