wait لطفا صبر کنید

مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين
0.0 (0)

آيا معاملات در نگاه دين، هويت مستقلي از تجارت بشري دارد؟

 داد و ستد و معاملات متعارف بشري - به معناي عام- مشتمل بر چهار ركن است: فروشنده، خريدار، كالا و قيمت (بايع، مشتري، مثمن و ثمن). اين اركان چهارگانه كاملاً از يكديگر جدا و متمايز است؛ زيرا فروشنده كالايي را عرضه مي‏ كند و خريدار با بهايي كه مي ‏پردازد، كالا را با شرايط خاص مالك مي‏ شود؛ خواه فروشنده از رهگذر اين داد و ستد سودي ببرد يا مغبون گردد. معاملات مهمّ، علاوه بر اركان ياد شده دو ركن ديگر نيز دارند: يكي سند (قباله) و ديگري شاهد.

امّا تجارت انسان با خدا كه در قرآن كريم تبيين شده، از يك سو با تجارت هاي رايج و متعارف بشري مشترك و از سويي ديگر با آن متغاير است:


وجه اشتراك آن در اشتمال بر اركان شش‏گانه مزبور است. خداي سبحان در تبيين اركان شش‏گانه تجارت الهي مي ‏فرمايد: ﴿إن الله اشتري من المؤمنين أنفسهم و أموالهم بأنّ لهم الجنة يقاتلون في سبيل الله فيقتلون ويقتلون وعداً عليه حقاً في التورية والإنجيل والقران ومن أوفي بعهده من الله فاستبشروا ببيعكم الذي بايعتم به وذلك هو الفوْز العظيم)[1] در اين تجارت، خريدار: خداي سبحان، فروشنده: انسان مؤمن، مورد معامله: جان پاك و مال پاكيزه، بها: بهشت ابدي، شاهد: انبياي الهي و قباله و سند رسمي و امضا شده آن: كتابهاي آسماني آنان، مانند تورات و انجيل و قرآن كريم است.


امّا وجه افتراق تجارت الهي با تجارت بشري آن است كه تجارت با خدا درجاتي دارد و در برخي از درجات آن گرچه اركان چهارگانه(فروشنده، خريدار، كالا و بها) وجود دارد، ليكن فروشنده، عين كالا و خريدارْ عين بهاست و فرقشان تنها به اعتبار است(اتحاد بايع و مبيع و اتحاد مشتري و ثمن)؛ زيرا در اين نوع تجارت، فروشندهْ حقيقت هستي خود را مي‏ دهد و لقاي خريدار را مي ‏گيرد.
توضيح اين كه، گاهي تفاوت فروشنده و كالا و همچنين تفاوت خريدار و قيمت، حقيقي است؛ زيرا فروشنده كالايي خاصّ (غير از هستي خود) را مي‏ فروشد و خريدار نيز با پرداخت بهايي خاص (غير از لقاي خود) متاع فروشنده را خريداري مي‏ كند. پس كالا و بها چيزي غير از هستي فروشنده و لقاي خريدار است، ولي گاهي تفاوت فروشنده و كالا و همچنين مشتري و بها اعتباري است؛ زيرا فروشنده، حقيقت هستي خود را مي ‏دهد و مشتري نيز به جاي هر چيز ديگر لقاي خود را نصيب فروشنده مي‏ كند و به او اجازه ملاقات و ديدار خود را مي‏ دهد.
خداي سبحان مولايي است كه به عبد مملوك خود مي ‏گويد: هستي تو و آنچه در اختيار توست، از آنِ من است و من به تو وكالت مي‏ دهم تا خود را به من يا به ديگري (شيطان و...) بفروشي. حال اگر هستي خود را به من فروختي آزاد خواهي شد و اگر به ديگران فروختي برده و بنده آنان خواهي شد. در اين جا فروشنده با كالايي كه مي ‏فروشد، يكي است و مشتري نيز با بهايي كه در اختيار فروشنده قرار مي ‏دهد يكي است؛ گرچه ادراك اين وحدت و عينيت در ناحيه مشتري و بها دشوار است؛ زيرا لقاي الله غير از ذات اوست، ليكن تحليل مقام اشترا (و در جايگاه مشتري واقع شدن) نشان مي‏ دهد كه خريداري خدا، وصف ذات او نيست، از اين رو اگر مرحله اشتراي واجب به خوبي بررسي گردد، معلوم مي ‏شود كه چندان فاصله‏ اي با مرحله بها و ثمن ندارد.

پي نوشت:

[1] سوره توبه، آيه 111.

تفسير تسنيم، ج2، ص 299.
 

كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
NotCache List Paramters: 6&0&0!Model&219 Name List:نمايش رندوم كتب - كل ++++++