مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين (ساعت پاسخگوي احكام شرعي21:30 الي 23 شب11 صبح الي 12:30 ظهر)

شايعه اي كه توازن جنگ احد را به هم زد

/UploadedData/1/Contents/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%86%D9%87%20%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A8%DB%8C1.jpg

ابن هشام، سيره‏ نويس بزرگ اسلام، چنين مي ‏نويسد: 

انس بن نضر عموي انس بن مالك مي ‏گويد: موقعي كه ارتش اسلام تحت فشار قرار گرفت و خبر مرگ پيامبر منتشرشد، بيشتر مسلمانان به فكر نجات جان خود افتادند و هر كس به گوشه‏ اي پناه برد. وي مي‏ گويد: ديدم كه دسته ‏اي از مهاجر و انصار، كه در بين آنان طلحه و عبيدالله بودند، در گوشه ‏اي‏ نشسته ‏اند و در فكر نجات خود هستند. من با لحن اعتراض آميزي به آنان گفتم: چرا اينجا نشسته ‏ايد؟ در جواب گفتند: پيامبر كشته شده است و ديگر نبرد فايده ندارد. من به آنها گفتم: اگر پيامبر كشته شده ديگر زندگي سودي ندارد؛ برخيزيد و در آن راهي كه او كشته شد شما هم شهيد شويد؛ و اگر محمد كشته شد خداي او زنده است. وي مي‏ افزود كه: من ديدم سخنانم در آنها تأثير ندارد؛ خود دست به سلاح بردم و مشغول نبرد شدم.
ابن هشام مي ‏گويد: انس در اين نبرد هفتاد زخم برداشت، و نعش او را جز خواهر او كسي ديگر نشناخت. گروهي از مسلمانان به قدري افسرده بودند كه براي نجات خود نقشه مي‏ كشيدند كه چگونه به عبدالله بن ابي منافق متوسل شوند تا از ابوسفيان براي آنها امان بگيرد! گروهي نيز به كوه پناه بردند.
 
منبع:
فروغ ولايت، آيت الله سبحاني، ص88.
 
Parameter:2462!model&78 -LayoutId:78 LayoutNameالگوي داخلي+تاريخ+++++++