wait لطفا صبر کنید

مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين
0.0 (0)

آيا پرسش و كنجكاوي در فلسفه احكام جايز است؟

از منظر دين هيچ گونه مانعي در خصوص كنجكاوي و پرسش از فلسفه احكام وجود ندارد چرا كه:

اولا- صدها آيه و حديث، مردم را به تعقل و و تفكر فرا مي خواند و هيچ مكتبي به اندازه اسلام، به انديشيدن دعوت نكرده است.

ثانيا- يكي از انتقادهاي شديد قرآن بر مشركان و بت پرستان، تقليد كوركورانه و بي دليل از نياكان است.

ثالثا- خود قرآن، بارها در كنار بيان احكام و دستورها، به دليل آن هم اشاره كرده است. امامان معصوم نيز در روايات، به بيان اين حكمت ها پرداخته و دانشمندان اسلامي، گاهي به تاليف كتاب هايي پيرامون اين موضوع اقدام كرده اند[1].
به علاوه با پيشرفت دانش بشري، روز به روز پرده از اسرار احكام الهي و دستورهاي ديني برداشته مي شود و هر چه از عمر اسلام مي گذرد برعظمت و جلوه آن افزوده مي شود[2].

اما در خصوص فلسفه عبادات از جمله نماز، نكاتي را بايد همواره مد نظر داشت:

الف - احاطه به فوايد و حكمت هاي دستورات فرعي دين اگر براي همه غير ممكن نباشد، براي اكثر مردم غير ممكن است و مانع از انجام وظايف و مشاغل ديگر مي شود و شخص را از استفاده عملي از اين دستورات محروم مي سازد. مانند بيماري كه بخواهد تمام جزييات نسخه يك طبيب حاذق را بررسي كند و از هر جهت رابطه آن را با مزاج خود تشخيص دهد. بنابراين لازم نيست دليل همه احكام را همه مردم در همه زمان ها بدانند.

ب - دستورات فرعي دين، همين قدر كه با منطق عقلاً و علم ثابت و با فرضيه هاي علمي مخالف نباشد، قابل پيروي و لازم الاتّباع است؛ مانند دستور طبيب كه همين قدر كه بدانيم طبابت او بر خلاف قوانين مسلّم طبّي و تندرستي نيست به آن عمل مي كنيم؛ با اين تفاوت كه در دستورات ديني، احتمال خطا و اشتباه هم نمي‏ دهيم.

ج - فلسفه همه احكام و جزييات آن ها به طور تفصيلي روشن نيست و آگاهي از آن دانشي فراتر از تنگناهاي معارف عادي بشري مي طلبد. ليكن به طور اجمال روشن است كه همه احكام الهي تابع مصالح و مفاسد واقعي در متعلق آن ها است. بنابراين در صورتي كه فلسفه حكمي را بالخصوص ندانيم بنابر قاعده كلي فوق از آن بايد پيروي كرد. زيرا يقين به وجود مصلحتي در آن هست هر چند بر ما ناشناخته باشد.

د - درجست و جوي فلسفه احكام نبايد هميشه به دنبال علوم تجربي رفت و دليلي مادي و فيزيولوژيك برايش جست و جو نمود. اين فرايند كه همواره در پي يافتن مصلحت يا مفسده اي طبي يا...باشيم برخاسته ازنگرشي مادي گرايانه است. در حالي كه بسياري از احكام مصالحي معنوي دارند كه در حوزه هيچ يك از علوم بشري قابل تحقيق نيست وآن ها با متد تجربي خود قادر به حكمي نفيا يا اثباتا پيرامون آن نيستند و يا اگر نظري بدهند بسيار سطحي است و چه بسا مساله حكمتي برتر و بالاترداشته باشد.چنان كه در مورد روزه، علوم به خواص بهداشتي آن پرداخته اند ولي قرآن مجيد فلسفه اي بالاتر را بيان فرموده و آن (دست يابي به تقوا) است.
و - كسي كه خدا را حكيم و دستورهايش را بر اساس حكمت مي داند، نبايد به خاطر اين كه امروز دليل حكمي را نمي داند از انجام آن تخلّف كند.

ز - در هر جا از قرآن و حديث، دليل محكمي بر فلسفه حكمي نداريم، بهتر است ساكت باشيم و با يك سري توجيهات و حدسيات، دليل تراشي نكنيم.

هـ - اگر گوشه اي از اسرار حكم خدا را شناختيم، نبايد گمان كنيم كه بر همه اسرار واقف گشتيم. آن كه فلسفه حكمي را را بفهمد، نمي تواند خيال كند آن چه فهميده، تمام است و ديگر چيزي جز آن نيست. مگر با عقل و فكر محدود انساني، مي توان به عمق احكامي كه از علم بي انتهاي خدا سرچشمه گرفته، پي برد؟

ن – از آن جا كه در دوران ائمه عليهم السلام همه مردم قدرت هضم بسياري از اسرار را نداشتند؛ ائمه (عليهم السلام) تنها در جواب افرادي كه چيزي در زمينه فلسفه احكام سوال مي نمودند، مطالبي را كه مطابق با فكر و درك آن ها بود، بيان مي كردند. بديهي است كه در اين گونه موارد، نمي شود حكم كرد كه فلسفه و اسرار آن احكام منحصر به چيزي است كه در آن روايت اشاره شده است؛ زيرا اگر پرسش كنندگان اسرار زيادتري را مي خواستند، پيشوايان ديني از جواب دريغ نكرده و مطالب زيادي مي گفتند و ما از اين نمونه ها زياد داريم كه شخصي از امام چيزي را مي پرسيد و جوابي مي گرفت و دوباره كه سؤال مي كرد، امام مطلب عميق تري را براي او بيان مي فرمود.[3]

ي - همان عقلي كه ما را به فهميدن فلسفه احكام دعوت مي كند، همان مي گويد: اگر جايي ندانستي، از آگاهان بپرس، اين همان تعبد در برابر اولياي دين است.

پي نوشت :
[1] - شاخص ترين اين كتاب ها، كتاب علل الشرايع شيخ صدوق است كه هم اكنون ترجمه آن نيز موجود مي باشد .
[2] - محسن قرائتي، پرتويي از اسرار نماز، مركز فرهنگي درس هايي از قرآن، تابستان 1387، هجدهم، ص 66
[3] - يك نمونه آن مربوط مي شود به كسي كه از علت نامگذاري كنيه پيامبر خدا به « ابوالقاسم» سوال نمود كه امام در ابتدا جوابي دادند اما پس از سوال مجدد اين شخص امام به بيان مطالب عميقي در اين زمينه پرداختند . ( علل الشرائع، ج 1، باب 106، حديث 2)
 

نماز پيامبر سلام سلام نماز اسلام
قرآن ملائكه نمازگزار مومنان رحمت
تلقين انبياء نماز جماعت
كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
NotCache List Paramters: 6&0&0!Model&219 Name List:نمايش رندوم كتب - كل ++++++