wait لطفا صبر کنید

مركز پاسخگويي به سوالات ديني انوارطاها

احكام شرعي

تفسير

تاريخ

كتابخانه

اعتقادات

مشاوره

ويژه ها

نماز

پاسخگويي آنلاين
0.0 (0)

آيا خداوند و فرشتگان مجرد هستند؟

توجه به امور ذيل، ما را در يافتن پاسخ صحيح يارى مى‏ كند. در عالم هستى، چهار عالم كلى تحقق دارد كه به تناسب شدت وجود، ترتيب يافته است:
1. عالم اسما و صفات كه «عالم لاهوت» ناميده مى‏ شود. اين عالم، خبر از كمال و كمالات بى‏ حد ذات حضرت حق مى ‏دهد؛ چنان‏كه از تنزّه حضرت ذات و قدس و طهارت از هر نقص و عيب، و شائبه عدم، و نيستى، نداشتن و فقدان حكايت مى‏ كند. به بيان ديگر اين عالم، عالم ظهور اسم و صفتى خاص و تعين خاصى از حضرت ذات است و جلوه ‏اى از جلوه ‏هاى آن.
2. عالم تجرد تام كه «عالم عقل و روح و جبروت» نام دارد؛ اين عالم از ماده و احكامى كه با ماده است، مجرّد و مبرّا است.
3. عالم مثال كه به آن «عالم خيال و برزخ و ملكوت» گويند؛ اين عالم از ماده مبرّا است؛ ولى از احكامى كه با ماده است، پيراسته نيست.
4. عالم طبيعت و به آن «عالم ناسوت» نيز مى ‏گويند؛ اين عالم نه از ماده‏ مبرّا است و نه از احكام ماده. [1]
امّا اينكه خداوند مجرّد است و با ملائكه- كه از موجودات عالم تجردند- در سنخ وجود مشترك است، چنين نيست؛ بلكه او فوق عالم تجرد؛ بلكه فوق عالم اسما و صفات است.
ذات حق، وجودِ صرف و صرفِ وجود است. هيچ گونه حدّى ندارد و غير محدود است. از جميع تعينات- چه مفهومى و چه مصداقى- مبرّا است؛ زيرا «اطلاق» و «عدم تعين» نيز به جاى خود نوعى تعين و قيد است و مقام ذات از آن هم منزّه و مبرّا است.
تعينات الهى و وصفى- و به تعبيرى اسما و صفات حق- همه از مقام ذات متأخرند و همه در مقام تجلّى، به ظهور مى‏ رسند. در تجلّى ذات غيبى است كه اين اسم و آن اسم و اين صفت و آن صفت، مطرح مى‏ گردد. البته اين بدان معنا نيست كه در ذات، كمالات صفات و اسما هست؛ بلكه به اين معنا است كه در مقام ذات، اسما و صفات به نحوى كه تعين داشته باشند و اسمى متمايز از اسم ديگر و صفتى متمايز از صفت ديگر ويا اسم و صفتى متمايز از ذات باشد، وجود ندارد. براى مثال كمال علم بى ‏حد و حدود در ذات هست؛ ولى نه به نحوى كه تعين داشته باشد؛ يعنى، مثلا «علم» باشد، و «قدرت» نباشد. همچنين كمال قدرت نامحدود در مقام ذات هست؛ ولى نه به نحوى كه تعين داشته باشد و «قدرت» باشد، اما علم نباشد، بلكه حقيقتى است كه همه كمالات را داراست و كمالات از يكديگر جدايى ناپذيرند. به عبارتى كمالات ذات خداوندى از نظر مفهومى متعددند، اما از نظر مصداقى يكتا و بى ‏همتايند.
علامه طباطبايى؛ مى ‏فرمايد: «و چون وجود واجبى، صرف و خالص است، نا محدود مى ‏باشد و در نتيجه از هر نوع تعين اسمى و وصفى و هر نحوه تقييد مفهومى، منزّه خواهد بود؛ بلكه از همين حكم (كه ذات او و وجود او را هيچ گونه تعين و قيدى نيست) نيز مبرّا مى‏باشد». [2]

پي نوشت:

[1]  رسائل توحيدى، صص 141- 143؛ معاد يا بازگشت به سوى خدا، ج 1، صص 212- 225.

[2] رسائل توحيدي، ص20-21.

محمدرضا كاشفي، خداشناسي، ص110-111.

كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
NotCache List Paramters: 6&0&0!Model&219 Name List:نمايش رندوم كتب - كل ++++++