wait لطفا صبر کنید

مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين
0.0 (0)

چرا اميرالمومنين(ع) با طلحه و زبير مصالحه نكرد؟

امام على(عليه السلام) كسى است كه علاوه بر تنصيص وحى الهى بر امامت او، مهاجر و انصار در مدينه منوره همگى با او به عنوان امام و خليفه رسول خدا بيعت كردند تا حافظ نواميس اسلام و مجرى قانون الهى باشد. مسلّماً اين بيعت حجت را بر امام تمام نمود كه در مقابل مفسدان و كسانى كه  در دوران گذشته به زراندوزى و مكيدن خون مظلومان پرداخته اند، بايستد  و حق آنان را از ستمگران باز ستاند. لذا، به اصرار انقلابيون و به حكم وظيفه شرعى، لازم بود تمام استانداران و فرمانداران عثمان را كه نوعى نارضايتى در ميان امت اسلامى پديد آورده بودند بركنار سازد و انسان هاى صالح و پاكدامن را به جاى آنان بنشاند.
طلحه و زبير، خواستار حقوق بيشتر شدند، در حالى كه امام، بيت المال را در ميان صحابه و تابعان، يكسان تقسيم كرد. اين سبب شد كه آنان، كينه على را به دل گيرند و به عنوان عمره و زيارت خانه خدا، مدينه را ترك گفتند و با پول يعلى بن اميه كه يكى از گماشتگان عثمان بود لشگرى ترتيب دادند تا عراق را از قلمرو حكومت امام بيرون سازند و براى آن كه بتوانند افكار ناآگاهان را به خود جلب كنند، همسر پيامبر را كه مأمور بود در خانه بنشيند، از آنجا بيرون نيايد با خود به همراه ساختند، پس از ورود به بصره، گروهى از مأموران دارالأمارة را كشتند، و آنجا را تصرف كردند و استاندار على را كه عثمان بن حنيف نام داشت، شكنجه كرده و موهاى صورت او را كندند.
آيا در چنين شرايطى صحيح است كه على(عليه السلام) دست روى دست بگذارد و متجاوزان را تنبيه نكند در حالى كه مردم با او بيعت كرده اند و از او خواهان امنيت و اجراى عدالت هستند؟
آنگاه كه متجاوزان در بصره سركوب شدند، معاويه از بيعت با على(عليه السلام) امتناع كرد و خواهان خلافت و حكومت در سرزمين شام شد.امام در نامه هاى خود، او را نصيحت كرد و پيام هايى رد و بدل شد، اما تأثيرگذار نبود و او با لشكرى عظيم و با اندوخته هاى دوران عثمان به سوى صفين حركت كرد و شريعه فرات را تصاحب نمود. آيا با اين شرايط على(عليه السلام) بايد دست روى دست بگذارد و خليفه خدا و خليفه منتخب مردم، سرزمين هاى اسلام را به دست شورشيان مفسده جو بسپارد؟ از اين گذشته،جنگ با اين سه گروه، سفارش مستقيم پيامبر به على بود،على به خاطر داشت كه پيامبر به او امر كرده است كه با سه گروه بجنگد: پيمان شكنان(ناكثين)،متجاوزان و ستمگران(قاسطين) و از دين و فرمان بيرون رفتگان(مارقين)، در حديث است كه فرمود: «أمرنى رسول الله بقتال الناكثين والقاسطين والمارقين». 
اميرالمومنين (ع) در خطبه 33 نهج البلاغه اشاره مي كند امّت اسلامى در برهه پس از پيامبر(ص)، برگشت به سوى افكار و برنامه ها و سنن جاهلى را شروع كرده بود و هر روز از مسير پيغمبر و اسلام و قرآن فاصله بيشترى مى گرفت كه يك نمونه آن، حركت ظالمانه آتش افروزان جنگ جمل براى كسب قدرت، همراه با شكستن بيعت و ريختن خون مسلمانان بود. امام مى خواست اين عقب گرد به سوى جاهليت را در هم بشكند و رسالت تاريخى خود را در حمايت از انقلاب اسلام، تجديد كند. به همين دليل در دنباله اين سخن مى افزايد: «به خدا سوگند! من باطل را مى شكافم تا حق از پهلوى آن خارج گردد»؛ (فَلاَنْقُبَنَّ الْبَاطِلَ حَتّى يَخْرُجَ الْحَقُّ مِنْ جَنْبِهِ).
به تعبير ديگر، باطل هميشه سعى دارد تا پوششى بر روى حق بيفكند و آن را مخفى و مكتوم سازد. هنگامى كه پرده هاى باطل شكافته شد، نور حق و جلوه واقعيّت، براى همگان آشكار مى گردد.

منبع:

پايگاه اطلاع رساني آيت الله سبحاني. پيام امام علي(ع)، آيت الله مكارم شيرازي، جلد2، ص 292.

كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
NotCache List Paramters: 6&0&0!Model&219 Name List:نمايش رندوم كتب - كل ++++++