wait لطفا صبر کنید

مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين

تفسير » انسان در قرآن

تعداد بازديد:(728)
0.0 (0)

امتناع ابليس از دستور خداوند، از چه نوعي بود

سوره بقره/ آيه 34: «وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ»؛ [و (ياد كن) هنگامي را كه به فرشتگان گفتيم: «براي آدم سجده و خضوع كنيد!» همگي سجده كردند؛ جز ابليس كه سر باز زد، و تكبر ورزيد، (و به خاطر نافرماني و تكبرش) از كافران شد.]

ماده «كبر» به صورت استكبار و تكبر استعمال مي شود و هر دو زياده خواهي و افزون طلبي را مي فهمانند. استكبار، متضمن مبالغه در كبر نيز هست. تفاوت كبر و عجب در اين است كه عجب، «خود بيني» است و كبر، «خود بزرگ بيني»؛ از اين رو معناي كبر مضاف است، يعني خود را از ديگري بزرگتر ديدن يا خود را بزرگ ديدن و ديگري را كوچك پنداشتن.

كلمهٴ «استكبر» و آمدن آن پس از «أبي» دلالت دارد كه سرپيچي ابليس از دستور خداوند به سجده بر آدم، بخاطر استكبار بود، نه از روي شفقت و ترس. به خلاف مسألهٴ امتناع آسمان‏ها، زمين و كوه‏ها از پذيرش بار امانت، كه شفقت و ترس از سنگيني بار تكليف مطرح بود: «إنّا عرضنا الأمانة علي السموات والأرض والجبال فأبين أن يحملنها وأشفقن منها»[1]

البته امتناع آسمان ها و زمين كه به حسب ظاهر مكلف نيستند با اِمتناع ابليس كه مي ‏تواند مكلَّف باشد فرق دارد. آنچه باعث سقوط از مقامي رفيع مي ‏شود نپذيرفتن تكليف از روي استكبار است (يعني ادّعاي استقلال موجود ذليل در برابر خداي عزيز)، نه امتناع مشفقانه و ترسِ از عدم قدرت بر تحمّل تكليف.

خلاصه آن‏كه، إبا و اِمتناع گاهي از قبول و پذيرش چيزي است و گاهي از انجام كار خاص و در هر دو صورت، گاهي نيكو و پسنديده است و زماني مذموم و ناپسند.

پي نوشت: ---------------

[1] احزاب/ 72

تسنيم، ج 3، ص 269 و 280

برچسب:

امتناع استكبار
NotCache List Paramters: 6&0&0!Model&219 Name List:نمايش رندوم كتب - كل ++++++