wait لطفا صبر کنید

مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين

كلاه شرعي در بندر «ايله» و عذابي كه 2/3(دو سوم) گروهها را فراگرفت

جمعي از بني اسرائيل در بندري به نام «ايله» كنار دريا – ظاهرا كنار دراي احمر- زندگي مي كردند. از طرف خداوند توسط پيامبرشان، به عنوان امتحان دستور داده شد كه در روز شنبه صيد ماهي را تعطيل كنند، ولي آنها به اصطلاح از راه كلاه شرعي وارد شدند. حوضچه هايي كنار دريا كندند، روز شنبه كه ماهي ها به آن حوضچه ها مي آمدند هنگام غروب بندهاي حوضچه ها را مي بستند و در روزهاي بعد آن ماهي ها را صيد مي كردند و مي گفتند خداوند ما را از صيد ماهي در روز شنبه نهي كرده و ما هم روز شنبه صيد نمي كنيم.[1]

آنها با اين توجيه، گناه خود را مي پوشاندند، با اينكه در حقيقت بيشتر مقدمات صيد در همان روز شنبه واقع شده بود ولي توجيه مي كردند كه ما در روز شنبه صيد نكرديم.
خداوند بر مردم توجيه گر ايله غضب كرد و عذاب سختي بر آنان فرستادو آنان را به هلاكت رساند.
در روايات آمده مردم ايله در رابطه با اين گناه، سه گروه بودند: 
1.    جمعي هم مرتكب اين گناه شدند و هم امر به معروف و نهي از منكر را ترك كردند.
2.    جمعي مرتكب اين گناه نشدند ولي در برابر آن بي تفاوت و تماشاچي بودند و نهي از منكر نكردند.
3.    و جمعي نه مرتكب اين گناه شدند و نه تماشاچي بودند، بلكه نهي از منكر مي نمودند.
امام صادق (ع) فرمودند: "هلكت الفرقتان و نجت الفرقة الثالثة"[2] دو دسته از آنها گنهكاران و سكوت كنندگان هلاك شدند و دسته سوم (كه گناه نكردند و نهي از منكر نمودند) نجات يافتند.[3]

(«وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَيَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ ۙ لَا تَأْتِيهِمْ ۚ كَذَٰلِكَ نَبْلُوهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ * وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا ۙ اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا ۖ قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ * فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ * فَلَمَّا عَتَوْا عَنْ مَا نُهُوا عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ»)

«و از آنها درباره (سرگذشت) شهري كه در ساحل دريا بود بپرس! زماني كه آنها در روزهاي شنبه، تجاوز (و نافرماني) خدا مي‌كردند؛ همان هنگام كه ماهيانشان، روز شنبه (كه روز تعطيل و استراحت و عبادت بود، بر سطح آب،) آشكار مي‌شدند؛ امّا در غير روز شنبه، به سراغ آنها نمي‌آمدند؛ اين چنين آنها را به چيزي آزمايش كرديم كه نافرماني مي‌كردند! * و (به ياد آر) هنگامي را كه گروهي از آنها (به گروه ديگر) گفتند: «چرا جمعي (گنهكار) را اندرز مي‌دهيد كه سرانجام خداوند آنها را هلاك خواهد كرد، يا به عذاب شديدي گرفتار خواهد ساخت؟! (آنها را به حال خود واگذاريد تا نابود شوند!)» گفتند: «(اين اندرزها،) براي اعتذار (و رفع مسؤوليت) در پيشگاه پروردگار شماست؛ بعلاوه شايد آنها (بپذيرند، و از گناه باز ايستند، و) تقوا پيشه كنند!» * امّا هنگامي كه تذكراتي را كه به آنها داده شده بود فراموش كردند، (لحظه عذاب فرا رسيد؛ و) نهي‌كنندگان از بدي را رهايي بخشيديم؛ و كساني را كه ستم كردند، بخاطر نافرمانيشان به عذاب شديدي گرفتار ساختيم. * (آري،) هنگامي كه در برابر آنچه از آن نهي شده بودند سركشي كردند، به آنها گفتيم: «به شكل ميمونهايي طردشده در آييد!»

پي نوشت:

[1] مجمع البيان و صافي ذيل آيات 163 تا 166 اعراف

[2]مجمع البيان، ج 4، ص493؛ روضه كافي، ص 153

[3] گناه شناسي، ص 74

NotCache List Paramters: 6&0&0!Model&219 Name List:نمايش رندوم كتب - كل ++++++